در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست.

یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
تهمت بیهوده نزنید
تهمت بیهوده نزنید بیانات ‏در دیدار شركت‌كنندگان مسابقات بین المللى‏ قرآن بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏ خوشامد عرض میكنیم به همه‏ى حضار محترم، برادران و خواهران عزیز، بخصوص قرّاء عزیز و محترم كلام‏اللَّه مجید و میهمانان محترمى كه از كشورهاى اسلامى به اینجا تشریف آورده‏اند. امروز جلسه‏ى بسیار خوبى بود. من هم از دیدن شما تلاوتگران قرآن و عاشقان قرآن لذت بردم، هم از تلاوت بسیار خوبى كه این قرّاء محترم در اینجا اجراء كردند، بهره بردیم. سعى بكنیم كه بهره‏ى ما فقط بهره‏ى فى‏المجلس و بهره‏ى گوش و چشم نباشد؛ دل ما بهره ببرد . قرآن براى عمل كردن است. قرآن براى فهمیدن و اندیشیدن است . اینهمه در دنیاى اسلام گرفتارى براى چیست؟ چرا امت اسلامى با این عظمت ضعیف است؟ چرا؟ چرا برادران مسلمان در سراسر دنیا دلهایشان و دستهایشان با هم نیست؟ چرا؟ مگر این قرآن نگفته است: «و اعتصموا بحبل اللَّه جمیعا و لاتفرّقوا»؟(1) مگر این قرآن نفرموده است كه: «و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؟(2) چرا امت اسلامى عزتى را كه شایسته‏ى اوست، امروز در دنیا ندارد؟ چرا؟ چرا ما در علم عقبیم؟ در جایگاه سیاست و تدبیر مسائل جهانى، چرا امت اسلامى عقب است؟ علت این است كه به قرآن عمل نمیكنند؛ علت این است كه قرآن - برخلاف ادعاهاى ما - معیار و محور معرفت و عمل ما نیست. هر مقدارى كه به قرآن عمل كنیم، همان قدر اثرش را خواهیم دید. در احساس تكلیف هم دقت بكنیم كه قدم از دایره‏ى تكلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید كرد. آن وقت لطف خدا با ماست ما در جمهورى اسلامى ایران سعى كردیم به تعالیم قرآن عمل كنیم؛ قدرى موفق شدیم. به همان اندازه خداى متعال بالمعاینه به ما اثر این عمل كردن را نشان داد. در كار خداى متعال خلف وعده نیست: «و من اصدق من اللَّه قیلا».(3) اگر خداى متعال به مؤمنین وعده‏ى نصرت میدهد، وعده‏ى استخلاف در ارض میدهد، وعده‏ى عزت میدهد، این وعده‏ها راست است. علت اینكه ما این وعده‏ها را در عرصه‏ى زندگى خودمان نمى‏بینیم، این است كه ما به شرائط الهى عمل نمیكنیم؛ «و اوفوا بعهدى اوف بعهدكم»؛(4) شما با پیمان من، به امر من عمل بكنید، من هم به آن پیمان عمل میكنم؛ خداى متعال این جورى گفته دیگر. این درس بزرگ ماست. ما از این جلسات قرآنى، از این نشست و برخاستهاى قرآنى، از این مسابقات قرآنى، از این دعوت از قرآنیان سراسر كشور، هدفمان این است كه به این مقاصد نزدیك بشویم؛ میخواهیم با قرآن نزدیك بشویم؛ نزدیكىِ معرفت و نزدیكىِ عمل؛ همت باید این باشد. امروز دنیاى اسلام تشنه‏ى عمل به قرآن است؛ و دشمنان اسلام این را نمیخواهند. بدیهى است كه دشمنان اسلام صریحاً نمیگویند ما دشمن قرآنیم یا دشمن اسلام - «یخادعون اللَّه و الّذین امنوا»؛(5) آنها با خدا هم خدعه میكنند، با بندگان خدا هم خدعه میكنند - آنها میگویند ما طرفدار اسلامیم، اما درست به همان نقطه‏اى كه اسلام از ما میخواهد، به آن نقطه حمله میكنند. امروز شما مى‏بینید در بعضى از كشورهاى اسلامى، طرح مسئله‏ى جهاد جرم است؛ در كتاب درسى نباید مسئله‏ى جهاد مطرح بشود، در گفتگوهاى كسانى كه به نحوى با دستگاه‏هاى دولتى مرتبطند، اسم جهاد و اسم شهادت نباید مطرح بشود. به این چیزها و به عمل ما حمله میكنند. اتحاد اسلامى را ضربه میزنند، دلها را نسبت به یكدیگر بدبین میكنند، مسئله‏ى سنى و شیعه، مسئله‏ى فِرق گوناگون بین شیعیان، مسئله‏ى فِرق گوناگون بین اهل تسنن؛ اینها موضوع كارهاى دشمنان اسلام است. نمیگوید من با قرآن مخالفم، اما با آنچه كه محور تربیت و تعلیم قرآنى است، با او مخالفت میكند، كه مثالش همین مثال وحدت است. چقدر خیرخواهان زحمت میكشند كه بین برادران در دنیاى اسلام اتحاد ایجاد كنند، یك وقت مى‏بینیم از یك جا بمبى منفجر شد - بمبِ ضد وحدت - یا از آن طرف یا از آن طرف؛ فرقى نمیكند. این چیزهاست كه بایستى ما بیدار باشیم، هشیار باشیم. ما مردم ایران هم همین جور. ما آنچه كه میگوئیم، براى دیگران نیست؛ در درجه‏ى اول براى خودمان است. خود ما هم باید وحدت را حفظ بكنیم. ببینید همین آیاتى كه الان خواندند: «و اذكروا نعمت اللَّه علیكم اذ كنتم اعداء فألّف بین قلوبكم فأصبحتم بنعمته اخوانا - برادر شدید با هم - و كنتم على شفا حفرة من النّار فانقذكم منها»؛(6) اسلام شما را از آتش تفرقه نجات داد. فراموش كردید؟ هى این به آن ایراد بگیرد، آن به این ایراد بگیرد؛ فروع را اصل بكنیم، اصول را فراموش كنیم، هى اختلاف بین ما بیفتد. اینكه قرآن میگوید: «و اعتصموا بحبل اللَّه جمیعا»، یعنى همه با هم اعتصام به حبل اللَّه بكنید، خوب، این «همه» در سطح واحدى كه نیستند؛ بعضى ایمانشان قویتر است، بعضى ایمانشان ضعیفتر است، بعضى عملشان بهتر است، بعضى عملشان متوسطتر است؛ در عین حال خداى متعال به همه خطاب میكند. میگوید اعتصام به حبل اللَّه را جمیعاً بكنید، با هم بكنید. تو بگوئى من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه كردم و دیگرى نه؛ او - دیگرى - باز بگوید من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه كردم، این طرف را نه؛ اینكه نمیشود. همدیگر را تحمل كنید. اصولى هست، محورهائى هست؛ اصل این است كه در این اصول همدل باشیم. ممكن است در صد تا از فروع، افراد با همدیگر اختلاف داشته باشند، باشد؛ این منافات ندارد با اجتماع، با جمیع شدن، مجتمع شدن؛ اینها باید ملاك باشد. در گفتارمان مراقب باشیم. رد دیگران، طرد دیگران، به طور مطلق در سر مسائل درجه‏ى دو، مصلحت نیست. امروز ملت ایران، یك ملت یكپارچه است؛ یك ملت متحد است؛ این اتحاد را باید قدر دانست. ایجاد اختلاف نباید كرد. نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى باید بكنند؛ همه باید براى ساختن كشور به یكدیگر كمك بكنند. به كسى نباید بیهوده تهمت زد؛ كسى را نباید به خاطر یك امر، از همه‏ى آن چیزهائى كه صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف باید بود من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شكافها را بیشتر كنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى باید بكنند؛ همه باید براى ساختن كشور به یكدیگر كمك بكنند. به كسى نباید بیهوده تهمت زد؛ كسى را نباید به خاطر یك امر، از همه‏ى آن چیزهائى كه صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل كرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با كسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنید، بى‏عدالتى كنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند ؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه كرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه كنیم ببینیم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكلیف است؛ و در احساس تكلیف هم دقت بكنیم كه قدم از دایره‏ى تكلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود. همه به وظائفشان عمل كنند؛ سعى كنید. سعى كنید. ما كه عرض میكنیم همه به وظائفشان عمل كنند، این معنایش این نیست كه حالا ما به همه‏ى وظائفمان، خودمان عمل میكنیم؛ نه، «و ما ابرّئ نفسى»؛(8) باید سعى بكنیم دیگر؛ تلاشمان این باشد؛ تقوا این است. تقوا یعنى تلاش و مراقبت براى انجام وظیفه؛ این معناى تقواست . این تلاش را داشته باشیم، یك وقت هم اگر چنانچه لغزشى پیش آمد، آن وقت خداى متعال عفو خواهد كرد؛ خداى متعال آن وقت از لغزشهاى ما خواهد گذشت؛ آن وقتى كه ما مراقب باشیم. امیدواریم كه خداوند متعال به این نشستها، برخاستها، این جلسه‏ها، این تلاوتها، این استماعها، این گفتن‏ها، شنیدن‏ها بركت عنایت كند؛ همه‏ى ما را بیدار كند؛ توفیق بدهد كه ان‏شاءاللَّه بتوانیم به وظائفمان عمل كنیم. والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‏ پی نوشت: 1) آل عمران: 103 2) منافقون: 8 3) نساء: 122 4) بقره: 40 5) بقره: 9 6) آل عمران: 103 7) مائده: 8 8) یوسف: 53 تنظیم برای تبیان: عطا الله باباپور

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها