تبلیغ در صورتی موثر است كه علاوه بر اینكه مردم، مبلغ را بخاطر علم و تقوی، نظافت و نظم و اخلاقش بپسندند خداوند را نیز دوست داشته باشند تا به دستوراتی كه مبلغ می دهد بخاطر عشق به خدا عمل كنند. برای ایجاد این حب باید عظمت نعمت های او برای مردم یادآوری شود

چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
شیوه های تبلیغ با توجه به آیات و روایات
شيوه هاي تبليغ با توجه به آيات و روايات 1- يادآوري نعمت ها و رحمت هاي الهي تبليغ در صورتي موثر است که علاوه بر اينکه مردم، مبلغ را بخاطر علم و تقوي، نظافت و نظم و اخلاقش بپسندند خداوند را نيز دوست داشته باشند تا به دستوراتي که مبلغ مي دهد بخاطر عشق به خدا عمل کنند. براي ايجاد اين حب بايد عظمت نعمت هاي او براي مردم يادآوري شود. گاهي نعمت هاي کلي مانند نعمت سلامتي و حيات، نعمت علم و ايمان و گاهي نعمت هاي جزئي مانند نعمت چشم و لب و دهان. قرآن کريم در صدها آيه نعمت هاي الهي را برشمرده تا بدينوسيله عشق خداوند در دل مردم زنده شود و دستوراتش را با جان و دل بپذيرند. « يا ايها النّاس اعبدوا ربّکم الذّي خلقکم و الّذين من قبلکم لعلکم تتقون الّذي جعل لکم الارض فراشا و السّماء بناء و انزل من السّماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم فلا تجعلوا الله اندادا و انتم تعلمون » «بقره، 21-22» ترجمه: اي مردم خدايي را بپرستيد که آفريننده شما و پيشينيان شماست، اميد است که پارسا و منزه شويد. خدايي که زمين را فرش و آسمان را سقف قرار داد و بوسيله باران ميوه هاي گوناگون براي روزي شما از زمين روياند پس براي او نظير و مانندي قرار ندهيد در حاليکه آگاهيد. نمونه هايي از نعمت هاي ذکر شده در قرآن: نعمت استقلال و آزادي « و اذکروا اذ انتم قليل مستضعفون في الارض تخافون ان يتخطّفکم النّاس فاواکم و ايّدکم بنصره و رزقکم من الطّيّبات لعلّکم تشکرون » «انفال، 26» ترجمه: اي مومنان بيادآريد زماني را که در بين دشمنان بسيار، عده کمي بوديد، شما را در سرزمين مکه خوار و ذليل مي شمردند و از هجوم مشرکان بر خود ترسان بوديد. پس خداوند شما را در پناه خود آورد و بياري خود، نيرومندي و نصرت به شما عطا فرمود و از بهترين طعام ها روزي کرد، باشد که شکر نعمتش بجاي آريد. نعمت پيروزي بر دشمن « يا ايها الذّين امنوا اذکروا نعمهالله عليکم اذ جائتکم جنود فارسلنا عليهم ريحا و جنودا لم تروها » «احزاب، 9» ترجمه: اي مومنان، نعمت خدا را بياد آريد آنگاه که لشکري بر ضد شما جمع شدند، پس ما بادي تند و سپاهي که با چشم نمي ديديد بر آنها فرستاديم. نعمت رزق و روزي « يا ايّها النّاس اذکروا نعمهالله عليکم هل من خالق غيرالله يرزقکم من السّماء والارض » «فاطر، 3» ترجمه: اي مردم، نعمت خدا را بيادآريد. آيا جز خداوند، آفريننده اي هست که از آسمان و زمين به شما روزي دهد?. نعمت وحدت « و اذکروا نعمهالله عليکم اذ کنتم اعداء فالّف بين قلوبکم » «آل عمران، 103»ترجمه: نعمت خدا را بياد آريد که بين قلب هاي شما الفت و دوستي بر قرار کرد هنگامي که با يکديگر دشمن بوديد. نعمت رهبري و هدايت « يا قوم اذکروا نعمهالله عليکم اذ جعل فيکم انبياء » «مائده، 20» ترجمه: اي قوم، نعمت خدا را برخودتان بياد آريد هنگامي که بين شما رسولاني را قرار داد. همچنين مبلغ بايد بر اين نکته تاکيد کند که دين اسلام، دين رحمت است و هيچگاه در رحمت بر روي بندگان بسته نيست. چه بسا بندگان گناهکاري که بخواهند توبه کنند و به سوي پروردگارشان بازگردند که بايد راه را برايشان باز گذاشت ; « الم يعلموا ان ّ الله هو يقبل التّوبه عن عباده » «توبه، 104» ترجمه: آيا ندانسته اند که خداوند توبه بندگانش را مي پذيرد? «غافر الذّنب و قابل التّوب » «مومن، 3» ترجمه: خداوند بخشنده گناه و توبه پذير ا ست. اوصاف ديگر خداوند متعال همچون ترجمه: غفور، ترجمه: غفّار، ترجمه: رئوف، ترجمه: ودود، نيز حاکي از باز بودن در رحمت است. رحمت خداوند تنها به پذيرش توبه محدود نمي شود بلکه علاوه بر آن بدي ها و گناهان را نيز تبديل به خوبي و ثواب مي کند; « يبدّل الله سيّئاتهم حسنات » «فرقان، 70» « ان ّ الحسنات يذهبن السّيئات » «هود، 114». 2- تحريک عواطف خداوند متعال از اين شيوه براي تربيت انسان ها استفاده مي کند بطور مثال براي دور نمودن مردم از غيبت کردن، آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه مي کند که با توجه به نفرت انسان از مرده خواري عواطف و احساسات را برمي انگيزد: «ايحب ّ احدکم ان يائکل لحم اخيه ميتا» «حجرات، 12». حضرت ابراهيم «ع» عموي خود آزر را با لفظ ترجمه: يا ابت ترجمه: اي پدرم، خطاب مي فرمود، تا شايد از اين راه دلش نرم شده، عاطفه اش برانگيخته و به راه راست هدايت شود «مريم، 42». به خاطر حفظ عواطف و احساسات مردم در سوره حجرات به ما سفارش شده که از يکديگر به زشتي ياد نکنيد. اسلام به ما سفارش کرده است که حتي کودکان را با نام خوب و کنيه صدا بزنيد، اگر کودکي در جايي نشست او را بلند نکنيد. اگر سخني گفت گوش دهيد، اگر به او قولي داديد عمل کنيد. در سلام کردن ميان فقير و ثروتمند فرقي نگذاريد. در ميهماني ها هم فقيران را دعوت کنيد وهم ثروتمندان را. در امر به معروف و نهي از منکر، کلام نرم بکار ببريد. هرگز خود را يکطرفه، بر حق ندانيد و انصاف را رعايت کنيد. اينها همه براي حفظ عواطف و احساسات است. قرآن براي ترساندن مردم از تقسيم ناعادلانه ارث عواطف پدري را تحريک کرده و فرزندان يتيمش را در مقابل چشمان او مجسم مي سازد; « وليخش الذين لو ترکوا من خلفهم ذريه ضعافا خافوا عليهم » «نساء، 9» ترجمه: بايد از خداي بترسند کساني که اگر پس از مرگ خويش فرزنداني ناتوان بر جاي گذارند از سرنوشت آنها بيمناکند. و براي ترغيب فرزندان به احترام والدين و توهين نکردن به آنها پيري و ناتواني آنها را مطرح کرده و مي فرمايد: « و بالوالدين احسانا امّا يبلغن ّ عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف ّ و لا تنهر هما و قل لهما قولا کريما » «اسراء، 23» براي دور نمودن مردم از انفاق ريايي يا انفاق با منت و آزار قرآن کريم چنين تمثيلي را بيان مي فرمايد: آيا مي خواهيد يکي از شما باغي داشته باشد از درخت خرما و انگور که در زير آن درختان، جوي هاي روان و در آن هرگونه ميوه موجود باشد ناگاه ضعف و پيري براي او فرا رسد «که هيچ کاري نتواند انجام دهد» و او، فرزندان کوچک و ناتواني داشته باشد «که به کاري قادر نيستند» و در باغ او بادي آتش بار افتد و همه را بسوزاند و تنها منبع در آمد کودکان ضعيفش نابود شود?«حال کسي که به ريا و منت يا اذيت انفاق کند اينگونه است «بقره، 266». در اين مثال، مسايل پيري، کودک، ضعف، آتش سوزي و فقر مطرح است که همه براي برانگيختن عواطف و احساسات است. و براي ترغيب مردم به ياري يتيمان، روحيه برادري را زنده مي کند; « و يسئلونک عن اليتامي قل اصلاح لهم خير و ان تخالطوهم فاخوانکم » «بقره، 220» ترجمه: و از تو سوال مي کنند که با يتيمان چگونه رفتار کنند. در جواب بگو اصلاح کارشان بهتر است واگر با آنها رفت وآمد کنيد رواست چرا که برادران ديني شما هستند. حضرت عيسي «ع» براي برداشتن عذاب از مردم، در هنگام دعا با جمله اي عاطفي از خداوند مي خواهد; خدايا اگر بني اسرائيل را عذاب کني همه بندگان تواند: « ان تعذّبهم فانّهم عبادک » «مائده، 118». 3- سوال کردن از مخاطب از آنجا که انسان بطور فطري و طبيعي مسايلي را بدون تلقين و تبليغ درمي يابد، بايد در تبليغ از همان يافته هاي عقل و فطرت و وجدان افراد استفاده کرد. لذا بعضي مطالب را بايد با سوال از فطرت انسان ها به آنان رساند که اگر فطرت انساني نمرده باشد حتما قضاوت صحيح خواهد کرد. قرآن در پايان بعضي از آيات مي فرمايد: « و انتم تعلمون » ترجمه: شما خودتان هم مي دانيد. تمام آيات ذکر و تذکر نشان دهنده آن است که انسان از درون مطالبي را مي داند ولي فراموش مي کند که نياز به تذکر دارد. مانند آياتي که مي فرمايد: « فاين تذهبون » «تکوير، 26» ترجمه: کجا مي رويد?. «مالکم کيف تحکمون » «صافات، 154» ترجمه: چگونه حکم مي کنيد? « الم يعلم » ترجمه: آيا انسان نمي دانست ? به هر حال، مبلغ بايد از وجدان و يافته هاي مردم و باورهاي طبيعي آنان استفاده کند. همانگونه که قرآن استفاده کرده است ; خداوند مي فرمايد اگر از کافران و مشرکان سوال کني که چه کسي آسمان ها و زمين را آفريده است و خورشيد و ماه فرمانبردار چه کسي هستند? بطور يقين جواب مي دهند خدا آفريده است. زيرا وجدان آنها اجازه نمي دهد که غير از اين جواب دهند: « ولئن سائلتهم من خلق السّموات و الارض و سخّر الّشمس والقمر ليقولن الله » «عنکبوت، 61». و نيز اگر از آنها سؤال کني که چه کسي از آسمانها آب باران مي فرستد و زمين را پس از مرگش زنده مي کند جواب ميدهند خدا; « و لئن سائلتهم من نزّل من السّماء ماء فاحيا به الارض بعد موتها ليقولن ّ الله » «عنکبوت، 63» قرآن کريم با يادآوري پديده هاي طبيعي، مردم را به تفکر وامي دارد; « افرايتم ما تحرثون. ائانتم تزرعونه ام نحن الزارعون. .. افرائيتم الماء الّذي تشربون ائانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون. .. افرايتم النّار الّتي تورون ائانتم انشائتم شجرتها ام نحن المنشئون » «واقعه، 63-72» ترجمه: آيا نمي انديشيد دانه اي را که در زمين کشت کرديد شما آن را از خاک مي رويانيد يا ما مي رويانيم ? آيا آبي را که «هر روز» مي نوشيد توجه داريد که شما آن را از ابر فرو ريختيد يا ما نازل ساختيم ? آيا در آتشي که روشن مي کنيد مي نگريد? آيا شما درخت آن را آفريديد يا ما آفريديم ? « امّن خلق السّموات والارض » «نمل ،60» ترجمه: چه کسي آسمان ها و زمين را خلق کرده است ? « هل من شرکائکم من يهدي الي الحق ّ» «يونس، 35» ترجمه: آيا از شريکان شما مشرکان کسي مي تواند به راه راست هدايت کند? درباره معاد مي پرسد; « افحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الينا لا ترجعون » «مومنون، 115» ترجمه: آيا گمان کرديد که شما را بيهوده آفريديم و به سوي ما باز نمي گرديد? « افعيينا بالخلق الاوّل » «ق، 15» ترجمه: آيا در آفرينش اول عاجز بوديم «که در برگرداندن دوباره شما عاجز باشيم ? درباره امامت مي پرسد; « افمن يهدي الي الحق ّ احق ّ ان يتبع امّن لايهدّي » «يونس ،35» ترجمه: آيا آنکس که مردم را به سوي حق هدايت مي کند براي پيروي کردن سزاورتر است يا آنکس که هدايت نمي کند? پيامبر لوط به قوم خود که عمل زشت همجنس بازي را پيش گرفته بودند گفت: «اتاتون الفاحشه ما سبقکم بها من احد من العالمين » «اعراف، 80» ترجمه: آيا عمل زشتي انجام مي دهيد که هيچکس پيش از شما آن را انجام نداده است ? به اين آيه بنگريد که خداوند متعال چگونه وجدان انسان ها را به قضاوت مي طلبد; « و کيف تا خذونه و قد افضي بعضکم الي بعض و اخذن منکم ميثاقا غليظا » «نساء، 21» ترجمه: چگونه مهر زنان را از آنان مي گيريد در حاليکه هر يک از شما از ديگري کام گرفته است و آنان از شما پيماني محکم گرفته اند? و آيا وجدان خود را قاضي نمي کنيد که اين عمل پسنديده نيست ? 4- بيان تاريخ و سرنوشت پيشينيان يادآوري سرنوشت ملت هاي گذشته و تاريخ آنان و تجربه هايي که داشته اند در انذار افراد موجود و آيندگان بسيار موثر است. حضرت علي «ع» مي فرمايد: « و ان لم اکن عمّرت عمر من کان قبلي فقد نظرت في اعمالهم » «نهج البلاغه فيض، ص 119» ترجمه: اگرچه من همچون گذشتگان عمر نکردم ولي چنان در کارهاي ايشان نگريستم که مايه عبرت است. در آيات زيادي، خدا حالات افراد و اقوام گذشته را متذکر مي شود: «و اذکر في الکتاب مريم » «مريم، 16». واذکر في الکتاب ابراهيم » «مريم، 41». «واذ کر في الکتاب موسي » «مريم، 51». سير و حرکت در زمين نيز در واقع استفاده از تاريخ و تجربه ديگران است و آثار خوبي دارد; « قد خلت من قبلکم سنن فسيروا في الارض فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين » «آل عمران، 137» ترجمه: پيش از شما ملت هايي بودند و رفتند. بنابراين در زمين گردش کنيد تا ببينيد که تکذيب کنندگان وعده هاي خدا چگونه نابود شدند. « او لم يسيروا في الارض فينظروا کيف کان عاقبه الذّين من قبلهم کانوا اشدّ منهم قوّه و اثاروا الارض و عمروها اکثر ممّا عمروها و جائتهم رسلهم بالبينّات » «روم، 9» ترجمه: آيا در زمين حرکت نکردند تا عاقبت کار پيشينيان خود «چون عاد و ثمود» را ببينند ک از اينها بسيار تواناتر بودند و بيش از اينها در زمين، کشاورزي کردند و کاخ و عمارت برافراشتند و رسولان خدا با آيات و معجزات، براي هدايت آنها آمدند? اما چون نپذيرفتند نابود شدند. خداي بزرگ براي عبرت بني آدم داستان پدر و مادرش يعني آدم و حوا را بيان مي فرمايد و ايشان را متوجه فريب شيطان مي سازد. « يا بني ادم لايفتننّکم الشّيطان کما اخرج ابويکم من الجّنه » «اعراف، 27» ترجمه: اي فرزند آدم، مبادا شيطان شما را فريب دهد آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد. ادامه دارد تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه 1- استاد مطهري، وحي و نبوت، ص 2-141 2- همو، حماسه حسيني جلد 1، ص 252 -242 و ص212 و ص193-189 3- کتاب قرآن و تبليغ، نوشته آقاي قرائتي، ص 69-97

پربازدیدها

پربحث‌ها