خیمه

  • مرا مبر خیمه

    مرا مبر خیمه

    بیا به علقمه دریاب تکسوارت را به خاک بنگر علمدار کارزارت را تو ایستاده و من پیش پات نقش زمین مگیر از من بی دست این جسارت را مرا ببخش چو خواندم برادرت آقا