حوض کوثر

  • خدا نخواست...

    خدا نخواست...

    و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی دوباره آینه ‌ای در برابرش باشی نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی میان راه پرستوی پرپرش باشی