تصويري كه از بخش بين‌الملل جشنواره در ذهنم ثبت شده، حضور سفير، وابسته فرهنگي يا كاردار‌ فرانسه، سوئيس، ژاپن و... روي سن براي گرفتن جايزه فيلمسازي بوده كه احتمالا اصلا روحش از وجود جشنواره فيلم فجر خبر نداشته است.

پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
كافي است چشمانمان را نبنديم
كافی است چشمانمان را نبندیم تصویری كه از بخش بین‌الملل جشنواره در ذهنم ثبت شده، حضور سفیر، وابسته فرهنگی یا كاردار‌ فرانسه، سوئیس، ژاپن و... روی سن برای گرفتن جایزه فیلمسازی بوده كه احتمالا اصلا روحش از وجود جشنواره فیلم فجر خبر نداشته است. از معدود دوره‌هایی كه این تصویر كمی تغییر كرد، جشنواره هجدهم بود كه گاوراس و رزی در زمان جشنواره به تهران آمدند؛ سالی كه برگزاری مرور آثار این سینماگران هم به شدت با حال‌وهوای جامعه، زمانه و سینما متناسب بود. در موسمی كه سیاست حرف اول و آخر را می‌زد، بزرگداشت رزی و گاوراس به عنوان چهره‌های شاخص سینمای سیاسی، با معنا و مفهوم بود. چنین معیاری را مثلا در همین بزرگداشت‌های امسال می‌توان جست‌وجو كرد؟ می‌شود سؤال كرد كه چرا و براساس چه منطقی باید از مایك ‌لی تجلیل شود؟ چه كسی گفته فیلم‌های او شبیه كن لوچ است؟ اگر مایك لی از نظر گردانندگان جشنواره مورد تایید است چرا به جای فیلم‌های شاخص‌اش، بیشتر آثار تلویزیونی‌اش در جشنواره به نمایش درمی‌آید؟ چرا فیلمی چون «قتل عادلانه» كه آنقدر زیر استاندارد بوده كه آل‌پاچینو به خاطر بازی در آن نامزد دریافت تمشك طلایی شده، در بخش مسابقه بین‌الملل حاضر است؟ البته می‌شود ماجرا را زیاد هم جدی نگرفت، به خصوص وقتی كه به نظر می‌رسد بین‌المللی بودن جشنواره، فقط برای برگزاركنندگانش جدی‌ است و این جدیت هم صرفا در گنجاندن چند فیلم خارجی و مرور آثار سینماگران به بهانه‌های مختلف خلاصه می‌شود. جشنواره فیلم فجر همچنان مهمترین رویداد سینمایی كشور است ولی به دلایل متنوع و متعدد فاقد استانداردها و قواره‌های لازم یك فسیتوال بین‌المللی است. اولین قاعده هر فستیوالی در هر كجای دنیا، پخش كامل فیلم‌هاست. اینجا به دلایلی كاملا موجه امكان چنین چیزی وجود ندارد. البته می‌شود فیلم‌هایی منطبق با ضوابط ایران را انتخاب كرد كه نیازی به ممیزی نداشته باشند و اتفاقا خیلی وقت‌ها در جشنواره به فیلم‌هایی برمی‌خوریم كه هیچ ویژگی‌ قابل ذكری نداشته‌اند جز اینكه در اینجا قابل نمایش بوده‌اند! تمركز نمایش فیلم‌های بخش بین الملل در 5 روز اول هم حاصلی جز كم كردن رونق جشنواره نداشته است. رویای جهانی شدن، البته شیرین و دلپذیر است ولی تجربه، امكانات و شرایط به ما می‌گوید كه فستیوال فجر امكان رسیدن به جایگاه جشنواره معتبر بین‌المللی را ندارد. می‌شود این وقت و انرژی را كه روی بخش‌های بین‌الملل جشنواره گذاشته می‌شود، صرف برپایی بهتر بخش‌های داخلی كرد كه هم مخاطبان بیشتری دارد و هم تاثیرگذار است. اگر قرار بود این جشنواره به عنوان یك رخداد هنری بین‌المللی به جایگاهی در خور برسد، در طول این سال‌ها رسیده بود. برای مشاهده واقعیت كافی است چشمانمان را نبندیم. نكته دیگری كه در مورد بخش‌های بین‌الملل جشنواره فیلم فجر به چشم می‌خورد، میل و اصرار به تقسیم جوایز است. مثلا فیلم‌های ایرانی كه در این بخش‌ها حضور دارند، معمولا دست خالی به خانه نمی‌روند و همیشه جوایزی برای راضی كردن همه وجود دارد؛ ضمن اینكه دادن سیمرغ بهترین فیلم و كارگردانی به فیلم «برف» آن‌هم در حضور فیلم «كاتین» ساخته آندره وایدا هم در نوع خود جالب توجه بود؛ البته می‌توان حدس زد كه چرا برف، سیمرغ‌های بهترین فیلم و كارگردانی را دریافت كرد؛ چون خانم آیدا بگیچ به ایران آمده بود و می‌توانست روی سن برود و جایزه‌اش را شخصا دریافت كند. درحالی‌كه اگر به كاتین جایزه داده می‌شد، به‌جای وایدا، باید شاهد روی سن رفتن سفیر لهستان می‌شدیم! ضمن اینكه یكی از تهیه‌كنندگان برف مركز گسترش سینمای مستند و تجربی است و اهدای جایزه به این فیلم هم راه دوری نمی‌رفت! الهام اناری

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها