آزادی بیان و آزادی در بیعت حق مسلم افراد
آزادی بیان در شمار آزادیهایی است که حاکمان اجتماع باید بدان توجه داشته باشند و نبود آن منجر به ایجاد اختلال خواهد شد. فرمانداران و حاکمان باید گوشهایی شنوا داشته و سخنان مردم را با جان و دل پذیرا باشند. حق آنها را قبول کنند و به اشتباهشان متذکر شوند.
حکومت آزادانه
از جمله هدفهای رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) این است كه زنجیرها و سنگینیهای سرچشمه گرفته از جاهلیت را، از ذهن و زندگی انسان برگیرد، زنجیر جهل، تعصب، ستمگری، كبرآیینی، خدانمایی، بندهسازی و ... و با ستردن آن آزادی و رهایی را ارمغان آورد. اصل آزادی انسانها یکی از اصلیترین مۆلفههای کرامت انسانی میباشد که ابعاد مختلفی را شامل میگردد. در این مجال به بررسی مهمترین ابعاد آن از منظر امام علی (علیه السلام) پرداخته میشود.
آزادی در اعتقاد
نخستین چیزی که در خصوص کرامت انسان مطرح میشود، آزادی عقیده و انتخاب است. انسانی که به پذیرش باوری اجبار شود حتی اگر باور درستی هم باشد، کرامت وی سرکوب شده است و شخصیت انسانی او مورد اهانت قرار گرفته است.
شریف رضی در نهج البلاغه چنین نقل مینماید که سهل بن حنیف انصاری فرماندار مدینه برای امام علی (علیه السلام) نوشت كه جماعتی از مردم مدینه مخفیانه به سوی شام فرار میكنند و به معاویه میپیوندند. حضرت امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) در پاسخ مینویسند: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَكَ یَتَسَلَّلُونَ إِلَی مُعَاوِیَةَ XE "2:...أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَكَ یَتَسَلَّلُونَ إِلَی مُعَاوِیَةَ" فَلَا تَأْسَفْ عَلَی مَا یَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ وَ یَذْهَبُ عَنْكَ مِنْ مَدَدِهِمْ فَكَفَی لَهُمْ غَیّاً وَ لَكَ مِنْهُمْ شَافِیاً فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَی وَ الْحَقِّ وَ إِیضَاعُهُمْ إِلَی الْعَمَی وَ الْجَهْلِ فَإِنَّمَا هُمْ أَهْلُ دُنْیَا مُقْبِلُونَ عَلَیْهَا وَ مُهْطِعُونَ إِلَیْهَا وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَأَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِی الْحَقِّ أُسْوَةٌ فَهَرَبُوا إِلَی الْأَثَرَةِ فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً إِنَّهُمْ وَ اللَّهِ لَمْ [یَفِرُّوا] یَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ وَ لَمْ یَلْحَقُوا بِعَدْلٍ وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِی هَذَا الْأَمْرِ أَنْ یُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ وَ یُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلَامُ [عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ]».[1]
« پس از یاد خدا و درود! به من خبر رسیده كه گروهی از مردم مدینه به سوی معاویه گریختند، مبادا برای از دست دادن آنان و قطع شدن كمك و یاریشان افسوس بخوری! كه این فرار برای گمراهیشان و نجات تو از رنج آنان كافی است، آنان از حق و هدایت گریختند، و به سوی كوردلی و جهالت شتافتند. آنان دنیاپرستانی هستند كه به آن رویآوردند، و شتابان در پی آن گرفتند، عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و به خاطر سپردند، و دانستند كه همه مردم در نزد ما، در حق یكساناند، پس به سوی انحصارطلبی گریختند دور باشند از رحمت حق، و لعنت بر آنان باد. سوگند به خدا! آنان از ستم نگریختند، و به عدالت نپیوستند، همانا آرزومندیم تا در این جریان ، خدا سختیها را بر ما آسان و مشكلات را هموار فرماید. ان شاءاللّه، با درود».
بر اساس تعالیم بزرگان دین هر کس حق دارد راه خویش را انتخاب کرده و از حزب و جناحی که خود میخواهد پیروی نماید. مردم در بیعت نمودن با حاکم اختیار تام داشته و کسی نمیتواند آنان را به این کار مجبور نماید
آزادی بیان
آزادی بیان در شمار آزادیهایی است که حاکمان اجتماع باید بدان توجه داشته باشند و نبود آن منجر به ایجاد اختلال خواهد شد. فرمانداران و حاکمان باید گوشهایی شنوا داشته و سخنان مردم را با جان و دل پذیرا باشند. حق آنها را قبول کنند و به اشتباهشان متذکر شوند. با داشتن چنین برخوردی است که کرامت تمامی افراد حفظ شده و تن به خواری نمیدهند. امام علی (علیه السلام) در فرازی از سخنرانی خود در صحرای صفین چنین میفرمایند: «فَلَا تُكَلِّمُونِی بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَ "2:فَلَا تُكَلِّمُونِی بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَ..." لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَ لَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَةِ وَ لَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالًا فِی حَقٍّ قِیلَ لِی وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی».[2]
« پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن میگویند حرف نزنید و چنانکه از آدمهای خشمگین کناره میگیرند دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم ».
آزادی در بیعت
بر اساس تعالیم بزرگان دین هر کس حق دارد راه خویش را انتخاب کرده و از حزب و جناحی که خود میخواهد پیروی نماید. مردم در بیعت نمودن با حاکم اختیار تام داشته و کسی نمیتواند آنان را به این کار مجبور نماید. امام علی (علیه السلام) درمورد کیفیت انتخاب خود از سوی مردم و چگونگی بیعت آنان میفرمایند: «إِنَّ الْعَامَّةَ لَمْ تُبَایِعْنِی لِسُلْطَانٍ غَالِبٍ وَ إِنَّ الْعَامَّةَ لَمْ تُبَایِعْنِی لِسُلْطَانٍ غَالِبٍ وَ..." لَا [لِحِرْصٍ] لِعَرَضٍ حَاضِرٍ»؛[3] « همانا بیعت عموم مردم با من نه از روی ترس قدرتی مسلط بود و نه برای به دست آوردن متاع دنیا ».
امام علی (علیه السلام) کرامت مردم را حتی در پذیرش بیعت خویش رعایت می نمودند که از نمونههای عینی آن به موارد زیر می توان اشاره نمود:
ـ سعد بن ابی وقاس یكی از اصحاب شورا بود و از بیعت كردن با امیرالمۆمنین (علیه السلام) سرباز زد. امام علی (علیه السلام) او را به حال خود واگذاشت و فرمود: رها كنید بِرَوَد!!
ـ عبداللّه بن عمر از بیعت با حضرت امیرالمۆمنین (علیه السلام) امتناع ورزید، حضرت امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) از او ضامن خواست كه بر ضد حكومت فعّالیّت نداشته باشد، از آن هم امتناع كرد، باز امام علی (علیه السلام) او را آزاد گذاشت.
آزادی در کار
در جامعه دینی شخصی نباید دیگران را مجبور به انجام کاری نماید. مردم باید به اختیار خویش برای انجام کاری تصمیم گرفته و داوطلبانه برای انجام آن تلاش نمایند.
پس از یاد خدا و درود! به من خبر رسیده كه گروهی از مردم مدینه به سوی معاویه گریختند، مبادا برای از دست دادن آنان و قطع شدن كمك و یاریشان افسوس بخوری! كه این فرار برای گمراهیشان و نجات تو از رنج آنان كافی است، آنان از حق و هدایت گریختند، و به سوی كوردلی و جهالت شتافتند. آنان دنیاپرستانی هستند كه به آن رویآوردند، و شتابان در پی آن گرفتند، عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و به خاطر سپردند، و دانستند كه همه مردم در نزد ما، در حق یكساناند
امام علی (علیه السلام) در نامه خویش به مالک اشتر خاطر نشان میکنند که: «اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعَی إِلَی حُسْنِ ظَنِّ "2:اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعَی إِلَی حُسْنِ ظَنِّ..." [وَالٍ] رَاعٍ بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَیْهِمْ وَ تَخْفِیفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَیْهِمْ وَ تَرْكِ اسْتِكْرَاهِهِ إِیَّاهُمْ عَلَى مَا لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ»؛[4] «بدان ای مالک! هیچ وسیلهای برای جلب اعتماد والی به رعیت، بهتر از نیکوکاری به مردم و تخفیف مالیات و عدم اجبار مردم به کاری که دوست ندارند، نمیباشد» .
در جایی دیگر چنین آمده است که مردم شهری خدمت امام علی (علیه السلام) آمدند و مدّعی شدند در آن شهرستان، نهری است كه با مرور زمان پر شده و آثارش از میان رفته و حفر مجدّد آن برای مسلمانان ضروری است. آنگاه از آن حضرت خواستند كه به حاكم شهر بنویسد تا برای حفر نهر، مردم را به بیگاری (كار اجباری) بگیرد.
حضرت امیرالمۆ منین علی (علیه السلام) حفر نهر را پذیرفت ولی بیگاری را قبول نكرد و به عامل خود (قرظة بن كعب) چنین نوشت: «امّا بعد، عدّهای از اشخاص كه از منطقه حكم فرمایی تو هستند نزد من آمده و گفتند: در آنجا نهری است كه پُرشده و كندنش برای مسلمانان بسیار سودمند است. اگر آن را حفر كنند و از آنجا استفاده نمایند سود كلانی خواهند برد و در این صورت به پرداخت مالیات توانا میشوند. پس آنها را بخوان و تحقیق نما، اگر موضوع چنان است كه گفته اند به هركس كه مایل است نهر را حفر كند، به او اجازه تعمیر و حفر آن را بده و این را در نظر دار كه نهر از آنِ كسی است كه به میل خود در آن كاركند، نه كسی كه مجبور شده باشد، و من مایل هستم كه آبادكننده قوی و آزاد باشد نه ضعیف و مجبور. والسّلام».
در این دستورالعمل بهرهكشی از مردم، و به كارگیری اجباری و وادار كردن ممنوع اعلام شد. امام علی (علیه السلام) رهنمود داد كه نهر آن سامان را كسانی كه قدرتمندند و توانِ كاری لازم را دارند، تعمیر و لایروبی كنند و از رهآورد كار خود نیز بهرهمند باشند.
پی نوشت ها :
[1]. نهج البلاغه، ص 461.
[2]. نهج البلاغه، ص 335.
[3]. نهج البلاغه، ص 445.
[4]. نهج البلاغه، ص 426.
فرآوری: زینب مجلسی راد
بخش نهج البلاغه تبیان
منبع: پایان نامه کارشناسی ارشد «حرمت و کرامت انسان در سیره معصومین (علیهم السلام)، آمنه اسفندیاری