تکنيک هاي دشمن شناسي از منظر امام علي قسمت اول را اينجا مطالعه کنيد لينک هاي جذاب فيلم مرتبط با عناوين را حتما ببينيد (در کنار هر عنوان) لينک هاي صوتي مرتبط را اينجا بشنويد تاکتيکهاي دشمنان سه جريان عمده مخالف حکومت حضرت علي(ع) هر يک به روشي به دشمني با حضرت پرداختند و براي دستيابي به اهداف خويش توطئه هاي فراواني به راه انداختند. از اين سه جريان، ناکثين از همه بيشتر در اين راه پيش قدم بوده اند. اينها کساني بودند که جزء اصحاب پيامبر و از اولين بيعت کنندگان با حضرت امير(ع) بودند. سمبل اين جريان طلحه و زبير هستند. بررسي اين جريان مي تواند ما را در شناخت دشمنان داخلي انقلاب اسلامي که در لباس دوستي تيشه به ريشه انقلاب مي زنند، ياري دهد. جريان ناکثين (پيمان شکنان) قصه دردناک خودي هاي بريده از آرمان ها است. ناکثين داستان عبرت آميز برگزيدگاني است که دنياطلبي، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام(ع) کشاند. اين جريان آينه عبرت است. درسي براي تمامي کساني که باور دارند دنيا محل امتحان است و ماده امتحاني آن، عشق به خداست. «به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مکر و حيله نيستم.» مهمترين روش ها و تاکتيک هاي دشمنان اسلام از ديدگاه حضرت علي(ع) عبارتند از: انجام فعاليتهاي سازماني و تشکيلاتي(فيلم 1 . 2 ) فعاليت تشکيلاتي و سازمان يافته، تأثير مهمي در پيروزي يک جريان دارد. ناکثين با آگاهي از نقش و تأثير فعاليت سازماني تلاش کردند تا در قالب يک گروه، حزب و سازمان، متشکل شوند و اهداف خود را به آساني پيش ببرند. علي(ع) بيان مي دارند، با اينکه اهل باطل در درون خود جهنمي از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب يک تشکل به مقابله با حق مي پردازند. علي(ع) در نهج البلاغه آنگاه که سخن از پيمان شکنان مي کند بر روي اين نکته تأکيد مي کند که اينان گروهي متشکل و سازمان يافته هستند. دشمنان براي رسيدن به اهداف خود با يکديگر متحد شده و همکاري مي کنند. علي(ع) طلحه و زبير، يعلي بن اميه و عبدالله بن عامر را مثال مي زند و مي فرمايد: «با اينکه طلحه و زبير از شورشيان عليه عثمان بودند هزينه سپاه خود را در جنگ جمل از طريق فرمانداران عثمان تأمين مي کردند به طوري که يعلي بن اميه که از طرف عثمان در صنعا حکومت مي کرد و اموال زيادي اندوخته بود چهار هزار دينار و هفتصد شتر در اين راه، در اختيار زبير قرارداد.» عبدالله بن عامر نيز که از فرمانداران عثمان بود همين اندازه بودجه سپاه را تأمين کرد و شتري به نام عسکر در مقابل ششصد درهم در اختيار طلحه قرار داد. ابن ابي الحديد مي نويسد: وقتي طلحه و زبير شورش کردند، معاويه در نامه اي به زبير از وي به عنوان اميرالمؤمنين ياد مي کند: «به نام خداوند رحمان و رحيم، به بنده خدا، زبير امير مؤمنان، از معاويه پسر ابوسفيان. درود بر تو، همانا من براي تو از اهل شام بيعت خواستم، آنان پذيرفتند و دسته جمعي اطاعت نمودند. بر شما باد که بصره و کوفه را در يابيد که فرزند ابوطالب بر شما سبقت کرد. بعد از به دست آوردن اين دو شهر، ديگر مشکلي در کار نيست و من بعد از تو با طلحه بيعت نمودم. پس خونخواهي عثمان را اعلام کنيد و مردم را نيز به اين مطلب دعوت نماييد و بايد جديت فراوان و چابکي براي اين کار داشته باشيد.» اينجا است که علي(ع) از اين مجموعه به عنوان حزب شيطان تعبير مي کند و مي فرمايد: «الا و ان الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله آگاه باشيد شيطان حزب خويش را گرد آورده و سواران و پيادگان لشکر خويش را فراخوانده است.» بنابراين، علي(ع) به مسلمانان هشدار مي دهد که دشمنان براي رسيدن به مقاصد خويش و سرنگوني حکومت اسلامي، با همديگر متحد مي شوند و در قالب سازمان و يا حزب به مبارزه خود ادامه مي دهند. «و اينان در طلب حقي هستند که خود آنرا ترک کرده اند و خواهان خوني که خود آنرا ريخته اند.» شعارها و بهانه هاي عامه پسند( فيلم ) يکي از مهم ترين روش هاي مخالفان، طرح شعارهاي عامه پسند است. از اين طريق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه مي کنند و براي مردمي جلوه دادن حرکت خود، شعاري مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب مي سازند. اين شعار و بهانه بنابر مقتضيات زمان به شکلي خاص مطرح مي شود. درزمان حکومت علي(ع) سوژه پيراهن عثمان براي مخالفان آن حضرت بهانه مناسبي بوده است. عجيب اين است که کساني که خود در رأس مخالفان حکومت عثمان بودند حتي شادي خود را از قتل عثمان پنهان نکردند، پيراهن خونين عثمان را علم کردند و به مخالفت با علي(ع) برخاستند. ابن ابي الحديد مي گويد: طلحه، سخت ترين تحريک کنندگان عليه عثمان بود و بعد از او زبير در اين قسمت از همه بيشتر پافشاري مي کرد. بلاذري از ابي مخنف و ديگران نقل کرده است: وقتي مردم، عثمان را محاصره کردند، طلحه براي آنکه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان کشته شود از ارسال آب و نان براي عثمان جلوگيري مي کرد. تا آنجا که علي(ع) از اين ماجرا به خشم آمد و براي عثمان آب فرستاد. حضرت علي(ع) اين جريان را چنين تحليل مي کند: «به خدا سوگند او (طلحه) براي خونخواهي عثمان با عجله دست به کار نشد، جز اينکه مي ترسيد خون عثمان از خود او مطالبه شود زيرا او متهم به قتل عثمان است و در ميان مردم از او حريص تر بر کشتن عثمان يافت نمي شود...» و در جاي ديگري مي فرمايد: «... و انهم ليطلبون حقاً هم ترکوه و دماء، هم سفکوه...» «و اينان در طلب حقي هستند که خود آنرا ترک کرده اند و خواهان خوني که خود آنرا ريخته اند.» به هر حال، ناکثين براي ايجاد ترديد در مسلمانان و مغالطه کاري، گروهي را به عنوان خونخواه دور خود جمع کردند تا حکومت علي(ع) ساقط شود. علي(ع) شيوه پيمان شکنان را بهانه جويي و سوژه يابي معرفي مي فرمايد: بهانه هايي که مي آورند چيزهايي است که تنها در ظاهر، رنگ و رويي دارد و در باطن هيچ. رهنمودهاي علي(ع) درباره بهانه تراشي هاي دشمنان، ما را به هوشياري در برابر دشمنان و بهانه هايي که آن را دستاويز توطئه هاي خود قرار مي دهند دعوت مي کند. استفاده ابزاري از چهره هاي مقبول( فيلم ) شخصيت ها و چهره هاي شناخته شده، همانگونه که يکي از عوامل مهم پيروزي بوده اند، گاهي بزرگترين عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش مي کنند تا با استفاده از اين چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناکثين در راه هدف شوم خود، عايشه همسر پيامبر(ص) را با خود همراه کردند زيرا عقيده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پيامبر(ص)، همراه عايشه در راه مبارزه با علي(ع) همگام مي شوند و اين نقشه نيز مؤثر واقع شد. علي(ع) درباره اين روش مبارزه ناکثين چنين مي فرمايد: «پس اينان شورش کردند، در حالي که همسر رسول خدا را همچون کنيزي که براي فروش مي برند، به دنبال خود کشاندند در حالي که همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بيگانگان دور باشند) و پرده نشين حرم پيامبر را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند» عايشه عالي ترين چهره براي تبليغات طلحه و زبير بود. اين دو از عنوان ام المؤمنين سوءاستفاده فراوان کردند و از اين راه توانستند مردم را در جنگ جمل عليه علي(ع) بسيج کنند. علي(ع) در برخورد با اين شيوه دشمن مي فرمايد: «راه جلوگيري از انحراف اين است که حق را شناخت نه شخصيت افراد را» اين طريق بهترين شيوه براي حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و بايد مورد توجه ملت ايران نيز قرار گيرد. ايجاد شبهه ( فيلم ) از آنجا که حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمي است، باطل با وصف بطلانش نمي تواند ظاهر شود. باطل آنگاه مي تواند نفوذ کند که لباس حق بپوشد و اين همان چيزي است که علي(ع) از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه ياد مي کند. شبهه چيزي است که شبيه به حق است. علي(ع) مي فرمايد: «شبهه را از اين رو شبهه نام نهادند که شباهت به حق دارد اما براي دوستان خدا، نوري که آنان را در تاريکي هاي شبهه راهنمايي کند، يقين آن ها است، و راهنماي آن ها، مسير هدايت است، ولي دشمنان خدا، گمراهي شان آنان را به شبهات دعوت مي کند. حضرت علي(ع) يکي ديگر از روش هاي دشمنان را ايجاد شبهه در ميان مردم مي داند و معتقد است براي مردمي که به حقايق واقف نيستند، بزرگترين خطر، شبهه است، زيرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزيه و تحليل ندارند که باطل را تشخيص داده و لباس حق را از تن باطل برکنند و دشمنان نيز در پي همين فرصت هستند. به اعتقاد علي(ع)، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه مي دهند، تا آنجا که گاه حتي بر نزديکان هم، حق مشتبه مي گردد. کار شبهه، گاه به آنجا مي رسد که حتي «حق ناطق» و «تبلور راستين حق» هم بايد تلاش زيادي براي معرفي حق کند تا شبهه داران باور کنند که لباس حق را بر باطل پوشانيده اند. هنگامي که علي(ع) نزديک بصره رسيد، پيمان شکنان کسي را نزد حضرت فرستادند تا حقيقت حال را جويا شود و بدانند با شورشگران (ناکثين) چگونه رفتار خواهد کرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام(ع) چگونگي رفتار خويش را به شکلي بيان فرمود که براي اين شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در اين هنگام که امام اعتراف او را نسبت به حقانيت خويش يافت از او خواست بيعت کند،اما او پاسخ داد: من فرستاده گروهي هستم و از پيش خود کاري نمي کنم. امام(ع) فرمود: - اگر آن ها تو را گسيل مي داشتند که محل ريزش باران را برايشان بيابي و سپس به سوي آن ها باز مي گشتي و از مکان سبزه و آب آگاهشان مي کردي اگر مخالفت مي کردند و به سرزمين هاي بي آب و علف روي مي آوردند تو چه مي کردي؟ - آن ها را رها مي ساختم و به جايي که آب و گياه بود مي رفتم. - پس دستت را دراز کن و بيعت نما. آن شخص مي گويد: سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق بر من، توانايي امتناع را نيافتم و با آن حضرت بيعت نمودم. بزرگترين آفت انقلاب اسلامي ايجاد شبهه و شک و ترديد در ميان مردم است. طرح مسايل بي-اساس در جامعه بويژه در زمينه مسايل اعتقادي و ديني از سوي برخي گروه ها مي تواند اعتماد مردم را به انقلاب و نظام سست نمايد و در دراز مدت خطر جدي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي به حساب آيد. مقابله با اين ترفند دشمن از ضرور ي ترين وظايف نيروهاي مؤمن و انقلابي است و دراين زمينه بايستي توصيه هاي علي(ع) را جدي گرفته و سرلوحه کارشان قرار دهند. يکي از شگردهاي دشمنان اين است که سعي مي کنند پيوسته مردم را در جهل و ناداني نگه دارند و براي مبارزه از اين روش بهره ها مي گيرند. از ديدگاه علي(ع) طلحه و زبير با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا کنند. امام(ع) دراين باره خطاب به مردم بصره مي فرمايد: «سرزمين شما به آب نزديک است و از آسمان دور، عقل هايتان سبک و افکار شما سفيهانه است، پس هدف خوبي براي تيراندازانيد و لقمه چربي براي مفتخواران و صيدي براي صيادان! افراد جاهل، سريع ابزار و آلت دست زيرک ها قرار مي گيرند و سد راه مصالح عاليه اسلامي واقع مي شوند. هميشه منافقان بي دين، مقدس نماهاي احمق را عليه حکومت اسلامي برمي انگيزانند. مکر و حيله( فيلم ) علي(ع) مکر و حيله را از اصولي ترين روش هاي دشمنان اسلام مي داند و علت اتخاذ اين روش را در دوري آن ها از اخلاق و معنويت عنوان مي کند. زيرا سياست درنظر آن ها عبارت است از مکر و حيله، و از سياست چيزي جز آن نمي فهمند. شورشگران بصره نيز از راه مکر و حيله وارد صحنه کارزار شدند. اينها از اولين کساني بودند که با آن حضرت بيعت کردند و بعداً پيمان خود را شکستند. يکي از آن ها مروان بن حکم بود. وي در جنگ جمل اسير شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسين(ع) آزاد شد. پس حسنين(ع) از امام علي(ع) خواستند که مروان مي خواهد با شما بيعت کند. حضرت بالحني خشم آلود فرمود: «مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نکرد. هرگز نيازي به بيعت او ندارم دستش دست يهودي (دست خيانتکار و بي وفا) است، اگر با دستش بيعت کند، با پشت خود به شکستن پيمان اقدام مي کند.» زماني که عده اي مي گفتند معاويه از علي(ع) سياستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود: «به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مکر و حيله نيستم.» بنابراين يکي از راهکارهاي دشمنان اسلام از ديدگاه علي(ع) استفاده از مکر و حيله است. اين مکر و حيله در زمان هاي مختلف به اشکال متفاوت رخ مي نمايد. تبليغات و جوسازي( فيلم ) يکي ديگر از شگردهاي هميشگي اهل باطل، جوسازي و تبليغات منفي است. دشمنان با ايجاد جريان هاي انحرافي، افرادي را اسير خود کرده به دنبال خويش مي کشانند. علي(ع) مي فرمايد: «اي مردم! در طريق هدايت از کمي افراد وحشت نکنيد زيرا مردم در اطراف سفره اي اجتماع کرده اند که مدت سيري آن کوتاه و گرسنگي آن طولاني است.» امام(ع) از تبليغات دشمنان به رعد و برق تعبير مي کند و تأکيد مي کند که آنان از طريق سرو صدا هم نمي توانند به نتيجه برسند زيرا باطل محکوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولي اهل ايمان اول عمل مي کند بعد شعار مي دهد. «قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتي نوقع ولانسيل حتي نمطر «بازيگران کارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هياهو و خروش، شکست خوردند ولي ما براي تهديد ديگران رعدآسا نمي خروشيم تا شکست دشمن تهديد عملي براي آنان گردد و تا باران سيل آور نبارانيم سيلي به راه نمي اندازيم. ايجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمين ( فيلم ) برنده ترين سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از اين طريق مي کوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار کند. اميرالمؤمنين(ع) بيشترين تاکيد را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند که براي استحکام نظام و حرکت اجتماعي وحدت و هماهنگي، لازم و تفرقه زيانبخش است. آن حضرت بيان مي دارند که دشمنان وي از طريق تفرقه در صفوف يارانش توانستند غائله جمل و صفين را به وجود آورند و مردم را به شورش عليه حکومت اسلامي دعوت کنند. آن حضرت درباره دشمنانش مي فرمايد: «بر مأموران من و خزانه داران بيت المال مسلمين که در اختيار من است وارد شدند و در شهري که همه مردمش در اطاعت و بيعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعيت آن ها را که همه با من بودند به شورش واداشتند. از نظر حضرت علي(ع)، تفرقه، آثاري همچون از ياد بردن اهداف الهي، حضور دشمن درکشور و شکست و نابودي و ذلت مؤمن را به همراه دارد. وحدت در نزد علي(ع) آن چنان مهم و با ارزش است که به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامي بيست و پنج سال سکوت را درپيش گرفت. فرصت طلبي( فيلم ) دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه هاي مختلف عليه حکومت اسلامي قيام مي کنند. در واقع، يکي از ويژگي هاي دشمنان اسلام فرصت طلبي آن ها است. آن حضرت خاندان ابوسفيان و قاسطين را فرصت طلباني معرفي مي کند که هيچ گاه قلبا به اسلام گرايش پيدا نکردند و هرگاه فرصتي حاصل مي شد، دست به شورش مي زدند. مهمترين نشانه اين فرصت طلبي برخوردهاي نابخردانه آنان با حکومت علي(ع) بود و بر همين اساس بود که پيامبر(ص) با الهام الهي، باطن معاويه را شناخته و طبق نص صريح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرين قرار داده و محشورشان در قيامت بر غير امت اسلام را براي او پيش بيني کرده است. بنابراين، از ديدگاه علي(ع) دشمن هميشه در کمين است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور مي شود. استفاده ابزاري از مقدسات (فيلم 1 و 2 ) يکي از شيوه هاي دشمنان در طول تاريخ، استفاده ابزاري از مقدسات بوده است. سوءاستفاده از تقدسات، گريزگاه حق گريزي در طول تاريخ بوده است. استفاده معاويه در جنگ صفين از قرآن براي فريب ياران علي(ع) نمونه اي از اين شيوه است. حضرت علي(ع) پس از فتنه تحکيم، در نامه اي به معاويه نوشت: «ثم انک قد دعوتني الي حکم القرآن و لقد علمت انک لست من اهل القرآن و لاحکمه تريد» تو مرا به حکم قرآن دعوت کردي در حالي که اهل قرآن نيستي و حکم او را نمي خواهي» از نظر علي(ع) خوارج، گروهي خشکه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نيز با تفسيرهاي غلط از دين از اين جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را عليه علي(ع) شوراندند. * کليپ صوتي جذاب کجايند عمار ها * مجموعه سخنراني هاي با موضوع از پس فتنه *صوت هاي جذاب علي از فتنه مي گويد تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه نويسنده فرخنده زرگران منبع: ويژه نامه پيام حوزه ش29و28


