چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
تنوع گویشی و آیینی در گیلان «بخش سوم»
تنوع گویشی و آیینی در گیلان «بخش سوم» گیلان سرزمینی با تنوع قومی و گویشی است و با اینكه از نظر وسعت جغرافیایی از كوچك‌ترین استان‌های كشور است، گوناگونی و تنوع فرهنگی در آن بیش از هر جای دیگر ایران دیده می‌شود. در این بخش در ادامه بخش قبل به معرفی گویش های دیگر استان گیلان می پردازیم. 5- منطقه مهاجرنشین رودبار، لوشان و منجیل: این منطقه که در ورودی گیلان قرار دارد تقریباً خشک‌تر از بقیه گیلان است. در این منطقه تقریباً از جنگلهای سر سبز سایر نقاط گیلان خبری نیست. به همین دلیل آداب و رسوم مردم و نحوه‌ی زندگی آنان با نقاط مرکزی و ساحلی تفاوت دارد. اگر چه این منطقه کوهستانی است و از نظر ویژگی‌های زبانی دنباله زبان‌های کوهستانی و دیلمی است. مردم این منطقه ترکیبی از گیلک‌ها، طالش‌ها, دیلمی‌ها، کردها و لرها هستند. ولی همه مردم با زبان گیلکی آشنا هستند. به ترتیب کردها و لرها مهاجر هستند، اما هر چه بسمت کوهستان و روستاهای اطراف و دامنه‌ها و عمق کوهها پیش می‌رویم مردم و اهالی ییلاقی زندگی می‌کنند. مردم گیلان معمولاً به افرادی که در کوهستانها زندگی می‌کنند ییلاقی نیز خطاب می‌کنند. ییلاقی‌های این منطقه شباهت زیادی از لحاظ گویش با هموطن‌های خود در البرز ساحلی دارند. نکته‌ای كه باید اشاره کرد این است که هر چه بسمت داخل گیلان پیش می‌رویم و به دشت نزدیک‌تر می‌شویم زبان گیلکی گویشورهای بیشتری دارد در خود رودبار گیلان اکثر گویشورها گیلک هستند در حالی این نسبت وقتی بسمت منجیل و لوشان می‌رویم کمتر می‌شود گویش مردم رودبار به تاتی نیز معروف است همانگونه که گویش کرمانجی خاص کردهای عمارلو می‌باشد. زبان مردم گیلان: لهجه مردم گیلان از نام ساکنان بومی این سرزمین گرفته شده و به گیلکی که یکی از شعب زبان پهلوی مشهور است و واژه‌های بسیار نزدیکی با کردی و لری دارد. مردم گیلان به گیلکی یا یکی از گویش‌های فرعی آن مانند گالشی، لاهیجی، املشی و ... و گروهی به تالشی سخن می‌گویند. گویش گیلکی در غرب، شرق و حوزه‌های مرکزی گیلان متفاوت است و با هم اختلاف دارد. بگونه‌ای که حتی درک آن برای ساکنان شهرهای نزدیک و همجوار مشکل است. به عنوان مثال لهجه و گویش مردم رشت بسیار متفاوت از لهجه و گویش لاهیجی است. به همان نسبت گویش لاهیجان با لنگرود تفاوت دارد. اما اگر بخواهیم در گویش گیلکی معیار قائل شویم یکی گویش رشتی گویش مردم رشت است و دیگر گویش شرق گیلانی است که دو شعبه مهم ایجاد کرده است که هر کدام دارای زیرمجموعه‌های بسیار گسترده ایست. مثلا گویش رشتی شامل رشت، انزلی، فومن، صومعه سرا, فومن، رضوانشهر، شفت كه صدها زیرشاخه‌ روستایی را نیز شامل می‌شود. گویش شرق گیلانی نیز مجموعه‌هایی بزرگی چون, لاهیجی؛ لنگرودی، آستانه‌ای، کوچصفهانی، کیاشهری، املشی، رودسری، چابکسری، چافی، چمخاله‌ای و غیره را شامل می‌شود که هر کدام از این مجموعه‌ها و مناطق دارای دهها گویش کوچکتر می‌باشند. تقسیم‌بندی دیگر: گویش تالشی ویژه ساکنان غرب، شمال، شمال غرب، و جنوب غربی گیلان است. گویش گالشی به مردم کوهپایه اختصاص دارد. گویش کرمانجی خاص کردهای عمارلو است. لهجه تاتی ویژه مردم رودبار است. زبان (گویش) گیلکی زبان مردم گیلان آمیخته‌ای از ادامه زبان‌های باستانی ایرانی شاخه غربی و زبان مردمان بومی مختلف پیش از مهاجرت آریائیان به فلات ایران است. در این زبان بسیاری از ویژگی‌های زبان‌های باستان ایران دیده می‌شود. زبان گیلکی بنا بر یک تقسیم بندی خاص بر چهار لهجه ی بیه پسی (گیلان غربی) بیه بیشی (گیلان شرقی) طبری (غرب مازندران) و گالشی (مناطق کوهستانی جنوب گیلان) می باشد. البته همانطور که در بخش قبل اشاره شد مردم شمال غربی گیلان به زبانی دیگر از خانواده های حاشیه خزر که زبان تالشی باشد تکلم می کنند. زبان گیلکی از گروه زبان های شمال غربی فلات ایران است که خود شاخه ای از زبانی است که به نام پهلوی اشکانی نام گرفته است مردم سرزمین های پروسعتی چون گیلان، طبرستان، گرگان، قزوین، ری، دامغان، سمنان، همدان، آذربایجان و شاید لرستان و کردستان و ... با آن یا لهجه ای از آن سخن می گفتند. دانشمندان زیادی به گویش تبری از زبان گیلکی و به احتمالی گیلکی شرق گیلان بر قرآن و دیگر آثار مذهبی تفسیر می-نوشته اند. به طوری که از کتب تاریخی برمی آید زبان گیلکی و به ویژه گویش دیلمی (گالشی) از آن در روزگاران گذشته محدوده گسترده ای را در برمی گرفته است. مردم اصیل مازندران خود را گیلک یا گیل و زبان خود را گلکی (گیلکی) می خوانند. براساس منابع موجود بندار رازی نخستین کسی است که در ایران سروده ای به زبان گیلکی از وی بازمانده است. دربار شاهان دیلمی مرکز رشد و اعتلای شعر گیلکی بود، نویسندگان آثار خود را به زبان گیلکی می نوشتند. و شاعران به این زبان شعر می سرودند. اشعاری به شمس المعالی قابوس وشمگیر نسبت داده اند که به گویش دیلمی (گالشی) از زبان گیلکی بوده و امروزه باقی نمانده است. پس از سرنگونی حکومت دیلمیان شاعرانی که به زبان گیلکی شعر می سرودند و یا مطلب می نوشتند حامیان خود را از دست دادند و به زبان فارسی دری روی آوردند. «مردم غرب و مرکز و شمال ایران که جز به پهلوی و گیلکی سخن نمی گفتند بعد از نشر آثار دری از خراسان به سایر ایران، آنان نیز به این شیوه روی آوردند و رفته رفته از نویسندگی و شعرگویی به زبان گیلکی که در عصر دیالمه متداول بوده دست برداشتند. و تابع لهجه سهل المخرج دری گردیدند.» واکنش در مقابل زبان گیلکی پس از قرن چهارم ه.ق به دو صورت بوده است. مردم خواص به دلیل مسائل سیاسی وقت از زبان بومی خود بریدند و به زبان فارسی دری روی آوردند و حتی نسخه نویسان متوفی را که به زبان گیلکی و محلی بوده و از کتاب ها حذف کرده و نتیجه آن شد که تنها مردم جامعه به پاسداری از زبان خویش دل بستند، با آن سخن گفتند، داستان نقل کردند و شعر سرودند. مردم گیلک زبان با گویش های مختلف سخن می گویند که ریشه در زبان های ایرانی باستان داد. در بین گویش های مختلف زبان گیلکی از نظر فونتیک (بیان صوت و آوا) و صرف افعال اختلاف جزئی دیده می شود که ناشی از تحول تدریجی و ویژگی فرهنگی اقلیمی هر منطقه است. گویش های زبان گیلکی را می توان چند بخش کرد که یکی دیگر از تقسیم بندی های موجود است: الف) گویش تبری (گویش مردم غرب مازندران) ب) گویش بیه پسی (گویش مردم غرب سفیدرود) ج) گویش بیه بیشی (گویش مردم شرق سفیدرود) د) گویش گالشی (گویش مردم کوهپایه ها و مناطق سمام و اشکور، دیلمانات و ... در منابع موجود به گویش دیگری به نام گویش گاومیش بان ها اشاره شده است که امروزه ردپایی از آن موجود نیست. شاید هم این اشتباه از اینجا ناشی شده باشد که مردم گیلان به کردهای مهاجرت داده شده که الان در مناطقی از گیلان سکنی گزیده اند و نمونه های آن در چمخاله لنگرود و روستای حسن بکنده لاهیجان موجود می باشد و دارای ترکیب جمعیتی کاملا کرد می باشند گاومیش بان می‌گفتند و این گاومیش بانی از کردی است و شاید هم گویشی بنام گاومیش بان موجود بوده باشد یا ریشه بومی داشته که نگارنده به منابعی در این خصوص دست نیافته است.

پربازدیدها

پربحث‌ها