سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 شرح حال معين البكاء تعزیه گردان تکیه دولت
اين آدم قدى متوسط داشت، چهار شانه بود، ريش جو و گندمى پهن بلندى داشت كه نوك آن را قيچى زده و تا بالا به يك اندازه بود. هميشه عباى مشكى مى‏پوشيد، شلوار گشاد، قباى بلند و شال سلسله پهنى مى‏بست. كفش او پاشنه خوابيده بود. عصاى بلندى دست مى‏گرفت كه هميشه چهار انگشت از سر عصا بيرون از كف دست او بود. خيلى باوقار راه مى‏رفت، مگر در ايام محرم. هميشه چند نفرى هم از اعضا تعزيه دنبال سر او راه مى‏رفتند و گاهى در ايام عاشورا كه به چند تكيه بايد برود خودش سوار يابوى يرغه شده تاخت مى‏رفت و اگر تكايا نزديك به هم بود اعضاء تعزيه هم تغيير لباس نمى‏دادند. با همان زره و كلاه خود و شمشير. مخالف‏خوانها با عمامه و عبا و عصا، امام‏خوانها با لباسهاى زنانه، سكينه و رقيه و زينب‏خوانها دنبال يابوى او در ميان كوچه و بازار از اين تكيه به آن تكيه تاخت مى‏كردند كه خيلى تماشائى و مضحك بود. اين آدم شباهت كاملى به مرحوم عضد الملك نايب السلطنه داشت و از آن وقتى كه اين مسئله را درست فهميده [بود] هرقدر نواقص آن از ريش و پشم و لباس بود مرمت نموده و طورى خود را شبيه ساخت كه هركس او را مى‏ديد فرقى نمى‏گذاشت. در موقع‏ عبور مردم به او تعظيم مى‏كردند، كوچه مى‏دادند. حتى [بر] مرحوم شاهزاده عضد الدوله پدر عين الدوله به آن زرنگى و باهوشى مشتبه شده يك روز سواره مى‏گذشت معين البكاء را تصور «خان» كرد، پياده شد سلام و احوالپرسى كرد و اصرار نمود «خان» (عضد الملك را خان مى‏گفتند. بعدها آقا خطاب كردند.) سوار شود. معين البكاء كه مطلب را مى‏دانست انكار كرد و آخر الامر سوار نشد. مرحوم عضد الدوله هم با رنجش سوار شده به منزل خود رفت و نزد بعضى گله كرد كه «خان» بى‏لطفى نمود. بعدها به او گفتند اين عضد الملك نبود بلكه معين البكاء بود. آخر الامر يك روز عضد الملك با او مصادف شد، سينه‏به‏سينه ايستاد و گفت من خيلى ميل داشتم شما را ملاقات كنم چند كلمه صحبت بدارم. عرض كرد احضار مى‏فرموديد شرفياب مى‏شدم. گفت مى‏خواستم به شما بگويم يا تو ريشت را حنا ببند يا من. يا تو ريشت را كوتاه كن يا من. يا تو عباى مشكى بپوش يا من. معين البكاء سر را به احترام خم نموده و دستهاى خود را به‏هم مى‏ماليد و تند تند مى‏گفت اطاعت دارم كه يك مرتبه اوقات «خان» تلخ شده فرمود مى‏خواستم به تو بگويم يا تو زن ق ...! عصا دست نگير يا من. يا تو پدرسوخته شلوار گشاد نپوش يا من. يا تو فلان‏فلان شده تغيير هيكل بده يا من. با وصف اين فرمايشات معين البكاء تغيير هيكل نداد تا هردو به جوار حق پيوستند. منبع : کانال رسول جعفریان

پربازدیدها

پربحث‌ها