آيتالله جوادي آملي:
امروز فتنه اسلامستيزان از راه شبهه افكني است

آيتالله جوادي آملي در پيامي به چهاردهمين المپياد بينالمللي قرآن و حديث جامعة المصطفي(ص) تأكيد كرد: توجه به محكماتِ قرآن كريم از اهمّيت خاصي برخوردار است.
به گزارش خبرگزاري رسا، آيتالله عبدالله جوادي آملي در پيامي به چهاردهمين المپياد بينالمللي قرآن و حديث جامعة المصطفي(ص) تأكيد كرد: امروز فتنه اسلامستيزان از راه شبهه افكني است.
متن كامل پيام به اين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم و إياه نستعين
حمد ازلي خداي را سزاست و تحيّت اَبَدي پيامبران به ويژه حضرت ختمينبوّت را رواست و درود بيكران اهل بيت وحي مخصوصاً حضرت ختميامامت، مهديِ موجودِ موعود(عليه السلام) را بجاست. به اين ذوات قدسي تولّي داريم و از معاندان آنان تبرّي مينماييم. مقدم مهمانان داخلي و خارجيِ عزيز را گرامي ميداريم و از برگزاركنندگان محترم المپياد وزين قرآن و حديث تقدير ميشود و توجّه حضار بزرگوار اين همايش، به نكات ذيل معطوف ميگردد:
يكم: آنچه از حديث معروفِ «سلسلة الذهب» استنباط ميشود اموري است كه برخي از آنها عبارت است از
1 ـ محور قرار دادن اصول اعتقادي به ويژه معارف توحيدي.
2 ـ اشتمال سَنَد روايت بر راويان موثق.
3 ـ انتهاي آن به كلام خداوند كه حجيت آن قطعي است.
بنابراين در بحثهاي تفسيري، عنايت به محكماتِ قرآن كريم از اهمّيت خاص برخوردار است چنانچه متشابهشناسي و معرفتِ كيفيّتِ ارجاعِ آن به محكمات، به طوري كه هم شناخت متشابه، مصون از آسيب تشابه باشد و هم معرفت كيفيّت ارجاعِ آن به محكم، محفوظ از گزند آن باشد، از مهامّ امور فرهنگي خواهد بود.
رسالت عالمان دين در حمايت از قرآن و سنّت معصومان(عليهم السلام) است زيرا فتنه? معاندان اسلامستيز در نفوذ از كانال متشابهات است و اين تشابه هم در قرآن وجود دارد و هم در حديث، چنانچه محكمات نيز در هر دو موجود و كيفيّت شدّ سديد تشابهات با محكمات، در هر دو ثَقَل مطرح است.
دوم: ايمانِ مستقرّ، نيازمند به مبادي ثابت و مباني پايدار است، زيرا اعتقادِ وابسته به دليل غير يقيني، در معرض شبهه قرار داد و چنين دليلي پاينده نيست و ايمانِ مرتبط به آن نيز دوام نخواهد داشت. عالمان ديني كه مرزبانان عقايد امّت اسلامياند بكوشند براهين عقليِ نفوذناپذير را همراه با دليل نقليِ متواتر يا خبر واحدِ محفوف به قرائنِ مفيدِ يقين تأمين كنند تا در اثر گذار زمان از تطاول مغالطه مصون باشند. آنچه در برخي از مباحث مطرح ميشود، خبر واحد غير قطعي است چون آنچه هم اكنون مثلاً در هزار مكتوب اعم از كتاب، مجلّه، روزنامه و مانند آن ارائه ميشود برگرفته از يكصد منبع است كه آن منابعِ صدگانه، مستفاد از ده منبع است و آن منابعِ دهگانه، بهرهمندشده از كُتُب اربعه است و آن چهار كتابِ، نوشته? سه نفر است و آن سه نفر يعني مرحوم كليني(ره) و صدوق(ره) و شيخ طوسي(ره) برخي سابق و بعضي لاحقاند كه گاهي محدّثِ لاحق مانند شيخ طوسي(ره) از محدّثِ سابق نظير كليني(ره) نقل مينمايد و زماني كليني و صدوق (هر دو) از يك راوي نقل مينمايند، بنابراين بعد از پژوهشِ تاريخي و رجالي، بازگشتِ هزار مكتوب به يك اثر و آن خبر واحد زراره و نظير آن است و چنين خبر واحدي نميتواند پشتوانه عقيده قطعي باشد، هر چند مصحّحِ اسنادِ ظنّي خواهد بود.
سوم: اسلام كه عنصر اصلي آن قرآن حكيم و عترت اطهار(عليهم السلام) هستند برنامههاي خود را بر ضرورت تحصيل علم به معناي يقين در اصول اعتقادي و به معناي طمأنينه و وثوق در امور عملي قرار داد و عناصر محوري دانشهاي مطلوب خويش را آيه? محكمه، فريضه? عادله و سنّت قائمه اعلام كرد و مرز تصديق و اثبات هر مطلب و حدّ تكذيب و نفي بر مطالب خاص را علم (نهگمان) قرار داد، چنانچه كليني(ره) از امام صادق(عليه السلام) نقل كرد كه آن حضرت(عليه السلام) فرمود خداوند بندگان مؤمن را با دو آيه تحديد نمود و آنان را به دو امر مخصوص كرده است: «اِنّ اللهَ خَصَّ عبادَه بآيَتَيْنِ مِن كتابه اَن لا يقولوا حتي يَعْلَموا و لا يَردّوا ما لم يَعْلَموا و قال عزّ وجلّ: ?أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الكِتَابِ أَن لاَيَقُولُوا عَلَي اللّهِ إِلَّا الحَقَّ?1 و قال: ?بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ?»2 آنچه از اينگونه آيات و احاديث نوراني بر ميآيد، ضرورت تحقيق و تبيينِ پژوهشگرانه نسبت به شجره? طوباي دين الهي است تا از گزند مغالطه? دگرانديشان و آسيبِ تدليس و تلبيسِ بدخواهان مصون بماند، آنگاه هماره سرسبز و ثمربخش بوده و همانند درختانِ بهشت، ميوههاي آن زوالناپذير خواهد بود، زيرا بهارِ مستمر از تعقيبِ خزان محفوظ است.
چهارم: المپيادهاي حوزوي گذشته از اهتمام به رهآورد عقل تجريدي، رهتوشه? عقل تجربي را نيز محترم ميشمارد و ويژگي آن در اين است كه ضمن تكريم اصلِ مقبول منطقي به نامِ «مَنْ فَقَدَ حسّاً فَقَدَ علماً»، اصل معقول و منقول ديگري را به رسميّت ميشناسد و آن عبارت است از «مَنْ فَقَدَ تقويً فَقَدَ علماً»، زيرا قرآن كريم چنين رهنمود دارد: ?اتَّقُوا اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمْ اللّهُ?3؛ ?إِن تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَل لَكُمْ فُرْقَاناً?4 اميد است توفيقِ فراگيريِ علوم وَحْياني و نيل به مقام منيعِ عالم ربّاني، بهره همه علاقهمندان به قرآن و عترت شود! مجدّداً از همگان سپاسگزاري مينماييم.
غفر الله لنا و لكم
والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته
جوادي آملي /اسفند 1387
1 . سوره اعراف، آيه 169.
2 . (سوره يونس، آيه 39) الكافي، ج 1، كتاب فضل العلم، باب النهي عن القول بغير علم.
3 . سوره بقره آيه 282.
4 . سوره انفال، آيه29.


