حاج میرزا علی آقا شیرازی ؛ فاضل مشهور، ادیبِ محقق، فقیه فرزانه، طبیب صاحب نفس و سرآمد عارفان عصر خویش بوده‏اند و استاد شهید مطهری وی را «نهج البلاغه مسلم» می‏دانست.

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
حجة الاسلام و المسلمین سید میرزا آقا شیرازی استاد نهج البلاغه
حجة الاسلام و المسلمين سيد ميرزا آقا شيرازي استاد نهج البلاغه حاج ميرزا علي آقا شيرازي ؛ فاضل مشهور، اديبِ محقق، فقيه فرزانه، طبيب صاحب نفس و سرآمد عارفان عصر خويش بوده‏اند و استاد شهيد مطهري وي را «نهج البلاغه مسلم» مي‏دانست. دوران کودکي‏ استادان‏ غواص اقيانوس علوي‏ معرفت و تربيت‏ احياي آثار اخلاق و رفتار آنچه که به زندگي اين شخصيت بزرگ امتياز خاصي يم دهد، حالات ويژه اخلاقي و تأثير آن بر رادمرداني چون شهيد مطهري و ديگر انسانهاي جوياي تهذيب نفس است. افکار ميرزا در علوم متداول آن زمان تحول آفريد، وي مبناي درس اخلاق و جلسات وعظ خويش را بر محور نهج البلاغه قرار داد و گروه کثيري از شهرهاي مختلف، حتي عتبات عاليات در محضرش گرد آمدند. دوران کودکي‏ «محمد قاسم شيرازي» چهره شناخته شده و تاجر معتبر شيراز به شمار مي‏رفت(1). بعد از وفات حاج علي اکبر فرزند محمد قاسم شغل پدر را پي گرفت، اما مدتي بعد اشتياق به تحصيل او را به نجف اشرف رساند. البته در نجف نيز فعاليتهاي تجاري را ادامه داد. کشش دروني و همنشيني با اهل دانش سبب شد تا حاج علي اکبر سعادت حضور در مکتب دانشوراني گرانمايه، چون علامه مولا حسين بن محمد اسماعيل اردکاني، معروف به فاضل اردکاني (1235 - 1305 ه.ق) راه يابد(2). حاج علي اکبر پس از فراغت از تحصيل، پژوهشي را در روايات و احاديث انجام داده و کتاب معروف «شرح الاربعين حديثا في فضيلة الصلوة علي النبي و آله صلي الله عليهم اجمعين» را نوشت. اين کتاب ضمن تأييد کمالات علمي اين بازرگان اهل فضل، گوياي علاقه وي به خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) نيز هست(3). اولين مکتب درسي علي در خانه تشکيل شد و نخستين معلم پدرش بود، حاج علي اکبر براي تربيت چنين فرزندي از جان و دل کوشيد (4) و سرانجام در سال 1304 ه.ق جان به جان آفرين تسليم کرد (5). بعد از فوت پدر، آيت الله ميرزا حسين شيرازي که اين خانواده را به خويب مي‏شناخت، سيد عبدالله نثقة الاسلام را قيم و وصي وي قرار داد. (6) استادان‏ حاج ميرزا علي آقا در سال 1316 ه.ق راهي اصفهان شد و بخشي از تحجصيلاتش را در مدرسه نيم آورد - واقع در انتهاي بازار بزرگ اصفهان - گذراند. جاذبه معنوي مدرسان اين مدرسه، خصوصا آقا سيد محمد باقر درچه‏اي، موجب شده بودتا علي به اين مکان روي آورد. مرحوم درچه‏اي يکي از علما و فقهاي مشهور اصفهان بود. به طوري که پس از درگذشت آيت الله سيد اسماعيل صدر در کاظمين (1338 ه.ق) اهالي اصفهان و برخي نقاط ايران به ايشان رجوع کردند (7). و بزرگاني چون مرحوم آيت الله بروجردي و شهيد مدرس نزد وي شاگردي کرده‏اند. زماني که حاج ميرزا علي آقا از مکتب آيت الله درچه‏اي استفاده مي‏کرد، دو نام آور عرصه انديشه آخوند ملامحمد کاشي و جهانگير خان قشقايي مشغول تربيت شاگردان در ميدان حکمت و فلسفه بودند، نيم قرن فلسفه ملا صدرا را در اصفهان تدريس مي‏کردند. مرحوم آيت الله بروجردي آخوند کاشي را مجتهد در معقول و منقول معرفي کرده است و م يگويند : هنگام شب و سحر ذکر ملکوتي «يا سبوح» «يا قدوس» از حجره اين حکيم بلند بود و شخص موثقي خاطر نشان ساخته است. احساس مي‏نمودم درختان با اين ذکر گويي با وي هم نوا مي‏باشند (8). فيلسوف، فقيه و حکيم رباني جهانگير خان قشقايي استاد ديگر حاج ميرزا علي آقا است که حاج شيخ عباس قمي از وي به عنوان عالم جليل و فاضل نبيل و صاحب مهارت در معقول، منقول و عرفان ياد کرده است (9). حاج ميرزا علي آقا در بوستان شيخ اسدالله قمشه‏اي (1297 - 1334 ه.ق) که بهاري کوتاه داشت، گشت و گذاري کرد و ذهن مشتاق خود را از رايحه دانش و تقواي اين مرد الهي، عطر آگين ساخت (10). شيخ عبدالحسين محلاتي (1270 - 1312 ه.ق) (11) بود و در مدرسه صدر اصفهان دروس خارج را تدريس مي‏نمود، يکي ديگر از اساتيد حاجي ميرزا علي آقا بود (12). آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي (1292 - 1381 ه.ق) مرجع عظيم الشأن قرن اخير دراصفهان، به دليل تسلط بر منابع، تشريح مباني فقه و اصول با زباني رسا و قابل فهم، حوزه درسي گرم و پر رونقي داشت و يکصد نفر در آن حضور مي‏يافتند حاج ميرزا علي آقا شيرازي علاوه بر آنکه از شاگردان برجسته آيت الله بروجردي محسوب مي‏شد، رابطه‏اي تنگاتنگ با آن فقيه داشت و استادش از همت عالي، علو طبع و حالات اخلاقي وي بر خويشتن مي‏باليد. حاج ميرزا علي آقا شيرازي مباحثي، چون فقه، اصول، رجال و درايه را نزد حاج آقا ميرزا کمال الدين ابوالهدي کرباسي (متوفي 1356 ه.ق) که عالمي فقيه و زاهدي مجتهد بود، فرا گرفت (13). شيخ محمد حکيم خراساني گنابادي اصفهاني، از مفرسان و حکماي معاصر است که بعد از درگذشت آخوند کاشي و جهانگيرخان قشقايي، استاد مسلم فلسفه در اصفهان بود. شهيد مطهري مي‏نويسد : «حاج ميرزا علي آقا از نظر سني با حکيم خراساني تفاوت چنداني نداشته و با معظم له و حاج آقا رحيم ارباب دوستي در کمال صميميت داشته‏اند اما با توجه به اينکه فلسفه را از بزرگسالي تحصيل کرده به احتمال زياد از محضر دوست صميمي‏اش بهره‏مند شده است (14). چون حاج ميرزا علي آقا از دوران نوجواني به آموزش طب علاقه داشت و احساس مي‏کرد با فراگيري آن مي‏تواند خدمتي به جامعه انجام دهد، به محضر حاج ميرزا محمد باقر حکيم باشي (متوفي 1327 ه.ق) از اطباء معروف راه يافت(15). حاج ميرزا علي آقا شيرازي که مدتي از جوار باراه مقدس مولاي متقيان دور مانده بود، نگاه مشتاقش هميشه راه نجف را مي‏کاويد، گويي اين ندا از نجف گوشش را نوازش مي‏داد : گرفتم اين که ز ما چند گاه ماندي دور دوباره باز به آغوش ما در آيي زود هنگامي که وي وارد نجف شد، حوزه‏هاي علميه اين شهر در اوج شکوه و مزين به وجود فقيهاني فرخنده و فرزانگاني والا مقام بود.از شخصيت‏هايي که حاجي به محضرشان شتافت و از اندوخته‏هاي علمي آنان استفاده کرد، شيخ الشريعه اصفهاني (1266 - 1339 ه.ق) (16). ملا محمد کاظم خراساني (1255 - 1329 ه.ق) و سيد محمد کاظم يزدي (1248 - 1337 ه.ق) که از مفاخر شيعه و استونه‏هاي عظيم فقاهت به شمار مي‏آيند، مي‏توان نام برد. احتمال قوي حاج ميرزا علي در سال 1323 ه.ق به اصفهان عزيمت نمود، و خود مي‏گويد : «در جريان مشروطه خواهي به اصفهان آمدم(17)...» غواص اقيانوس علوي‏ موقعي که حاجي به اصفهان قدم نهاد، با تلاش علما و استادان حوزه علميه که شهيد آيت الله مدرس در دين آنان چون ستاره‏اي مي‏درخشد، آرامش نسبي به اصفهان بازگشته بود. حاج ميرزا علي آقا با کمال فروتني و به رغم توانايي‏هاي علمي، در اصفهان به امور بازرگاني مشغول شد تا آن که روزي به درس نهج البلاغه مرحوم مدرس حاضر شد. شهيد مدرس وقتي وي را ديد، چون از سوابق علمي حاجي آگاهي داشت، به او گفت : «آقا حيف است، با آن کمالات، به چنين اموري بپردازيد. مسير خودتان را عوض کنيد و به تجارتِ آخرت روي آوريد، و به اين ترتيب حاجي گام در مسير جديد گذاشت. آري نسب نامه تدريس نهج البلاغه در حوزه‏هاي علميه ايران به شهيد مدرس مي‏رسيد و حاجي اين تبارنامه را روشن مي‏کند و فراگيري اين کتاب را مديون مدرس مي‏داند، زيرا وي سپس از تذکر مدرس به تدريس و کاوش در آثار علمي و نيز ارشاد مردم از طريق و عظ و خطابه روي مي‏آورد (18). حاج ميرزا علي آقا چنان در اقيانوس نهج البلاغه به غواصي پرداخت که گويي با نهج البلاغه زندگي مي‏کرد. استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري مي‏نويسد : «قبل از برخورد با وي اين کتاب (نهج البلاغه) را نمي‏شناخت ... يک نهج البلاغه مجسم بود. مواعظ نهج البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود. براي من محسوس بود که روح اين مرد با روح اميرالمؤمنين پيوند خورده و متصل شده است(19) ...» و در جاي ديگر مي‏نويسد : «نهج البلاغه به او حال مي‏داد و روي بال و پر خود مي‏نشاند و در عوالمي که ما نمي‏توانستيم درک کنيم، سير مي‏داد. جمله‏هاي اين کتاب ورد زبانش بود و به آنها استشهاد مي‏نمود. غالبا جريان کلمات نهج البلاغه بر زبانش با جريان اشک از چشمانش بر محاسن سپيدش همراه بود (20) ...» وقتي آيت الله سيد محمد رضا خراساني، رئيس حوزه علميه وقت اصفهان، از حاجي خواست براي طلبهاي مدرسه، مباحث اخلاقي مظرح کند، به تدريس نهج البلاغه روي آورد. او وقتي سخن مي‏گفت، تسلط و تبحّرش آشکار مي‏شد(21). يکي از شاگردانش، سيد رضا سيادت موسوي مي‏گفت : «غير ممکن بود حاجي لب به سخن بگشايد و از نهج البلاغه چيزي بر زبان نياورد (22).» آيت الله سيد اسماعيل هاشمي نيز گفته است : «آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي از بزرگ علمايي است که در ميان اهل علم و همه مردم قداست وافري داشت در همان اوقات نخستين که براي تحصيل علوم ديني به اصفهان آمدم، از محضر اين بزرگمرد استفاده مي‏کردم به خصوص که در خطب و بيان نهج البلاغه تخصصي خاص داشتند و قطع نظر از تبحر در ادبيات و خطب شريف، آن معنويتي که در خطبه‏ها نهفته بود، از سيماي اين انسان وارسته مشاهده مي‏گرديد (23).» استاد مهدي خلف زاده که از سال 1324 ه.ق در درس نهج البلاغه حاجي شرکت مي‏نمود و هم حجره ايشان بود، از انقلاب دروني استاد در حال شرح نهج البلاغه سخن گفته است (24). عالمان بزرگي مانند شيخ جواد جبل عاملي و سيد روح الله خاتمي نيز در درس و تفسير نهج البلاغه اين عارف متعبد شرکت نموده‏اند. از حالت روحاني استاد وتأثير بخشي بر خلق و خوي شاگردان سخن گفته‏ند (25). آيت الله محمد واعظ زاده خراساني که در سال 1327 ه.ش حاجي را در اصفهان ديده، مي‏گويد : يکبار او را در بيت آيت الله برجردي (در قم) ديدم. فرمود : سيد رضي در نهج البلاغه خطبه‏ها را تقطيع کرده و دارم قطعات حذف شده را جمع مي‏کنم و متوجه شده‏ام که اين تقطيعات گاه مخل مقصود است (26). اين عالم عامل غير از نهج البلاغه تفسير قرآن، شرحي کبير و شرح نفيسي را درس مي‏گفت. او به کتب روايي نيز نظر خاصي داشت و طلاب را به مطالعه آنان تشويق مي‏کرد. گر چه از اهل معقول به شمار مي‏رفت ولي حکمت و فلسفه تدريس نکرد و در تدريس ساير علوم از انديشه‏هاي حکيمان بي بهره نبود. در ادبيات عرب و ادبيات فارسي در بين متأخرين از نوادر بود و علم طب خود را خوب مي‏دانست. شهيد مطهري مي‏نويسد : «اين مرد در عيناين که فقيه (درحد اجتهاد) و حکيم و عارف و طبيب و اديب بود و در بعضي قسمت‏ها ؛ مثلا طب قديم و ادبيات طراز اول بود و قانون بوعلي را تدريس مي‏کرد. از خدمتگزاران آستان مقدس حضرت سيد الشهداء (ع) بود (27). جلال الدين همايي مي‏گويد قسمت معالجات قانون ابو علي سينا را خدمت مرحوم، حاج ميرزا علي آقا شيرازي فرا گرفتم (28). معرفت و تربيت‏ يکي از فرزانگاني که به محفل نوراني اين عالم رباني راه يافت، شهيد آيت الله مطهري است. وي در تابستان سال 1321 ه.ش يعني چهار سال پس از اقامت در قم ايشان به اصفهان رفت، با اين مرد بزرگ آشنا شده و از محضرش استفاده کرد. اين آشنايي تبديل به ارادت زياد از سوي وي و لطف استاد از طرف آن مرد بزرگ شد. به طوري که بعدها حاج ميرزا علي آقا به قم مي‏آمد و در حجره شهيد مطهري اقامت مي‏گزيد و علماي بزرگ در آنجا با ايشان ديدار داشتند (29) و آن متفکر شهيد درک محضر اين استاد را از ذخائر گرانبهاي عمر خود مي‏دانست و حاضر نبود با هيچ چيزي معاوضه کند (30). فقيه عارف، حکيم و اديب معاصر آيت الله حاج آقا رحيم ارباب (1297 - 1396 ه.ق) از شاگردان خاص حاج ميرزا علي آقاست، وي به آقا رحيم احترام بسياري مي‏گذاشت و در اصفهان به نماز جمعه او حاضر مي‏شد (31). حسن نيت و خلوص از سراسر وجود اين دانشمند گرانمايه نمايان بود (32). آيت الله سيد روح الله خاتمي (متوفي 1367 ه.ق) در اين باره مي‏گويد : «در مدرسه صدر اصفهان از استاداني استفاده کردم که از حيث مقام اخلاق، زهد و عرفان معروف بودند و يکي از آنها حاج ميرزا علي آقا شيرازي است که از ابتدا با ايشان مانوس شدم و استفاده‏هايي از محضرش کردم. شرح شمسيه و قسمتي از نهج البلاغه را نزدشان خواندم و اساسا با هم مأنوس بوديم و ايشان به حجره من مي‏آمدند و مي‏رفتند (33). استدا سيد جلال الدين همايي (1287 - 1359 ه.ق) يکي ديگر از پرورش يافتگان برجسته حوزه درسي و تهذيب حاج ميرزا علي آقاست. رابطه اين استاد و شاگرد نيز به مرور زمان به اشتياق و ارادت متقابل مبدل شد. استاد منوچهر قدسي مي‏نويسد : «مرحوم همايي به حاجي عشق و ارادتي مالا کلام داشت و تا او آخر عمر آن مرحوم هر گاه به ايشان بر مي‏خورد، عاشقانه و صداقانه مي‏گفت : دلم مي‏خواهد يک بار ديگر قانون را در خدمت شما دوره کنم. از استعداد حاجي سخن‏ها داشت (34). وقتي همايي در تابستان از تهران به اصفهان مي‏آمد، با حاجي ديدار تازه مي‏کرد و اين ملاقات همه افاضه و استفاضه بود (35). آيت الله احمد فياض (متولد 1324 ه.ش) اين توفيق را به دست آورد تا در اصفهان از محضر پر فيض حاج ميرزا علي آقا شيرازي بهره‏مند شود. وي مي‏گويد : حجره ايشان در جوار حجره من بود. نهج البلاغه تدريس مي‏نمود و افراد زيادي در درسش شرکت مي‏کردند. در زهد، تقوا و حالات معنوي شهرت داشت و چون به نماز مي‏رفت و طلبه‏ها متوجه مي‏شدند، به وي اقتدا مي‏نمودند. با وجود آن که در علوم متعدد صاحب نظر و متبحر بود، ولي جنبه اخلاقي وي اين توانايي‏ها را تحت الشعاع قرار مي‏داد. آيت الله فياض، مدرس پاک سيرت و بدون پيرايه‏اي است که در نهايت سادگي و قناعت زندگي مي‏کرد و از مدرسان مشهور حوزه علميه اصفهان به شمار مي‏رود (36). آيت الله مشکوة (متوفي 1369 ه.ش) شاگرد مبرز حاجي ميرزا علي آقاست که بسياري از کمالات را نزد وي آموخته. آيت الله مشکوة او که در اصفهان و نجف تحصيلات خويش را تکميل کرده بود، در زادگاهش «خميني شهر» مدرسه‏اي تأسيس کرد و به تربيت طلاب ديني پرداخت. وي در مشکلات درسي به اهل بيت توسل مي‏جست(37). آيت الله شيخ جواد جبل عاملي مي‏گويد : خدمت حاج ميرزا علي آقا که مرد مذهبي بود، درس تفسير قرآن و نهج البلاغه مي‏رفتم که واقعا کم نظير بود و براي کساني که اين جلسات علمي را درک نکرده‏اند، تصورش مشکل است. آنچه مي‏گفت، از دل بر مي‏خاست و بر دل مي‏نشست (38). از ديگر شاگردان مرحوم حاج ميرزا علي آقا، مي‏توان حاج شيخ عبدالرحيم ملکان (متولد 1302 ه.ش)، آيت الله سيد اسماعيل هاشمي (متولد 1333 ه.ق)، مرحوم حسين عماد زاده (متوفي 1369 ه.ش) (صاحب تأليفات متعدد در شرح حال اهل بيت (عليهم السلام)، استاد فضل الله ضياء نور (متوفي 1604 ه.ق) و پروفسور علي شيخ الاسلام (متولد 1302 ه.ش) نام برد. احياي آثار حاج ميرزا علي آقا شيرازي به موازات تدريس، از کاوش در منابع قرآني، روايي و نيز آثار سلف غافل نبود و ضمن تلاشهاي علمي به ارزش والاي «تفسير تبيان» پي برد و پس از تحقيق و تفحص و تصحيح علمي و چاپ اصلاح شده اين اثر نفيس را عهده دار شد. در اين راستان از اهتمام آيت الله سيد محمد حجت کوه کمري و جهد برخي شاگردان فاضل خود از جمله حسين عماد زاده، حاج آقا رحيم ارباب و جلال الدين همايي بهره برد و سرانجام تفسير تبيان شيخ طوسي در سال 1365 (ه.ق با چاپ سنگي در دو مجلد رحلي انتشار يافت (39). احياء انتشار کتاب «زادلمعار» علامه مجلسي و تصحيح و منقح نمودن اين کتاب ارزشمند نيز به عهده حاج ميرزا علي آقا شيرازي بود که با هزينه مرحوم روغني زاده بازرگاني خير در سال 1324 ه.ش به چاپ رسيد. همچنين کتاب «من لا يحضره الطبيب» مربوط به زکرياي رازي نيز پس از تحقيق لازم به ضميمه کتاب برء الساعة (بهبودي آني) با دستياري آقا جمال الدين معارف پرور به زيور طبع آراسته کرد (40). اخلاق و رفتار حاج ميرزا علي نسبت به ارشاد و هدايت جامعه احساس وظيفه مي‏کرد و بر فراز منبر به موعظه حاضران مي‏پرداخت. از اين رو محضر مرحوم آقا سيد علي نجف آبادي (متولد 1287 ه.ق) و آيت الله حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي (متوفي 1384 ه.ق) بهره برد (41). وقتي که مرجع عاليقدر - آيت الله بروجردي - جهان تشيع تصميم گرفت کلاسي اخلاقي در حوزه علميه قم برگزار کند، با وجدو آن که اشخاص برجسته‏اي در قم بودند، حاج ميرزا علي آقا را که با مراتب فضل و کمالش از قبل آشنايي داشت براي اين منظور به قم فراخواند(42). طهارت روح، قداست نفس و صفاي ضميرش سبب شد تا آوازه‏اش حتي عتبات عاليات بپيچيد. شهيد مطهري درباراش مي‏گويد : «يکي از بزرگترين اهل معنايي است که من در عمر خود ديده‏ام (43).» آيت الله فاضل لنکراني در وصف وي گفته است. مرحوم حاج ميرزا علي آقا شيرازي ... انصافا اخلاقي علمي و عملي متجسم بود و هر کس که با ايشان برخورد مي‏کرد، تحت تأثير و جاذبه او قرار مي‏گرفت. مدتي هم از محضر ايشان از نظر اخلاق استفاده کرديم (44). از عوامل عمده توفيق حاجي در رسيدن به کمالات معنوي انجام فرائض ديني، عبادات و مستحبات و پرهيز از محرمات، مداومت بر ادعيه و زيارات بود، در مدرسه صدر چون به نماز مي‏ايستاد، با وجود اينکه مي‏خواست در اختفا نماز بخواند و از امامت جماعت پرهيز داشت، هنوز در رکعت اول بود که صحن و ايوان مدرسه از نمازگزار پر مي‏شد (45). شهيد مطهري مي‏گويد : اين پيرمرد با حالي عجيب سوره و الفجر را مي‏خواند. وقتي به اين آيه مي‏رسيد ؛ «و جي‏ء يومئذ بجهنم» ديگر منقلب مي‏شد و اشکهايش مي‏ريخت، درست مثل مرغي که پرپر بزند (46). حاجي به دنيا اعتنايي نداشت، اما حالات زاهدانه او را از وضع محرومان غافل نمي‏کرد و رسيدگي به دردمنان جزو برنامه‏هايش بود (47). اقشار گوناگون مبالغي را به عنوان سهم امام به وي مي‏دادند ولي در مسير بين محل درس تا منزل همه پولها را به نيازمندان مي‏داد و چون به خانه مي‏آمد، ديگر ديناري در جيبش نبود (48). وقتي مشغول تدريس شد گاه در باغچه مدرسه صدر و روي خاکها مي‏نشست. خانه مسکونيش به عيالش که از سادات بود، تعلق داشت (49). آيت الله ميرزا اسد الله جوادي گفته است : وقتي حاجي از مشهد بازگشت و به ديدنش رفتيم، در خانه‏اي محقر ساکن بود که درب اتاقهايش شيشه نداشت و با کاغذ جاي قاب شيشه‏ها را پوشانيده بودند. سر انجام دردهاي جانگداز در گذرگاههاي دشوار وادي ايمن به کمين نشستند و بدن نحيف اين پير پارسا را دربند بستر گرفتار ساختند با آشکار شدن هلال ماه جمادي الاول که مقارن با اوايل فصل زمستان بود، اندک اندک ستاره فروزان فضيلت در چهار دواري خانه محقرش محصور شد تا آنکه در بين الطلوعين روز يکشنبه هفدهم ديماه سال 1334 ه.ش مطابق با 24 جمادي الاول 1375 ه.ق تن خاکي را به خاک باز پس داد و ميهمان عرشيان شد (50). پيکرش را با احترام فراوان از اصفهان به قم انتقال داده، بنابر وصيتش در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه (س) و مزار شيخان، ضلع جنوبي شرقي دفن کردند.(51) پي نوشتها 1 - نقباء البشر في اعلان قرن الرابع عشر، شيخ آقا بزرگ تهراني، ج 4، ص 1488. 2 - الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 13، ص 70 مؤلف «الذريعه» مکان اين تلمذ را معين ننموده ولي سيد مصلح الدين مهدوي ضمن آن که حاجي علي اکبر شيرازي را در جمله فاضلان معرفي کرده، مي‏افزايد نامبرده نزد مولي محمد حسين کاظميني در نجف تحصيل نموده است، اما چون فاضل اردکاني در نجف حوزه درسي نداشته شايد حاج علي اکبر سيد نجف تا کربلا را طي مي‏نموده تا در جوار بارگاه حضرت امام حسين (ع) از مقامات علمي استادش بهره‏مند گردد. 3 - الذريعه، ج 13 ص 70، تذکرة القبور، ص 436 4 - الذريعه، همان‏ 5 - تذکرة القرور، ص 436 6 - طبيب جسم و جان، ص 37 7 - شرح حال رجال ايران، مهدي بامداد، ج 3، ص 302 8 - مصاحبه با آيت الله حيدر علي محقق، مجله حوزه، شماره 53 ص 51 - 52 9 - فوائد الرضويه، حاج شيخ عباس قمي، ج اول، ص 88 10 - علوم و عقايد (بررسي در عقايد مذهبي، سياسي و فلسفي) ابراهيم جواهري، ص 8 11 - زندگينامه شيخ انصاري، ضياء الدين سبط الشيخ، ص 218 12 - تاريخ شهر سامراء، و شمه‏اي از زندگي آيت الله بروجردي، سيد مصلح الدين مهدوي ص 112 13 - مجله حوزه سال چهاردهم، شماره 83، ص 36 14 - خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مطهري، ص 617، پاورقي‏ 15 - تذکرة القبور، ص 67 - 68 16 - در مورد وي بنگريد به کتاب ملا فتح الله اصفهاني شيخ شريعت، محمد علي محمدي‏ 17 - مدرس مجاهدي شکست‏ناپذير، ص 159 18 - همان مأخذ، ص 160 19 - عدل الهي، شهيد مطهري، ص 251 20 - سيري در نهج البلاغه، ص 10 و 11 21 - طبيب جسم و جان، ص 60 - 61 22 - همان، ص 90 23 - همان ص 42 24 - همان، ص 80 25 - مجله حوزه، سال سوم، شماره مسلسل 165 (گفتگو با آيت الله جبل عاملي) و مجله پيام انقلاب، شماره 72 ص 24. 26 - سرگذشتهاي ويژه از زندگي استاد شهيد مرتضي مطهري، ج 3، ص 35. 27 - عدل الهي، ص 252، پاورقي‏ 28 - همايي نامه، ص 23 29 - عدل الهي، ص 25 30 - سيري در نهج البلاغه، مقدمه‏ 31 - طبيب جسم و جان، ص 61 32 - کيهان فرهنگي، آذر 65، ص 33 33 - مجله پيام انقلاب، شماره 72، ص 25 34 - رساله شعوبيه، جلال الدين همايي 35 - همان، ص 4 36 - مجله حوزه، سال سوم، دي ماه 1365، شماره 18، ص 36 37 - مصاحبه با آيت الله مشکوة، مجله حوزه، سال ششم، شماره 31، ص 53 - 54 38 - مجله حوزه، شماره 15، ص 26 - 27 39 - بيست مقاله، آيت الله رضا استادي، ص 211 40 - مؤلفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکرياي رازي، دکتر محمود نجم آبادي، ص 71 41 - مجله پيام انقلاب، همان شماره ص 17 42 - شهيد مدرس ماه مجلس، از نگارنده ص 54 43 - گفتارهاي معنوي، شهيد مطهري ص، 120 44 - مجلسه پيام انقلاب، شماره 90، ص 25 45 - مدرس مجاهدي شکست‏ناپذير، ص 159 و سيري در نهج البلاغه مقدمه‏ 46 - تفسير سوره فجر و قيامت، شهيد مطهري، ص 29 47 - روزنامه رسالت، شماه 2778، شماره 1376 / 6 / 5 48 - طبيب جسم و جان، ص 88 49 - علوم و عقايد، ابراهيم جواهري، ص 8 50 - لمعاتي از شيخ شهيد، ص 15 و تاريخ حکما و عرفاي متأخرين صدر المتألهين، منوچهر صدوقي، ص 83 51 - ناصح صالح، غلمرضا گلي زواره، ص 229 منبع:پايگاه حوزه تهيه و تنظيم براي تبيان:مجيد نقدي

پربازدیدها

پربحث‌ها