دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
بز... بز... بزغاله
بز...بز... بزغاله بز بز بزغاله افتاد با سر تو چاله هی گریه می کرد و ناله گرگه شنید صداش و گریه و مع مع هاش و زوزه کشید و اومد بزغاله رو صدا زد گفت: بده دستت و درت بیارم! جان خودم کاری باهات ندارم بزغاله گفت: اِهکی... کمک نکن تو یکی از توکمک نخواستم و نگفتم نمی خوام از چاله به چاه بیفتم . کانال کودک و نوجوان تبیان koodak@ tebyan.com تهیه: شهرزاد فراهانی- شاعر: ناصر کشاورز

پربازدیدها

پربحث‌ها