آیت اللّه علی احمدی میانجی، چهارم محرم الحرام 1345 ه . ق (1306 ش) در روستای پورسخلو دیده به جهان گشود
آيت الله احمدي ميانجي تولد تشرف به قم تشکيل محفل تفسيري مدرس فقه و معلم اخلاق در خدمت امام و انقلاب همچنان در صحنه فعاليت هاي فرهنگي - اجتماعي غمخوار درماندگان آثار ماندگار حکومت از ديدگاه آيت اللّه احمدي پرواز تا بي نهايت تولد آيت اللّه علي احمدي ميانجي، چهارم محرم الحرام 1345 ه . ق (1306 ش) در روستاي پورسخلو ديده به جهان گشود. دوران کودکي و نوجواني را در چنين محيط خانوادگي، که سرشار از تلاش و کوشش، صفا و صميميت و عبوديت و معنويت بود، سپري کرد و در دامن مادري از سلاله رسول اکرم (ص) کاملاً تربيت اسلامي يافت. وي آموزش کتاب هاي «نصاب الصبيان»، «گلستان سعدي»، «منشأت امير نظام»، «ابواب الجنان»، «تاريخ نادر» و مقدمات عربي را نزد پدر گذرانيده و با پشتکار خود توانست حدود دويست بيت از «نصاب» را حفظ کند و تا حدودي به زبان فارسي مسلط شود. سال 1358 ه . ق (بهار 1318) در سن دوازده سالگي، پدر او را به شهر ميانه آورد و فرزندش را به دست عالمي فداکار و دلسوز سپرد تا به صورتي که خود مصلحت مي داند، تعليم و تربيت کند. اين روحاني ربّاني، مرحوم حضرت آيت اللّه آقا ميرزا ابومحمد حجتي، يکي از دوستان صميمي و قديمي پدر و از شاگردان حضرت آيت اللّه العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي در قم به شمار مي رفت که به تازگي از آن شهر به ميانه بازگشته و به جاي مرحوم پدرش آيت اللّه آقا ميرزا محمد حجتي، رهبري مذهبي مردم ميانه را بر عهده گرفته بود. او با مشورت و هدايت آيت اللّه حائري، تصميم داشت، حوزه علميه ميانه را که از مدت ها پيش به تعطيلي گراييده بود، دوباره فعال کند. لذا ورود اين طلبه جوان و پرشور، به عملي کردن تصميم وي سرعت و عينيت بيشتر بخشيد و آيت اللّه احمدي اولين شاگرد حوزه درسي ايشان شد. آيت اللّه احمدي ميانجي نخست آموزش نحو را به تنهايي پيش استاد آغاز کرد. بدين جهت او روزها و گاه شب ها در منزل استاد به سر مي برد. بعدها نيز چند نفر ديگر به شاگردان استاد، اضافه شدند و بدين ترتيب عملاً قسمتي از منزل آيت اللّه حجتي براي تعليم و تربيت طلاب اختصاص يافت. استاد با مشاهده تلاش و استعداد و علاقه و خلوص اولين شاگردش، حتي بيش از فرزندان خود زمينه هاي رشد و شکوفايي او را فراهم آورد. آيت اللّه ميانجي با اشاره به همين زحمات استاد مي نويسد: «... انصافاً ايشان در راه تحصيل حقير، بسيار زحمت کشيده اند. جزاه اللّه خيراً...» بنا به نوشته آيت اللّه احمدي، استاد هر روز مقداري تلاوت قرآن توصيه مي کرد. بعد چند حديث ياد مي داد و سپس درس روز گذشته را مي پرسيد. اگر او خوب آموخته بود، آن گاه درس جديد را شروع مي کرد. او علاوه بر کتب علم نحو، کتاب حاشيه در منطق، معالم در اصول، مطول در معاني و بيان و بخش هاي عمده شرح لمعه و قوانين الاصول را هم در خدمت آيت اللّه آقا ميرزا ابومحمد حجتي فرا گرفت. سپس قسمت باقيمانده از کتاب شرح لمعه و قوانين را نيز در محضر حضرت آيت اللّه حاج شيخ لطفعلي زنوزي که به تازگي به ميانه وارد شده بود و حجة الاسلام و المسلمين حاج ميرزا مهدي جديدي آموخت. در مجموع، تحصيلات و توقف وي در اين شهرستان، حدود پنج يا شش سال طول کشيد. آيت اللّه احمدي، درمدت کوتاهي که در حوزه تبريز بود، از محضر اساتيد بزرگ از جمله آيت اللّه ميرزا رضي زنوزي کسب فيض نمود؛ اما بنا به دلايلي در همان سال به ميانه برگشت و از آنجا به سوي شهر مقدس قم روانه شد. تشرف به قم آيت اللّه احمدي ميانجي چون وارد شهر مقدس قم شد، نخست به زيارت کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س) بار يافت. بعد در يکي از حجره هاي مدرسه دارالشفاء ساکن شد. او در اين شهر، سطوح عالي را نزد مرحوم آيت اللّه سيد حسين قاضي آموخت.و بخش ديگري از آن را هم در محضر حضرت علامه طباطبايي (صاحب تفسير الميزان) که به تازگي از تبريز به قم مشرف شده بود، فرا گرفت. آيت اللّه احمدي ميانجي پس از اتمام سطوح عالي فقه و اصول، درس خارج اصول را در خدمت مرحوم آيت اللّه آقا ميرزا احمد کافي الملک ياد گرفت.همزمان با اين درس، دروس خارج فقه را در ابواب مختلف، از محضر بزرگاني چون: بروجردي، گلپايگاني، محقق داماد و علامه طباطبايي (ره) بهره مي جست و حتي در درس خصوصي مرحوم محقق داماد و علامه طباطبايي نيز شرکت مي کرد. البته با مرحوم علامه طباطبايي انس بيشتري داشت و به طور خصوصي در زمينه فقه، اصول و اخلاق بهره ها برد. آيت اللّه احمدي ميانجي درباره آشنايي خود با علامه نقل مي کرد: «اوائل، با اين که از طريق مرحوم آيت اللّه زنوزي به ايشان معرفي شده بودم، اما چندان توجهي به من نمي کردند تا اين که بعداً مأنوس شديم و رفت و آمدم به خدمت ايشان زياد شد و معظم له نيز به بنده لطف داشتند. ولي هميشه در ذهنم بود که چرا آقاي طباطبايي در اوايل اين طور برخورد مي کردند؟ يک روز که فرصتي پيش آمد، اين سؤال را با ايشان در ميان گذاشتم، فرمودند: اول تصورم اين بود که مي خواهيد بي جهت وقت مرا بگيريد و عمر خودتان را هم ضايع کنيد. اين بود که نمي خواستم اين طور بشود. اما بعد دريافتم اين طور نيست. لذا نظرم عوض شد...» آيت اللّه احمدي ميانجي، در بُعد اخلاقي به شدت تحت تأثير شخصيت علامه طباطبايي بود و گاه از ايشان نکات اخلاقي ظريفي را نقل مي کرد و به متانت، وقار و ادب استاد عنايت خاص داشت. نمونه هايي را در اين رابطه بيان مي نمود که در بخش هاي آينده به بعضي از آنها اشاره خواهد شد. تشکيل محفل تفسيري او در کنار تحصيل، با همکاري و همفکري تني چند از دوستان فاضل خود، همچون آيات: سيد عبدالکريم موسوي اردبيلي، سيد مهدي روحاني و سيد ابوالفضل ميرمحمدي، اقدام به برگزاري بحث تفسير هفتگي کردند و پس از ايشان نيز آيات ديگري مثل: آقا موسي زنجاني، احمد آذري قمي، احمد پاياني، موسوي زنجاني و... به جمع آنان پيوستند. اين محفل علمي، به طور مرتب در هر هفته برگزار مي شد. اعضاي جلسه هر کدام به تفاسير مختلف مراجعه مي کردند و پيرامون آيات مباحث مفيدي را مطرح مي نمودند که اغلب ظريف و دقيق و پربار بود. چنان که اين اواخر آيت اللّه احمدي تأسف مي خورد که چرا مذاکرات اين جلسات از اول يادداشت و ضبط نشد و مي فرمود: به خصوص آقاي سيد مهدي روحاني، پيرامون هر آيه اي از قران، يک برداشت و حرف جديدي داشت. گاهي بحث و گفتگو در ميان اعضا به قدري طولاني مي شد و آقايان مباني همديگر را مورد مناقشه و نقض قرار مي دادند که در نهايت جمع بندي بحث ها را مشکل مي کرد. در اين مورد آيت اللّه احمدي ميانجي نقل مي کرد: «من هنگام جمع بندي جلسه به شوخي مي گفتم: يک فايده جلسه تفسير ما اين است که با اين اشکالات و مباحثات، آيات محکمه خداوند، متشابه مي شود؛ چون آقايان آن قدر دقت و موشکافي مي کردند که آن احتمال و نظري که انسان هنگام مطالعه داشت، از او گرفته مي شد.» اگر چه برخي اعضاي اين محفل قرآني با گذشت زمان و به علت مسافرت به مناطق مختلف يا مسئوليت هاي اجرايي در تمام جلسات حضور نمي يافتند و شخصيت هاي ديگري مي آمدند، با اين حال اعضاي اصلي و بنيانگذار آن، از جمله آيت اللّه احمدي ميانجي ، همچنان با حضور قوي و فعال خود مانع از تعطيلي آن مي شدند. اين محفل تفسيري تا همين اواخر نيز ادامه يافت و نزديک به نيم قرن به فعاليت خود ادامه داد. از آيت اللّه احمدي، يادداشت هايي از اين جلسات به جاي مانده است. مدّرس فقه و معلّم اخلاق وي از همان دوران طلبگي ضمن تحصيل، به تدريس نيز اهتمام داشت و درس هاي پيشين را به طلاب و فضلاي پايين تر از خود مي آموخت. آيت اللّه احمدي ميانجي در حوزه علميه قم جزو اساتيد شناخته شده در سطوح عالي به شمار مي رفت. به فقه و بخصوص به کتاب ارزشمند مکاسب شيخ انصاري، عنايت و علاقه خاصي داشت و هر سال آن را براي عده اي تدريس مي نمود. او در امر آموزش طلاب، با شهيد آيت اللّه قدّوسي در مدرسه حقّاني همکاري داشت و از اساتيد سرشناس اين مرکز علمي و انقلابي محسوب مي شد. علاوه، درس اخلاق ايشان نيز در سطح حوزه علاقمندان زيادي داشت. لذا از مدارس مختلف، مانند مدرسه شهيدين، مدرسه معصوميه و مدرسه کرماني ها، دعوت مي شد و براي طلاب و فضلا در سطح هاي گوناگون درس اخلاق، که با جذابيت ويژه اي توأم بود، ارائه مي داد. او که يک عمر فقه را با اخلاق به هم آميخته بود، تبلور عيني يک «فقيه اخلاقي» بود. در خدمت امام و انقلاب سال 1341، که قيام مراجع معظم تقليد به رهبري حضرت امام خميني بر ضد لايحه «انجمن هاي ايالتي ولايتي» آغاز شد، آيت اللّه احمدي ميانجي حضور متعهدانه خود را در اين نهضت بزرگ اسلامي به خوبي نشان داد. او در هر رخداد مهمي، در صورت لزوم، نخست به خدمت حاج آقا روح اللّه خميني و ساير مراجع معظم مي رسيد. بعد از کسب رهنمودهاي لازم عازم ميانه مي شد و پيام آنان را به روحانيت و مردم آن سامان مي رساند و با سازماندهي روحانيت و روشنگري مردم، در جهت آرمان هاي نهضت اسلامي گام هاي مؤثر و بلندي برداشت. آيت اللّه احمدي ميانجي، روش خاص خود را داشت: سعي مي کرد به دور از احساسات و افراط کاري ها، بيشتر با منطق و استدلال قوي، منشأ اختلاف ميان روحانيت و رژيم شاه را براي مردم بازگو کند و آنها را از ماهيت ضد اسلامي رژيم آگاه سازد. به همين علت جلسات سخنراني ايشان، در مراحل حساس و سرنوشت ساز آن دوران بسيار سودمند و پربار جلوه مي نمود. عيد نوروز و خرداد سال 1342، که به فرمان حضرت امام خميني، در سرتاسر کشور عزاي عموي اعلام شد و روحانيت مأموريت يافت، مردم را در اين ايام روشنگري کرده به افشاي جنايت هاي رژيم بپردازد، آيت اللّه احمدي نيز به منظور اجراي امر مقتداي خود، وارد شهرستان ميانه شد و با ايجاد همانگي بين روحانيت آنجا، در مجالس و محافل متعدد به وجه مقتضي به ايفاي نقش پرداخت. همچنان در صحنه اين عالم فداکار پس از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، با درک موقعيت حساس زماني، تمام وقت خود را وقف انقلاب، اسلام، رهبري و مردم کرد و با حضور خستگي ناپذير خود در عرصه هاي مختلف، به دفاع از حريم نهضت برخاست؛ چنان که حضرت امام خميني (ره) طي سه حکم جداگانه در تاريخ هاي: 19 فروردين، 7 تير و 7 شهريور 1358 وي را به عنوان قاضي شرع، مسؤول رسيدگي به امور دادگاه ها و ساماندهي اوضاع جاري مناطق و براي رفع مشکلات و ايجاد وحدت ميان اقشار مختلف به ترتيب در شهرهاي: «ملاير و حومه»، «ميانه و شهرهاي اطراف» و «مشکين شهر و حومه» منصوب کردند. به عنوان نمونه، متن يکي از اين احکام را در ذيل مي آوريم: بسمه تعالي جناب حجة الاسلام آقاي احمدي ميانجي دامت افاضاته مقتضي است جنابعالي مسافرتي به شهر ملاير و شهرهاي ديگر آن ناحيه نموده و نسبت به کار کميته ها و اصلاح امور آنها و هم چنين اصلاح و تنظيم ساير امور اقدام لازم را بنماييد و چنانچه لازم بود متصدي مقام قضاوت شرعيه بشويد و ضمناً مردم آن ناحيه را به اتحاد و يگانگي دعوت نموده و از اختلاف و تفرقه بر حذر داريد. از خداي تعالي ادامه توفيقات آن جناب را خواستارم و السلام عليکم و رحمة اللّه روح اللّه الموسوي الخميني علاوه بر آن، وي طي حکم هاي متعدد از سوي «دفتر عملياتي حضرت امام خميني (ره) » مستقر در قم، «دفتر جامعه مدرسين» و «دادسراي انقلاب کل کشور» به عنوان سرپرست هيأت هاي منتخب، جهت رسيدگي به وضع دادسراها و دادگاه هاي انقلاب و ساير امور جاري به استان هاي: خوزستان، لرستان و آذربايجان غربي عازم شد و به نحو مقتضي انجام وظيفه نمود. آيت اللّه احمدي ميانجي در رخدادهاي مهم کشور از جمله: انتخابات خبرگان قانون اساسي، غائله حزب جمهوري خلق مسلمان، ماجراهاي بني صدر و منافقين، به طور جانانه در دفاع از حريم انقلاب و ولايت فقيه وارد صحنه مي شد و با اقدامات سريع و به موقع خود جلوي بسياري از توطئه ها و ترفندهاي دشمن در منطقه ميانه و حومه را مي گرفت. او درباره انقلاب و رهبري بسيار دقيق و ظريف عمل مي کرد. هر گاه حرکت يا حرفي را در جهت تضعيف نظام و رهبري تشخيص مي داد، از آن دوري مي جست و مصلحت آن دو را در هر شرايطي بر همه چيز و همه کس ترجيح مي داد. خاطره ذيل همين عملکرد ظريف و بسيار سنجيده ايشان درباره نظام و رهبري را نشان مي دهد. ايشان يک باري از جانب بعثه حضرت امام خميني (ره) و بعد از آن از سوي بعثه مقام معظم رهبري به شرکت در مراسم حج دعوت شد؛ اما به سبب موانعي، از جمله پرستاري از مادر پير و تنهايي همسر، نتوانست اين دعوت را اجابت کند. چند سال بعد، از طرف بعثه يکي از مراجع تقليد نيز اين دعوت انجام پذيرفت؛ اما او با اين که اين بار مشکل چنداني نداشت، ولي اين دعوت را هم نپذيرفت و گفت: چون نتوانستم در خدمت بعثه حضرت امام و آيت اللّه خامنه اي باشم، بنابراين در اين بعثه نيز نمي توانم حاضر شوم. فعاليت هاي فرهنگي - اجتماعي عمده خدمات فرهنگي - اجتماعي مرحوم آيت اللّه احمدي ميانجي در دو شهر ميانه و قم بوده است: الف) ميانه: در اواسط دهه سي که نهضت «مدارس ملي» با ابتکار شخصيت هاي روحاني مانند آيت اللّه شهيد دکتر بهشتي و امام موسي صدر در شهر قم آغاز شد، آن دو بزرگوار در اين شهر اقدام به تأسيس مدارسي به نام هاي «مدرسه ملي صدر» و «دين و دانش» کردند. در شهر ميانه نيز آيت اللّه احمدي، با پيروي از اين دو شهيد، اوايل دهه چهل، با همکاري چند تن از افراد نيکوکار «مدرسه رضوي» را راه اندازي کرد. اين مرکز آموزشي، در تربيت ديني و مذهبي کودکان و نوجوانان ميانه بسيار مؤثر بود. در سال 1348 آيت اللّه احمدي در يک اقدام ديگر، مرکز فرهنگي - مذهبي مهمي را تحت عنوان «انجمن دين و دانش» بنا نهاد که در آن مقطع در رشد و تعالي فکري، عقيدتي و اخلاقي جوانانِ دبيرستاني و دانشگاهي نقش اساسي و تاريخي داشت به طوري که اغلب تربيت يافتگان اين مرکز، به نيروهاي بالقوه انقلاب اسلامي تبديل شدند و هنگامي که انقلاب در سال 1356 به مرحله بحراني خود رسيد، همه در خدمت آن قرار گرفتند و از جان خود براي پيشبرد نهضت اسلامي مايه گذاشتند. مؤسسه قاليبافي و صندوق قرض الحسنه مهديه، دو خدمت ديگري بود که تقريباً همزمان با تأسيس انجمن دين و دانش، به همّت آيت اللّه احمدي و با همياري تني چند از معتمدين ميانه انجام پذيرفت. مؤسسه قاليبافي اگر چه بعد از چند سالي به علت مشکلات و موانعي به تعطيلي گراييد، امّا صندوق قرض الحسنه هنوز هم فعال است و بيش از 30 سال است که بخشي از نيازهاي قشر محروم را آبرومندانه تأمين مي کند. ب) قم: صندوق ذخيره علوي، مؤسسه خيريه الزهراء (س) و جامعه ناصحين قم از جمله مراکز مهم و مؤثر در قم به شمار مي آيند که آيت اللّه احمدي ميانجي جزء مؤسسين پرتلاش آن بود. اهميت هر کدام در جهت رفع مشکل مادي و معنوي مردم و احياي امر به معروف و نهي از منکر در سطح شهرستان قم بر کسي پوشيده نيست. اشتياق آيت اللّه احمدي براي خدمت به مردم، بدان حد بودکه محل اقامه نماز جماعت ايشان (مسجد عبداللهي واقع در سه راه بازار قم)، به عنوان محلي جهت رفع نياز نيازمندان شناخته شده بود و در طول سال ها امامت ايشان در آن مسجد، گره از مشکل صدها انسان آبرومند و حاجتمند گشوده مي شد. غمخوار درماندگان نوع فعاليت هاي اجتماعي آيت اللّه احمدي به خوبي نشان مي دهد که وي در طول زندگي، هميشه به فکر قشر محروم و مستضعف جامعه بود. کساني که از نزديک با وي ارتباط و همکاري داشتند اين اخلاق پيامبرگونه، برايشان ملموس و عيان بود. او همواره اين شعر پروين اعتصامي را بر لب زمزمه مي کرد که: شنيده ايد که آسايش بزرگان چيست؟ براي خاطر بيچارگان نياسودن او بحق آسايش خود را تنها در شادي و راحتي محرومان مي ديد. حاج محمد ولي طيبي از معتمدين بازار و اعضاي هيأت رئيسه صندوق قرض الحسنه مهديه در ميانه مي گفت: «... پيش از انقلاب، ايامي که حاج ميرزا علي آقا احمدي از قم به ميانه تشريف مي آوردند، جلسات هفتگي صندوق مهديه با حضور ايشان برگزار مي شد. در يکي از همين روزها قرار شد يک جلسه در مغازه مرحوم حاج ميربابا سيدي، يکي ديگر از اعضا و از ريش سفيدان بازار تشکيل بشود. من سر ساعت مقرر رفتم. ديدم هنوز کسي از اعضاي صندوق نيامده است تنها، شاگرد مغازه بود. وقتي داخل مغازه شدم، ديدم که حاج ميرزا علي آقا هم تشريف آورده و بر صندلي نشسته و مشغول نوشتن چيزي بر روي يک کاغذ هستند. جلو رفتم. پس از سلام و احوالپرسي، نشستم. حاج آقا کاغذ را جلويم گذاشتند. ديدم همان يک بيت شعر پروين اعتصامي را با خط درست بر روي آن نوشته اند. سپس اعضاي محترم صندوق يکي پس از ديگري آمدند و حاج آقا موضوع صحبت خويش را همان يک بيت شعر قرار دادند و اداره جلسه را بر عهده گرفتند. ايشان در اغلب توصيه هاي خود، بر اخلاص تأکيد بيشتر داشتند وهمواره مي فرمودند: هر چه در بازار و جاي ديگر، اعتبار و آبرو داريد، بياوريد، براي خدا در اين صندوق خرج کنيد، بعد اضافه مي کردند: مبادا بر عکس عمل کنيد و از اعتبار و نام و نشان صندوق براي خود اعتبار و حيثيت کسب کنيد.» آثار ماندگار آيت اللّه احمدي ميانجي، در وادي قلم و تحقيق نيز به حق نبوغ، نوآوري، استعداد و تلاش طاقت فرساي خود را به وضوح در معرض ديد و قضاوت تاريخ گذاشته است. آثار اين دانشمند فرزانه از جهات مختلف قابل توجه و تأمل مي باشد. 1 - مکاتيب الرسول 2 - مواقف الشيعه 3 - التبرک 4 - الاسير في الاسلام 5 - السجود علي الارض 6 - مالکيت خصوصي 7 - احاديث اهل البيت عن طرق اهل السنة 8 - لزوم وزارت اطلاعات در حکومت اسلامي 9 و 10 - حاشيه و تعليقه بر کتاب هاي «معادن الحکمه» مرحوم فيض کاشاني و «شيعه در اسلام» مرحوم علامه طباطبايي، اضافه بر آثار ياد شده، از اين عالم فرزانه مقالات و دست نوشته هاي متنوعي هم در موضوعات مختلف به يادگار مانده است. اميد است به همت فرزندان برومند و علاقه مندان ايشان در آينده نزديک، تنظيم و تدوين شده به مرحله چاپ و نشر راه يابند و در اختيار محققان و پژوهشگران قرار گيرند. حکومت از ديدگاه آيت اللّه احمدي يکي از ويژگي هاي بارز آيت اللّه احمدي، اين بود که مسائل اسلامي را از ديدگاه حکومتي ارزيابي مي کرد و اعتقاد داشت که فقه اسلامي و شيعي براي اداره بشر از گهواره تا گور است و مي تواند جوامع بشري را به خوبي اداره کند. او با اين بينش و تفکر وارد ميدان تحقيق و پژوهش شد و از آيات، احاديث و رواياتي که تا ديروز تنها در ابعاد فردي استفاده مي شد، در ابعاد حکومتي از آنها بهره برداري کرد و کتابي را تحت عنوان «اطلاعات و امنيت در حکومت اسلامي» به رشته تأليف درآورد که از اين نظر در نوع خود، کم نظير و بديع مي باشد. بر اساس همين بينش، ايشان به «احکام حکومتي» که زير نظر ولايت ولي فقيه جامع الشرايط اداره شود، به جدّ اعتقاد داشت و از اين رو، حتي مقررات و قوانين معمولي را هم لازم الاجراء مي دانست؛ به طوري که اظهار مي داشت: اگر کسي در نيمه شب مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت نکرد و پليس هم حضور نداشت، واجب است خود، جريمه خلافش را به صندوق حکومت واريز کند؛ در غير اين صورت ذمه اش مشغول خواهد شد. ايشان در باب اخذ وجوه شرعيه (خمس، زکات و...) نيز نظر خاصي داشت که از همان نظريه حکومتي ايشان نشأت مي گرفت. او اخذ وجوه شرعي و مصرف آن را، ابتدائاً يکي از شئون اساسي ولي فقيه مي دانست. به همين سبب با اين که ايشان مجتهد مسلم بودند؛ اما در اين باب خود را ملزم کرده بودند تا از مقام معظم رهبري اجازه بگيرند. با توجه به نگرش پوياي آيت اللّه احمدي در فقه و ساير مسائل اسلامي، حضرت آيت اللّه خامنه اي، رهبر معظم انقلاب، طي حکمي ايشان را همراه با حضرات آيات سيد مهدي روحاني، شيخ محمد ابراهيم جنّاتي، سيد محمود هاشمي شاهرودي و... جهت بررسي موضوعات جديد و پاسخگويي به مسائل روز جهان اسلام منصوب کردند. پرواز تا بي نهايت اين عالم فرزانه پس از هفتاد و سه سال زندگي توأم با تلاش، تحقيق و پژوهش، بامداد روز دوشنبه، بيست و يکم شهريور 1379 چشم از جهان فرو بست و روح بلندش به سوي معبود متعال پرواز کرد. پيکر اين فقيه خستگي ناپذير، با حضور مراجع معظّم تقليد، علماي اعلام، طلاب و فضلا و انبوهي از مردم قم، ميانه، تهران و... از مسجد امامِ قم به حرم حضرت معصومه (س) تشييع شد و با تجليل فراوان، در جوار کريمه اهل بيت (ع) جنب مرقد علامه طباطبايي و شهيد مرتضي مطهري به خاک سپرده شد. منبع: سايت باشگاه انديشه تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه


