با دقت در داستانهای قرآني مشاهده می کنیم که فضاي كلي اين داستانها ، از اساطیر و افسانه های عرب که زایيده تخلیات عوامانه بوده ، دور است . قرآن به بیان الگوها و انتقال اندیشه ها و فرهنگ هایی می پردازد که در گذشته های دور و نزدیک ، تحقق خارجی داشته و می توان
گونه شناسي داستان در قرآن قصه در متون ديني ، داراي سابقه اي ديرينه است و اديان مختلف به منظور هدايت و بيدار کردن انسانها ، از قصه گويي و داستان سرايي ، بهره هاي فراوان برده اند . گرچه متاسفانه برخي کتابهاي آسماني مثل عهد عتيق و جديد ، به مرور زمان دستخوش تحريف شده اند ، اما هيچگاه از داستان تهي نبوده اند . تاريخ ادبيات هر قوم و ملت نشان مي دهد که هنر داستان گويي ، پيشينه اي به قدمت زندگي انسان در کره زمين دارد . هنر داستان سرايي با پيدايش بشريت پا به عرصه وجود گذاشته و قدم به قدم همراه با انسان ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است . داستان با خميرمايه دروني انسان سر و کار دارد و همواره کودکان و بزرگسالان با شور و شوق نسبت به شنيدن انواع قصه ها ابراز علاقه مي کنند . با توجه به اين علاقه ، نويسندگان و داستان پردازان ، بهترين فرصت را براي القاء و تفهيم نظريات خود دراختيار دارند . بسياري مي دانند که بيان مطالب اخلاقي و گاه مفاهيم پيچيده ، به طور غير مستقيم در قالب داستان ، با روحيه بشر سازگارتر است . از اين رو ، سخنوران و مربيان نيز از اين پديده هنري بهره فراوان مي برند . هر اندازه که داستان نويس ، مفاهيم را با الفاظ شيرين تر و شيواتر بيان کند ، به همان اندازه به جاذبه داستان خود افزوده است . علاقه انسان نسبت به سرنوشت قهرمانان و شخصيتهاي ديني و ملي و ميهني ، مي تواند بر تاثيرات تربيتي و اخلاقي داستانها بيفزايد و مسئله آموزش از طريق داستان را به صورت جدي تر مطرح کند . داستان نويسي ، يکي از شاخه هاي مهم ، موثر و رايج در هنر، از گذشته تاکنون بوده است . انسان ذاتا" به سوي قصه ، جذب مي شود و از داستانها و حوادث شگفت انگيز به ويژه سرگذشتهاي دنباله دار ، لذت مي برد . قصه در متون ديني ، داراي سابقه اي ديرينه است و اديان مختلف به منظور هدايت و بيدار کردن انسانها ، از قصه گويي و داستان سرايي ، بهره هاي فراوان برده اند . گرچه متاسفانه برخي کتابهاي آسماني مثل عهد عتيق و جديد ، به مرور زمان دستخوش تحريف شده اند ، اما هيچگاه از داستان تهي نبوده اند . بخشي از قرآن کريم نيز به بيان داستانهاي لطيف و آموزنده اختصاص يافته است . در اين داستانها ، مفاهيم عقلي از قبيل اثبات خدا ، رسالت انبياء و معاد ، در قالب الفاظ شيرين و شيوا بيان شده است . داستانهاي قرآن ، از ويژگي هاي هنري بالايي برخوردار است . قرآن علاوه بر رعايت اعجاز لفظي ، هيچ گاه از بيان محتوا و حقايقي که نقش هدايت و روشنگري را دارد ، غافل نمانده است . اين داستانها ، ضمن آنکه يک داستان و حکايت هنري و ادبي است ، بيان کننده حقايق روشنگرانه اي نيز هست . داستانهاي قرآن ، حقايق را با زبان هنر و تمثيل هاي بديع و زيبا که ذوق خواننده را بر مي انگيزد ، بيان کرده است . داستانهاي قرآن ، داستانهاي تخيلي نيستند . همه اين قصه ها ، با واقعياتي سر و کار دارند که در تاريخ زندگي بشر رخ داده است . در اين داستانها ، ضمن الگو قرار دادن شخصيت هاي داستان براي انسانها ، مسير درست هدايت نيز به آنها نشان داده مي شود . قرآن ، کلامي حکيمانه از طرف خداوند دانا و متعال است . همين امر باعث مي شود که داستانهاي آن نيز متناسب با روح کلي حاکم بر اين کتاب باشد . با دقت در داستانهاي قرآني مشاهده مي کنيم که فضاي کلي اين داستانها ، از اساطير و افسانه هاي عرب که زاييده تخليات عوامانه بوده ، دور است . قرآن به بيان الگوها و انتقال انديشه ها و فرهنگ هايي مي پردازد که در گذشته هاي دور و نزديک ، تحقق خارجي داشته و مي توان از آنها ، پندها و عبرت هاي فراوان آموخت . قرآن در شرايط جامعه جاهلي آن زمان ، به طرز شگفت انگيزي به استخدام واژه هايي فاخر از زبان عرب پرداخت و با سبکي ويژه با مردم سخن گفت . به نحوي که بزرگان عرب جاهلي اقرار داشتند که آنچه پيامبر اکرم (ص) بيان مي کند ، از سنخ کلام بشر نيست . لذا کساني که قرآن را مي خوانند و مي شنوند ، شگفتي کلام را حس مي کنند ، اما اکثر آنها قدرت تحليل اين نظم شگفت آور و هنرمندانه را ندارند ، زيرا تصاوير هنري در قرآن ، تصاويري آميخته با آهنگ و ريتم خاص است . با نگاهي کلي بر آيات قرآن کريم ، مشاهده مي کنيم که آيات آن و قصه هاي آموزنده اين کتاب شگرف ، همه درجهت هدايت انسانها است . يکي از دلايل استفاده قرآن از قصص را ، مي توان نقش موثر داستان در تربيت و آموزش انسانها دانست . امام علي (ع ) از اهل بيت گرامي پيامبر (ص) مي فرمايد : " از آنچه مايه عبرت است پند گيريد و از گردش روزگار عبرت پذيريد ." به اين ترتيب ، قرآن در داستانهايش با بيان تجارب امتهاي گذشته ، زمينه عبرت پذيري را نيز فراهم مي آورد . زيرا سنت هاي الهي هميشه در تاريخ جاري هستند . مضمون اصلي قرآن کريم را مي توان به چهار بخش تقسيم کرد : اصول عقايد ، احکام فقهي ، حکمت ها و توصيه هاي اخلاقي و اجتماعي ، و قصص انبياء و داستانهايي از پيشينيان ، در قرآن ، داستانهايي گوناگون از سرگذشت و سرنوشت پيامبران آمده که نام بيست و پنج پيامبر در ضمن اين داستانها ذکر شده است . پيامبراني مانند : آدم ، نوح ، ادريس ، هود ، صالح ، ابراهيم ، اسماعيل ، يوسف ، سليمان ، موسي ، عيسي و محمد ،درباره تعداد داستانهاي قرآن ، اختلاف نظر وجود دارد . برخي چون " ابواسحاق نيشابوري " تعداد داستانهاي قرآن را تا 116 قصه برشمرده اند . محققان در بررسي داستانهاي قرآني ، روشهاي مختلفي را برگزيده اند . برخي از آنها قصه ها را به ترتيب وقوع و دوره هاي ظهور انبياء ، نقل کرده اند . اين داستانها با طرح قصه آفرينش و حضرت آدم (ع) آغاز ، و با بيان وقايع زندگي پيامبر اسلام (ص) ختم مي شود . سبک ديگر از معرفي داستانهاي قرآني ، ترتيب قرار گرفتن آنها در قرآن است که برحسب درج قصه ها در سوره ها نقل و بيان مي شود . در اين شيوه ، بررسي داستانها با شأن نزول سوره ها و آيات انجام مي شود . داستانهاي قرآن را مي توان به سه دسته تقسيم کرد : - دسته اول داستانهاي بلند است که داستانهايي چون زندگي حضرت يوسف (ع) و حضرت موسي (ع) از آن جمله اند . اين داستانها ، داراي پرده هاي نمايش و حلقه هاي متعدد و پشت سر هم است . تمام سوره يوسف ، روايت داستاني زندگي اين پيامبر است و هيچ گفتاري ، پيوستگي حلقه هاي اين حکايت را قطع نمي کند . همچنين بخش مهمي از زندگي حضرت موسي (ع) در سوره قصص ، به صورت پيوسته و با ترتيب زماني نقل شده است . - دسته ديگر از داستانها ، داستانهاي نيمه بلند است ، داستانهايي چون داستان حضرت آدم (ع) ، حضرت نوح (ع) و حضرت داوود (ع) ، پرده هاي نمايش اين داستانها ، چندان پر شمار نيست و با شروع رسالت الهي آنان آغاز ، و با دعوت به يکتاپرستي و مسايل مربوط به آن ادامه و پايان مي يابد . در اين داستانها ، نشانه اي از دوران کودکي و رشد و جواني اين پيامبران وجود ندارد . - داستانهاي کوتاه نيز يا مانند داستان حضرت صالح (ع) ، به ذکر مقطعي از دوران نبوت ايشان مي پردازد و يا مانند داستان حضرت زکريا (ع) در حد اشاره اي مختصر تمام مي شود. پايان اين بخش ، آياتي از سوره يوسف است که به نام زيباترين قصه ها نامگذاري شده است . در آيات 1 تا 3 اين سوره مي خوانيم: " الف ، لام ، را . اين آيات کتاب آشکار است . ما آن را به زبان عربي نازل کرديم ، شايد شما درک کنيد ( و بينديشيد ) . ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن - که به تو وحي کرديم - بر تو بازگو مي کنيم و مسلما ً پيش از اين ، از آن خبر نداشتي . " پس از آن ، داستان زندگي حضرت يوسف (ع) طي حدود يکصد آيه بيان مي شود و سپس در آيه آخر اين سوره مي خوانيم : " در داستانهاي آنها ، درس عبرتي براي صاحبان انديشه بود . اينها داستان دروغين نبود ، بلکه ( وحي آسماني است و ) هماهنگ است با آنچه پيش روي او ( از کتب آسماني پيشين ) قرار دارد و شرح هرچيزي ( که پايه سعادت انسان است ) و هدايت و رحمتي است براي گروهي که ايمان مي آورند ." مقالات مرتبط ( هنر در محضر قرآن ) ( رابطه قرآن و هنر ) تنظيم:اميد واضحي آشتياني_حوزه علميه تبيان منبع:راديو دري


