در اواخر عمر شریف امام صادق(علیه السلام)، مكتب فقه شیعی از مدینه به كوفه منتقل شد و بدینوسیله، حیات فقهی جدیدی در كوفه شكل گرفت. كوفه در آن زمان مركز علم و تجارت بود و عده زیادی از صحابه، تابعان و فقها به این شهر مهم مهاجرت كردند و مدرسه فقه شیعی در این ش

سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
مهم ترین مکاتب و دوره های فقهی شیعه
مهم ترين مکاتب و دوره هاي فقهي شيعه مهم ترين مکاتب فقه شيعه، به ترتيب زماني از اين قرار است: 1 . مکتب مدينه منوّره : اين مکتب از ابتدا تا اواسط قرن دوم هجري (حيات امام صادق(عليه السلام)) ادامه داشت. 2 . مکتب کوفه : اين مکتب از اواسط قرن دوم تا ربع اول قرن چهارم هجري (غيبت کبرا) ادامه داشت. 3 . مکتب قم و ري : از ربع اول قرن چهارم هجري تا نيمه اول قرن پنجم (زمان مرحوم سيدمرتضي و مرحوم شيخ طوسي) ادامه يافت. 4 . مکتب بغداد : اين مکتب از نيمه اول قرن پنجم تا زمان سقوط بغداد به دست هولاکوخان ادامه داشت. 5 . مکتب حلّه : پس از سقوط بغداد و برچيده شدن بساط علم و دانش از اين سرزمين، علم و دانش در سرزمين حلّه رشد و نمو يافت و تازمان حيات مرحوم شهيداوّل ومرحوم شهيدثاني ادامه يافت. 6 . مکتب جبل عامل 7 . مکتب اصفهان 8 . مکتب بحرين 9 . مکتب کربلا 10 . مکتب نجف اشرف 11 . مکتب قم (عصر حاضر) دوره هاي تاريخ فقه شيعه دوره اول . مکتب مدينه منوّره (عصر صحابه و تابعان): اين د وره از زمان تشکيل جامعه اسلامي در مدينه شروع شده و تا زمان امام صادق(عليه السلام)ادامه پيدا کرد. مدينه پايگاه وحي و محل نزول پيام هاي آسماني است. طبيعي است در چنين مکاني، اولين مکتب فقه اسلامي شکل گيرد و در اين سرزمين، فقهاي شيعه، اعم از صحابه و تابعان جمع گشتند. اين عده پس از امام اميرالمؤمنين، حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)عبارتند از: ابن عباس، سلمان فارسي، ابوذر غفاري و ابورافع ابراهيم. تعداد صحابه شيعه کم بود، ولي در ميان تابعان عده زيادي از شيعيان وجود داشتند که سنّت نبوي را حفظ کرده و آن را به نسل هاي آينده انتقال دادند. معلوم نيست به چه علت عمربن خطاب، از تدوين « سنت نبوي » يا سخنان پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)جلوگيري نمود. اين ممنوعيت تا زمان خلافت عمربن عبدالعزيز ادامه پيدا کرد و در اين مدت سخنان پيامبر اسلام در سينه هاي مردم حبس شده بود و تنها در برخي موارد، سخنان گهربار آن حضرت ميان مردم گفتوگو مي شد. با اين حال، عده اي از فقهاي شيعه، برخي مجموعه هاي حديثي را گردآوري کردند. حضرت اميرالمؤمين(عليه السلام) اولين کسي بود که در زمينه فقه و حديث کتابي را تصنيف کرد که البته عمربن خطاب با او مخالفت مي کرد. سيوطي مي نويسد: در مورد نوشتن علم و دانش بين صحابه و تابعين اختلاف زيادي وجود داشت. عده اي از آن رويگردان بودند و عده اي ديگر آن را جايز شمرده و به جمع آوري احاديث و علوم اقدام نمودند; مانند علي(عليه السلام) و فرزندش حسن(عليه السلام). امام اميرالمؤمنين کتابي به نام جامعه گردآوري کرد که آن با املاء پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) و خط اميرالمؤمنين(عليه السلام) است. اندازه (اوراق) آن هفتاد ذراع است و نام جامعه در روايات متعدد از معصومان(عليهم السلام) ذکر شده است. بنا به نقل ابن شهر آشوب، سلمان فارسي کتابي در زمينه حديث تدوين کرد. علي بن ابي رافع بنده آزاد شده پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) و از خواص اميرالمؤمنين(عليه السلام)بود. نجاشي درباره او مي گويد: او از شيعيان برگزيده و از دوستان اميرالمؤمنين(عليه السلام)و از کاتبان آن حضرت بود. او احاديث فراواني جمع آوري کرد و کتابي در فقه مانند وضو، نماز و ساير ابواب فقه تدوين کرد. بنابراين، فقهاي شيعه و در رأس آنان ائمه(عليهم السلام)يک حرکت فکري را به وجود آوردند که مرکز آن در شهر مدينه بود و در زمان امام صادق(عليه السلام)اين حرکت فکري و فرهنگي به اوج خود رسيد. در خانه آن حضرت، حلقه هاي درس تشکيل مي شد و عده زيادي از رجال علم و حديث، از طبقات و گروه هاي مختلف در آن شرکت داشتند و عده اي از بزرگان و رؤساي مذاهب از او نقل حديث مي کردند، مانند يحيي بن سعيد، ابن جريح، مالک، سفيان و ابوحنيفه. ويژگي هاي مهم اين دوره از اين قرار است: 1 . کمي تدوين کتب حديثي و ترس از گردآوري آن، مگر آن چيزي که امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) و عده کمي از شيعيان تدوين نموده اند. 2 . در اين دوره، اختلاف آشکار و قابل توجهي بين فقه شيعه و فقه سني مشاهده نمي شود. براي مثال، اختلاف ميان فقها در زمينه قياس، استحسان، رأي، اجتهاد، نماز، وضو و حج وجود ندارد. اين اختلاف ها در دوره هاي بعد به وجود آمدند . 3 . در مسائلي که هيچ نص يا دليل شرعي وجود نداشته باشد، و يا در مواردي که احاديث فقهي با يکديگر متعارض است، هيچ مقياس و روشي براي اجتهاد و فتوا اتخاذ نشده است. دوره دوم. مکتب کوفه : در اواخر عمر شريف امام صادق(عليه السلام)، مکتب فقه شيعي از مدينه به کوفه منتقل شد و بدينوسيله، حيات فقهي جديدي در کوفه شکل گرفت. کوفه در آن زمان مرکز علم و تجارت بود و عده زيادي از صحابه، تابعان و فقها به اين شهر مهم مهاجرت کردند و مدرسه فقه شيعي در اين شهر يکي از مراکز مهم جهان اسلام به شمار مي رفت. براقي در کتاب تاريخ الکوفة مي نويسد: 148 نفر از صحابي پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) به اين شهر مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شدند و عدد تابعان و فقها که به اين شهر منتقل شدند به هزاران تن مي رسد. در اين ايام بود که امام صادق(عليه السلام) در زمان حکومت سفاح به اين شهر عزيمت فرمود و براي چند سال در آنجا ساکن شد. در اين زمان دوران حکومت امويان به پايان رسيده بود و حکومت عباسي شکل مي گرفت. تعارض اين دو حکومت با يکديگر، فرصت خوبي براي امام صادق(عليه السلام) فراهم ساخت تا به دور از مزاحمت هاي حکومت، به نشر مذهب و فقه شيعه بپردازد. حسن وشاء مي گويد: من مسجد کوفه را از نزديک ديدم که حدود نهصد شيخ در آن مي گفتند: «حَدَّثني جعفر بن محمد(عليه السلام) ». يکي از اصحاب امام صادق(عليه السلام) ابان بن تغلب است که حدود سي هزار حديث از آن حضرت نقل کرده است و ديگري محمدبن مسلم است که از امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)چهل هزار حديث نقل کرده است . حافظ ابوعباس کوفي (م 333 ق) کتابي درباره رجال تأليف کرده است که در آن نام چهارهزار راوي بيان شده است که همگي از امام صادق(عليه السلام)نقل روايت مي کردند. همه اين فعاليت هاي علمي بر محور امام صادق(عليه السلام) بود. از اين رو، منصور دوانيقي که از اقبال فقها و مردم بيمناک بود، امام صادق(عليه السلام) را به بغداد فرا خواند. اهم ويژگي هاي اين دوره: 1 . به عکس دوره اول، که تدوين و نوشتن حديث ممنوع بود، در اين دوره به اين امر اهميت خاصي مبذول شد. به نظر مي رسد که آغاز نوشتار و تدوين حديث به زمان امام باقر(عليه السلام)مي رسد و در زمان امام صادق(عليه السلام) به اوج خود رسيد. علاوه بر اينکه، امام صادق(عليه السلام) شديداً اصحاب خويش را به ضبط و نوشتن احاديث ترغيب مي فرمود. ابوبصير مي گويد: «قال ابوعبداللّه الصادق(عليه السلام): " اُکتُبوا فَاِنَّکُم لا تحفظون اِلاّ بِالِکتابَةِ "»;امام صادق(عليه السلام)فرمودند: (احاديث و علوم را) بنويسيد. همانا شما نمي توانيد علوم را حفظ کنيد، مگر از طريق نگارش و کتابت آن. 2 . در اين دوره مسائل جديد و مستحدثه فراواني به وجود آمدند که از قرآن کريم براي آن جوابي نمي يافتند، و آنچه که فقهاي اهل سنت از روايات و اخبار در دست داشتند، پاسخ گو نبود و وضعيت جامعه و تبليغات آن روز به گونه اي نبود که مردم به عِدل قرآن، يعني اهل البيت(عليهم السلام)، مراجعه کنند. از اين رو، فقهاي اهل سنت به قياس، استحسان، رأي و ظن روي آوردند. 3 . در اين دوره بين نقل راويان اختلاف پيش آمد. روايات بسياري از ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شدند. گاه در يک موضوع واحد، دو روايت متعارض نقل مي شد. از اين رو، برخي راويان از ائمه اطهار(عليهم السلام) راهي براي شناخت حديث درست از نادرست درخواست مي کردند. رواياتي که تحت عنوان اخبار علاجيه وجود دارد، براي حل تعارض اين گونه اخبار است. 4 . مذاهب فقهي متعددي در اين دوره به وجود آمدند; از جمله مذهب حنبلي، مالکي، شافعلي، و حنفي. در مقابل آن ها مذهب فقهي اهل بيت(عليهم السلام)قرار داشت که داراي موضعي حکيمانه بود. مذهب اخير، در اقليت بود و ائمّه در مواردي براي حفظ موقعيت يا جان خويش از اظهارنظر صريح خودداري مي کردند و يا موضع تقيه مي گرفتند. 5 . در اين دوره موازين و ملاک هاي اجتهاد و استنباط احکام شرعي از سوي ائمه(عليهم السلام) بيان شده است; مانند: استصحاب، برائت، احتياط، تخيير، قاعده طهارت، قاعده يد، اباحه، حليت و غيره. در مواردي روايان به مناطق دور سفر مي کردند که براي پرسش هاي مطرح شده نمي توانستند با امام(عليه السلام)در تماس باشند. از اين رو، با استفاده قواعد و اصول فقهي به اجتهاد استنباط احکام شرعي پرداختند. ادامه دارد... نوشته محمدمهدي کريمي نيا تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه منبع:مجله معرفت، ش93، ص43-59، مقاله تاريخ فقه و حقوق،

پربازدیدها

پربحث‌ها