اما غیب، همان است که خداوند در آیۀ شریفه بقره : «ألَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[1] به آن تصریح فرموده است. قرآن، جهان را به دو قسمت تقسیم کرده است: عالم غیب و عالم شهود. موجود، منحصر در شهود نیست، بلکه دو قسم است: بعضی مشهودند، بعضی غایباند. آنچه را که حس درک میکند جزء عالم شهادت میشود اما آنچه که غایب از حس است، با حس نمیتوان آن را درک کرد، نه با چشم دیده میشود؛ نه با گوش شنیده میشود و نه با سایر حواس احساس میشود، آن را غیب میگویند. کشف غیب در عالم هستی در عالم هستی غیبی وجود دارد که باید آنرا کشف کنیم. اصولا هرچه در عالم طبیعت است، ریشهی غیبی دارد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» و هر چه هست، خزینه هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه ى معین نازل نمیکنیم.[2] به تعبیر علامه جوادی آملی اشرف مخلوقات میتواند به جایی برسد که این غیب را کشف کند. انسانها مىتوانند، بر اثر درجات گوناگونی كه دارند، هركدام به بعضی از درجات غیب آگاهی پیدا كنند. انسان كامل، كه ولی الله مطلق و مظهر اسم اعظم است، به همهٴ مخازن غیبی آگاهی دارد.[3] فاطمه(س) مظهر صفات ازلی وابدی است حضرت فاطمه (س) به عنوان یک انسان کامل که مظهر صفات ازلی وابدی خداست، مخزن غیب الهی است وهرآنچه از اسرارغیب الهی که بخواهیم در وجود یک انسان متجلی شده باشد باید در فاطمه زهرا (س) جُست وجود خداوند یک وجود ازلی وابدی است. کسی که وجودش ازلی وابدی است مگر میشود یک مظهرازلی وابدی خلق نکند؟ کسی که وجودِصفاتِ ازلی دارد مگر میشود که مظهر صفات ازلی خلق نکند؟ خداوند متعال اگر در وجود ما چیزی قرار داده است که هر چه مصرف کنیم تمام نمیشود، آیا پیش خودش چیزی ندارد که هر چه مصرف کندتمام نشود؟ پس لاجرم موجودی را که مظهر این صفات باشد خلق کرده واوهمان انسان است. بنابراین انسان وجودی دارد که مظهرازلی وابدی خداست. حضرت فاطمه(س) مصداق اتم ومظهر این صفات است. خزینه غیب حضرت فاطمه (س) به عنوان یک انسان کامل که مظهر صفات ازلی وابدی خداست، مخزن غیب الهی است وهرآنچه از اسرارغیب الهی که بخواهیم در وجود یک انسان متجلی شده باشد باید در فاطمه زهرا (س) جُست. گرچه این وجود مخزنی را کسی نمی تواند به عمق آن دسترسی پیدا کند چنان که امام صادق(ع) در این باره فرمود: إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا[4] فاطمه(س) را بدان جهت فاطمه نامیدند که خلق، توان شناخت او را ندارند. او همان خزینه ای است که هر چه از آن هزینه شود، هیچ چیزی از آن کم نمیشود. تمام آن مخزن الهی که خدای متعال از آن مخزن خرج میکند و تمامی ندارد، وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا(س) است که خدا از او به عطیّه نام برده است. او عطیّةالله است. این طورنیست که پیغمبر(ص) تقاضا کرده باشد، وبه مقدار تقاضای پیامبر به او رسیده باشد.بلکه فاطمه(س) مخزن است، چون مخزن است، خود پیغمبر(ص) هم از یک حیثی والد است و وجود نازنین فاطمه زهرا(س) از او ناشی شده است؛ اما از یک جهتی فاطمه(س) امّابیها است. در آن مقام وساطت، همه با هم بودهاند، انشعابشان در عالم معناست. به اینجا که رسیده اند در عالم ماده ، یکی پدر شده است و یکی دختر شده است. همانطورکه در لیلة القدر، ادعیه و حاجات بندگان در دربار الهی باجابت میرسد، نیز با توسل بندگان و مخلوقات با ایمان به حضرت فاطمه زهراء(س) که لیلةالقدر معنوی است و مصداق خیرٌ مِن الفِ شَهر[5] و مصداق کوثر اعطای الهی و منبع خیر کثیرنامتناهی الهی به حضرت ختمی مرتبت محمد(ص) است، بوسیله وساطت حضرت فاطمه زهرا(س) نزد خدا مخازن غیب الهی به اندازه ظرفیت هر شخصی بر او اشکار میگردد. انحصار کشف در توسل مخازن غیب الهی برای اشخاص، جزباتوسل به خاندان عصمت و ولایت ظاهروآشکارنمیشود . سفارش قرآن برای تقرب به خداوند این است که انسان به سراغ وسیله های تقرب برود «ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة»[6]«به سوى او وسيله [تقرّب] بجوييد». در دین اسلام، بهترین افرادی که در همۀ امور میتوان به آنها متوسل شد اهل بیت(ع) هستند. سلمان از حضرت محمد(ص) نقل کرده که خداوند عزوجل میفرماید: «... محمد، و أخوه علي، و من بعده من الأئمة، الذين هم الوسائل إلي»[7] «محمد(ص)و برادرش علی(ع) و ائمه(ع) اینها نزد من وسلیه (برای تقرب مردم) هستند». پس برای دست یابی به مخزن غیب باید به حضرات معصومین(ع) متوسل شد. توسل در گرو معرفت توسل بدون معرفت امکان ندارد. چنان که امام صادق(ع) فرموده: نَحْنُ وَاللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَايَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا[8]یعنی ما اسماء حسنای الهی هستیم. عمل بندگان جزبا معرفت ما نزد خداوند سبحان مورد قبول واقع نمیشود. فاطمه زهرا(س) برترین کلمه حسنای الهی است که جهان هستی را با نورخود منوّر ساخته وباران رحمت فیوضاتش را برکشتزار تشنه نیازمندان، عرضه میدارد. هرکسی به اندازه ظرفیت وجودی اش می تواند مظهر اسمی از اسماء حسنی شود وگوشه ای از کارهای جهان را بر عهده بگیرد. فرشتگان واولیاءالهی وائمه از همین راه وارد درجهان تکوینی می شوند ومدیریت جهان تکوینی را به دست می گیرند. درک مخزن غیب، عامل عصمت است در دین اسلام، بهترین افرادی که در همۀ امور میتوان به آنها متوسل شد اهل بیت(ع) هستند. سلمان از حضرت محمد(ص) نقل کرده که خداوند عزوجل میفرماید: «... محمد، و أخوه علي، و من بعده من الأئمة، الذين هم الوسائل إلي»[7] «محمد(ص)و برادرش علی(ع) و ائمه(ع) اینها نزد من وسلیه (برای تقرب مردم) هستند» انسان کامل که مخزن غیب الهی را کشف می کند باطن دنیا را می بیند، بهشت وجهنم را می بیند لذا به درجه عصمت می رسد که حتی فکر گناه هم نمی کند. هرچه انسان در پی کشف این مخزن باشد ودراین مسیر قراربگیرد ، خودش را به درجه عصمت نزدیک می کند و از گناه بیزاری میجوید چرا که قطعا رابطه تنگاتنگی بین کشف غیب وعصمت از گناه وجود دارد . قلب وجسم که از معصیت پاک شد برکات الهی واردمی شود لذا می فهمد وعمل می کند وابدا به سمت گناه نمی رود اما وقتی ازاین مطلب غافل شد به دام شیطان می افتد قرآن می گوید:«يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَس»[9].شیطان اورا دیوانه میکند چون او خبراز فیض الهی ندارد. خبر از وجود ازلی وابدی خودش ندارد. خبراز رابطهی ضرورت ربط ازلی بین خلق ومخلوق ندارد ونمی داند آن مخزن غیبی خدا همزمان با ازلیت خداست وخود را می تواند درآن مخزن غیبی خدا واردکند و وجود مسبوق به عدم زمانی را تبدیل به فراتراز زمان کند. اگرلذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت ندانی اگر شب قدر قرآن به سر میگیرد ولی چیزی متوجه نمیشود ویا در محرّم وبقیه ایام فقط یک سینه زن است بخاطر این است که «أشَدُّ حُبّاً لله»[10]نشده لذا نمی تواند به مخزن غیبی حق برسد. پس باید خودمان را به وجود ازلی خدا وصل کنیم تا گناه نکنیم کسی که درک وجود ازلی خدارا دارد طبیعتا عامل بازدارنده می شود ودر مقابل معصیت ایستادگی دارد اما کسی که گناه می کند بخاطر این است که به وجود ازلی وابدی فاطمه(س) وصل نشده وچون شخص، ازلیت وابدیّت خودش را در مظهریت وجودش پیدا نکرده لذا عامل بسیاری از اشتبا هات شده است. انشاءالله که به وجود ازلی وابدی فاطمه(س) وصل شویم به برکت صلوات بر محمد وآل محمد والسلام. پی نوشت: 1-بقره/ 3 2-حجر/21 3- سیره پیامبران در قرآن، ج6، ص 160 4- بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج43، ص65 5-قدر/3 6 ـ مائده/35. 7 ـ (التفسیر المنسوب الی الامام العسکری)علیه السلام، ص68. 8- الشافي في شرح الكافي، ج2، ص401. 9- بقره/275 10-بقره/165 منابع: 1. قرآن کریم. 2. مجلسی، محمد باقر(1403ق)، بحارالانوار، چاپ دوم، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی. 3. جوادی آملی، عبدالله(1394ش)، سیره پیامبران در قرآن، چاپ هشتم، قم، موسسه اسراء. 4. حسن بن على، امام يازدهم عليه السلام(1409ق)، التفسیر المنسوب الی الامام العسکری، چاپ اول، قم، مدرسه امام مهدی عج. 5. قزوینی، ملاخلیل(1429ق)، الشافي في شرح الكافي، چاپ اول، قم، دار الحديث. نویسنده: احمد ذاکر


