آيت‌الله مصباح (حفظه الله) گاهي مي‌فرمودند كه اگر ما انبيا را درك نكرديم، ولي آيت‌الله بهجت را درك كرديم،

چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰

او چون انبیاء
آقا مجتبي تهراني

 

 آيت‌الله مصباح (حفظه الله) گاهي مي‌فرمودند كه اگر ما انبيا را درك نكرديم، ولي آيت‌الله بهجت را درك كرديم،

 

کو کجاست

يك‌بار پس از نماز در بين راه مسجد و منزل بوديم كه بنده خدايي به همراه ايشان آمد و با اصرار می گفت كه من مي‌خواهم آدم بشوم ولی نمي‌شود، آقا فرمودند: چه کسی نمی گذارد؟ گفت: شيطان. حضرت استاد ناگهان با تغيّر به سوي او روي گردانيده و فرمودند: كو؟ کجاست؟

 

نماز آقاي بهجت (قدس الله نفسه الزکیه)

آیت الله مصباح مي‌فرمودند كه حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) با این که خودشان در مسجد سلماسي نماز جماعت مي‌خواندند، به فرزندشان مرحوم حاج‌آقا مصطفي مي‌فرمودند: "برويد نماز آقاي بهجت". نماز آیت الله بهجت فوق‌‌العاده حال داشت.

 آنوقت ما كه نماز ایشان مي‌رفتيم صف های اوّل بیشتر بزرگان بودند، از جمله مرحوم شهيد قدوسي، ‌آيت‌الله مظاهري، آيت‌الله جوادي آملي، آيت‌الله خزعلي، آيت‌الله مصباح و مرحوم آيت‌ا... صافي اصفهاني که هر وقت از اصفهان به قم مي‌آمدند خودشان را به نماز ايشان مي‌رسانيد. بزرگان معمولاً مقيد بودند كه نماز جماعت ایشان، بويژه نماز مغرب و عشای شب‌‌هاي جمعه را شركت كنند، ايشان در این شب و در نماز مغرب سوره جمعه را مي‌خواندند و در نماز عشاء، سوره اعلي را مي‌خواندند.

درس استاد

سر درس مشي حضرت استاد اين بود كه اگر كسي اشكال مي‌كرد خوب گوش مي‌كردند و بعد هم جوابش را مي‌دادند و بعد اگر دوباره همان اشكال را مي‌كرد قشنگ گوش مي‌دادند و دوباره جواب مي‌دادند و اگر بار سوّم اشكال مي‌كرد، بازگوش مي‌كردند و بعدادامه مطلب را بیان می کردند. اگر کسی که اشکال مطرح کرده بود می پرسید كه آقا چرا جواب نمي‌دهيد؟ مي‌فرمودند: چیزی كه بلد بودم گفتم، ‌ديگر بیشتر از این نمی دانم، بار دوّم که اشكال كردي، بنده دوباره جواب دادم چرا که گفتم شاید مطلب درست به گوش شما نرسيده باشد و یا شاید نفهميده باشي؛ ديگر بيش از اين نخواهم گفت و تمام. يكي از حُسن‌هاي جدي حضرت آيت‌الله بهجت اين بود كه اصلاً شما جدال و مراء در درسشان نمي‌ديدید، بعد درس هم اگر اشكال مي‌كردي، آقا خوب گوش مي‌كردند و بعد جواب مي‌دادند و اگر دوباره تكرار مي‌كردي، اين‌طور نبود که ناراحت بشوند و تند شوند و چيزي بگويند و شما را ناراحت بكنند،‌ بلکه مي‌گفتند: چيزي كه مي‌دانستم همين بود كه خدمتتون عرض كردم، بيش از اين نمي‌دانم. يك نكته‌اي را خيلي مي‌گفتند و آن اين‌كه "استادم بهم گفته خيلي حرف نزن" به مناسبت‌هاي مختلف مي‌فرمودند: استادم بهم گفته خيلي حرف نزن.

برنامه ریزی برای خانواده

يكي از توصيه‌هايي كه داشتند اين بود كه مي‌فرمودند: "به خانه كه مي‌رسيد كتاب‌ها را بگذاريد پشت در و برويد تو ولي بپاييد دزد نبرد" يعني طوری زندگی نکنیدكه وقتي مي‌رويد خانه، تازه بخواهيد چيزي بنويسيد و درسی بخوانيد و بند كتاب و كامپيوتر و ... بشويد؛ اشتباه است، بلکه ديگر الان بايد وقتي را براي زن و بچه بگذاريد. عمرتان را به سه تا 8 ساعت تقسیم کنید: يك 8 ساعت كار و تلاش، كه كار و تلاش ماها درس‌خواندن و درس دادن مي‌شد؛ 8 ساعت هم براي خواب و استراحت و 8 ساعت هم برای  تفریحات حلال، خانواده و تفکر.

معمولاً امثال ماها كمتر بر اين مطلب توجه مي‌كنند، زن و بچه را رها مي‌كنيم به حال خودشان، و خودمان را مديون اين‌ها مي‌كنيم و اين چيزي بود كه ما از ايشان ياد گرفتيم كه بايد نسبت به خانه و خانواده بسيار اهميت داد و مواظبت کرد كه حق بچه‌ها، به خاطر ديگران يا كتاب و درس ضايع نشود.

تو خود حجاب خودي

از نكات ديگر بسيار آموزنده، اين بود كه اگر يك چيزي مي‌پرسيدي، ايشان خلاصه پاسخ مي‌گفتند. مطالب را خيلي خلاصه و كوتاه بيان مي‌فرمود. و اين طبيعي است که وقتي طبيب حاذق باشد، نسخه بلندبالا نمي‌نويسد، چون موضع درد را فهميده و درمان درد را هم مي‌شناسد. گاه اگر چيزي مي‌پرسيدي و يا يك نيازي داشتي، ولي ساكت بودي، خودشان شروع به صحبت مي‌فرمودند، ايشان آرام آرام مي‌گفتند، اگر شما را خواستار و طالب مي‌يافتند قدري توضيح مي‌دادند و گرنه ساكت مي‌شدند. در اخلاق دو واژه داريم كه جزء مذمومات است، و جزء رذائل اخلاقي است، يكي «فضول‌الكلام»، حرف‌هاي زيادي زدن، و ديگري «حرف ما لا يعني» حرف‌هايي كه اصلاً معنايي نداره، آيا دقت كرده‌ايد كه بسياري از ماها به زياده‌گويي، پرحرفي و يا حرف بي‌فائده زدن مبتلا هستيم كه اين امر پسنديده نيست.

شیطان کو؟

يك‌بار پس از نماز در بين راه مسجد و منزل بوديم كه بنده خدايي به همراه ايشان آمد و با اصرار می گفت كه من مي‌خواهم آدم بشوم ولی نمي‌شود، آقا فرمودند: چه کسی نمی گذارد؟ گفت: شيطان. حضرت استاد ناگهان با تغيّر به سوي او روي گردانيده و فرمودند: كو؟ کجاست؟ بنده خدا گفت کی؟ ایشان گفت: شیطان کو؟! تا دستش را بشكنم، كوش؟ و ادامه داد: شيطان كاري ازش مي‌آيد؟ خودت نمي‌خواهي، خودت را درست كن! روي همين برخورد، يك مقدار توجّه كنيم! ما خودمون خراب مي‌كنيم، و  دنبال هواهاي نفساني مي‌رويم و بعد خراب مي‌شود. وقتي كه خراب شد و آلوده شديم، بنا مي كنيم به پيداكردن يك شخص به نام شيطان كه بندازيم گردنش، و يا مي‌گویيم ما را خوب تربيت نكردند، ما را عقده‌اي بار آوردند، كمبود محبّت داشتيم. ممكن است بعضي از اين‌ها درست باشد، ولي اين‌طور هم نيست كه ما هر خراب كاري کردیم بتوانيم بيندازيم گردن يك شخص يا يك گروهي و يا عده‌اي و يا محيط و وراثت و ... . البته همه آن‌ها بي‌تأثير نيستند ولي اين‌طور هم نيست كه همه انحرافات ما را گردن بگيرند بالاخره ما داراي حقّ اختيار و امتياز نيز هستيم.

گمشده

بنده خدایی در صحن حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ايشان را دیده و گفته بود: حضرت آقا من خودم را گم كرده ام چكار كنم خودم را پيدا كنم؟ فرموده بودند: تو صحن اون طرف يك دفتر گمشدگان هست، برو و بگو تو بلندگو صدات بزنه، ببين مي‌توني خودت را پيدا كني.

راه اينقدرها هم سخت نيست كه ما سختش كرديم، يك مقدار بايد آدم حواسش را جمع كند؛ هرچيزی نگوید، هر چيزی نبيند، هرچيزی نخورد، هرچيزی نپوشد و هر جایی نرود، اگر آدم خودش را ول كرد، مي‌شود مثل حيوان‌ها (أولئِکَ کَالأنعَام) به هر زميني كه برسند شروع مي‌كنند به خوردن علف و ... براشون مهم نيست كه براي صاحبش هست يا نه؟ حلال است يا حرام؟ فرق من با حيوان چيست؟ بايد انسان برود دنبال اين‌كه در خودش انسانيت را تقويت كند و كنترل نفس بكند، تا بتواند برسد. مرو در پي هرچه دل خواهد.

او چون انبياء (علیهم السلام)

 حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه الشریف) هيچ اهل ادعا نبود، درحالي كه واقعاً در اوج بود.  آيت‌الله مصباح (حفظه الله) گاهي مي‌فرمودند كه اگر ما انبيا را درك نكرديم، ولي آيت‌الله بهجت را درك كرديم، آيت‌الله بهجت فكر مي‌كنم از انبياءبنی اسرائيل هيچ كم نداشت.


حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی

تنظیم برای تبیان حسن رضایی گروه حوزه علمیه

پربازدیدها

پربحث‌ها