یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
  اولین حاجت حضرت موسی(علیه السلام) !
اولین حاجت حضرت موسی(علیه السلام) ! انسان مۆمن در مسجد مانند ماهی شناور در آب است که از آن تغذیه می‌شود و شاداب و شادمان است. اما آدم منافق در مسجد مانند موش افتاده در آب است؛ دست و پا می‌زند تا خود را از آب برهاند. شرح صدر عنایت خاص خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در سوره «انشراح» نیز خداوند منان درباره الطاف و عنایات خاص خود به رسول مکرمش خطاب به آن جناب می‌فرماید: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» « آیا ما به تو شرح صدر ندادیم » یکی از صفات بسیار عالی انسان، شرح صدر است که نقطه مقابل آن ضیق صدر است؛ شرح صدر از نظر قرآن نشانه‌ هدایت است و ضیق صدر علامت ضلالت. قرآن بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضیق صدر معرفى مى کند، چنان که در آیه 125 سوره «انعام» مى گوید: فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ: « آن کس را که خدا مى خواهد هدایتش کند، سینه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آن کس را که بخواهد گمراه نماید، سینه اش را چنان تنگ مى کند که گوئى مى خواهد به آسمان بالا رود »! این موضوعى است که با مطالعه حالات افراد کاملاً مشخص است، بعضى، آن چنان روحشان باز و گشاده است که هر قدر از حقایق در آن وارد شود، به راحتى پذیرا مى شود، اما بعضى، به عکس، آن چنان روح و فکرشان محدود است که گوئى هیچ جائى براى هیچ حقیقتى در آن نیست، گوئى مغزشان را در یک محفظه با دیوارهاى نیرومند آهنى، قرار داده اند. شرح صدر چیست؟ شرح صدر یعنی گشودن سینه و این کنایه است از پذیرش روح و روان انسان برای اسلام حقیقی و زیادی شناخت و توفیق اعمال نیک زیرا واژه اسلام شامل عقیده و عمل می شود و منحصر به اعتقاد درونی نیست. بنا بر این شرح صدر از بزرگترین نعمت های الهی است که نصیب مۆمنان می گردد و پیش از همه نصیب رسول خدا صلی الله علیه و آله گردید ألم نشرح لک صدرک - آیا سینه ات را گشایش و وسعت ندادیم؟ و از سوئی دیگر ضیق و تنگی سینه نیز بزرگترین عذاب الهی است که در اثر لجاجت و عناد و پیروی از نفس اماره و شیطان درون، گمرهان مبتلایش می گردند. از رسول خدا پرسیدند: معنای شرح صدر چیست؟ فرمود: نور یقذفه الله فی قلب من یشاء فینشرح له صدره و ینفسح نوری است که خداوند در قلب هر که بخواهد می افکند که در اثر آن قلبش گشاد و وسعت می یابد. سپس پرسیدند: علامتش چیست؟ فرمود: در فکر خانه جاویدان بودن و از خانه غرور (دنیا) دوری جستن و آمادگی برای مرگ قبل از رسیدن، با ایمان و عمل صالح و تلاش و پیکار در راه خدا. شرح صدر یعنی گشودن سینه و این کنایه است از پذیرش روح و روان انسان برای اسلام حقیقی و زیادی شناخت و توفیق اعمال نیک زیرا واژه اسلام شامل عقیده و عمل می شود و منحصر به اعتقاد درونی نیست دستورالعملی برای کسب شرح صدر و رهایی از قساوت قلب در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى مُوسَى یَا مُوسَى لاتَفْرَحْ بِکَثْرَةِ الْمَالِ وَ لَاتَدَعْ ذِکْرِی عَلَى کُلِّ حَال فَإِنَّ کَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِی الذُّنُوبَ وَ إِنَّ تَرْکَ ذِکْرِی یُقْسِى الْقُلُوبَ: « خداوند متعال به موسى(علیه السلام) وحى فرستاد: اى موسى! از فزونى اموال خوشحال مباش، و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن; چرا که فزونى مال (غالباً) موجب فراموش کردن گناهان است، و ترک یاد من، قلب را سخت مى کند. » در حدیث دیگرى از امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوبِ!: « اشک ها خشک نمى شوند مگر به خاطر سختى دل ها، و دل ها سخت و سنگین نمى شود، مگر به خاطر فزونى گناه! » در حدیث دیگرى آمده: از جمله پیام هاى پروردگار به موسى(علیه السلام) این بود: یَا مُوسَى لَاتُطَوِّلْ فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ الْقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ: « اى موسى! آرزوهایت را در دنیا دراز مکن، که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر مى شود، و سنگدلان از من دورند »! و بالاخره در حدیث دیگرى از امیرمۆمنان على(علیه السلام) چنین آمده: لَمَّتَانِ لَمَّةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ لَمَّةٌ مِنَ الْمَلَکِ، فَلَمَّةُ الْمَلَکِ الرِّقَّةُ وَ الْفَهْمُ، وَ لَمَّةُ الشَّیْطَانِ السَّهْوُ وَ الْقَسْوَةُ: « دو گونه القاء وجود دارد: القاى شیطانى و القاى فرشته، القاى فرشته، باعث نرمى قلب و فزونى فهم مى شود، و القاى شیطانى موجب سهو و قساوت قلب مى گردد » به هر حال، براى به دست آوردنِ شرح صدر، و رهائى از قساوت قلب، باید به درگاه خدا روى آورد تا آن نور الهى که پیامبر وعده داده در قلب بتابد، باید آئینه قلب را از زنگار گناه صیقل داد، و سراى دل را از زباله هاى هوا و هوس پاک کرد، تا آماده پذیرائى محبوب گردد، اشک ریختن از خوف خدا، و از عشق آن محبوب بى مثال، تأثیر عجیبى در رقت قلب و نرمش و گسترش روح دارد، و جمود چشم از نشانه هاى سنگدلى است.( تفسیر نمونه، جلد 19، صفحه 446) ضیق و تنگی سینه نیز بزرگترین عذاب الهی است که در اثر لجاجت و عناد و پیروی از نفس اماره و شیطان درون، گمرهان مبتلایش می گردند ضیق صدرِ برخی از مردم متأسفانه بسیاری از مردم هستند که در مورد مسائل دینی کم تحملند؛ اصلاً حال و حوصله‌ای برای گفتن و شنیدن مطالب دینی ندارند. اما در مورد مسائل دیگر از هر قبیل کاملاً با نشاطند! برای گفت‌ و شنود درباره آن مسائل ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند و این به راستی مایه تأسف است. مردمی دیده می‌شوند که درس خوانده و اهل مطالعه‌اند، اما در عین حال به حقایق آسمانی دین بسیار کم رغبتند. وقتی هم از روی ناچاری به مجلس ترحیم یکی از اقوام خویش می‌روند، در آن چند دقیقه که قرآن خوانده می‌شود یا واعظی سخن می‌گوید، شدیداً ناراحتند و مرتب این پا و آن پا می‌کنند و منتظرند تا این برنامه مذهبی تمام بشود و از فضای خفقان‌آور مسجد و مجلس بیرون بروند! تفاوت حضور مۆمن و منافق در مسجد انسان مۆمن در مسجد مانند ماهی شناور در آب است که از آن تغذیه می‌شود و شاداب و شادمان است. اما آدم منافق در مسجد مانند موش افتاده در آب است؛ دست و پا می‌زند تا خود را از آب برهاند. این بیان قرآن است که می‌فرماید: «أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِکْرِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» « آیا کسی که خداوند به او در مورد اسلام شرح صدر داده و دارای نوری از جانب خدا شده، با کسی که در ذکر خدا به بیماری قساوت مبتلا شده برابر است ...؟» «مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ وَلَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» «... آن کسی که در برابر کفر و مطالب کفر‌آمیز، شرح صدر دارد، مغضوب خداست و به عذاب عظیم گرفتار خواهد بود .» شرح صدر سرمایه عظیم الهی شرح صدر سرمایه عظیمی است، زیرا وقتی حضرت موسای کلیم (علیه السلام) مأمور می‌شود تا به مقابله با فرعون برود، اول چیزی که از خدا می‌خواهد شرح صدر است. وقتی شنید که خدایش فرمود: «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى» « برو به سوی فرعون که طغیان کرده است ». فهمید که بار سنگینی بر دوشش نهاده‌اند و به نیروی روحی عظیمی نیاز دارد. سنگین‌ترین بارها بار رسالت الهی است؛ به پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) گفته‌اند: «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» « ای جامه خواب به خود پیچیده، به پا خیز و آماده باش ... که باری بس سنگین بر دوش تو نهادیم ». حضرت موسی(علیه السلام) فهمید که مأموریت بسیار دشواری به او داده شد: از یک سو در افتادن با جبار متکبری همچون فرعون که در سوره «فجر» خداوند متعال از او تعبیر به ذی الاوتاد کرده است: «فرعون شکنجه‌گرا [که بنابر گفته بعض مفسران، مخالفین خود را] میخکوب می‌کرد». دست‌ها و پاهای آن‌ها را با میخ یا به زمین می‌کوبید؛ حتی با همسرش، آسیه، که ایمان به خدا آورده بود نیز همین کار را کرد. در مقام تهدید جمعی از طرفدارانش که ایمان به موسی (علیه السلام) آوردند گفت: «فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ» «... دست‌ها و پاهایتان را می‌برم و از شاخه‌های درخت می‌آویزمتان ...». حضرت موسی (علیه السلام) دید از یک سو باید با چنین جباری طرف شود و از دیگر سو با طایفه‌ بنی‌اسرائیل جاهل متعصب باید هم افق گردد که هر دم بهانه‌ای دارند و تخلفی می‌کنند و دشواری‌ها به وجود می‌آورند! و به راستی می‌توان گفت آن زجری که حضرت موسی (علیه السلام) روحاً از دست مۆمنان به خود کشید، از دست فرعون نکشید. وقتی از میقات برگشت و دید آن مردم نادان، گوساله را به جای خدا می‌پرستند، خدا می‌داند چه حالی در او پیدا شد و چه زجری کشید! خلاصه، وقتی آن پیامبر عظیم‌الشأن از جانب خدا به چنین رسالتی برگزیده شد، دست به دعا برداشت و گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» خدای من، اول سلاحی که در این میدان از تو می‌خواهم شرح صدر است؛ به سینه‌ام گشایش ده، روحم را همچون دریایی ژرف و عمیق‌ساز تا در برابر حوادث گوناگون توفانی نشود. در حدیث دیگرى از امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوبِ!: «اشک ها خشک نمى شوند مگر به خاطر سختى دل ها، و دل ها سخت و سنگین نمى شود، مگر به خاطر فزونى گناه»! پس در عظمت نعمت شرح صدر همین بس که اولین حاجت حضرت موسی (علیه السلام) در راه جهاد الهی تقاضای شرح صدر است و جالب اینکه این نعمت بزرگ را، پس از این که حضرت موسی (علیه السلام) خواسته است به او داده‌اند؛ اما به حضرت رسول‌الله اعظم (صلی الله علیه وآله) بدون این که بخواهد شرح صدر داده‌اند. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: « ربِّ اشْرَحْ لی صدری»؛ « خدایا، شرح صدرم بده ». جواب آمد: «قَدْ أُوتِیتَ سُۆْلَکَ یَا مُوسَى» «... دادیم آنچه خواستی » اما به حضرت خاتم (صلی الله علیه وآله) در مقام اظهار لطف و عنایت تمام فرمودند: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»؛ « آیا ما به تو شرح صدر ندادیم؟ » استفهام در اینجا اصطلاحاً، استفهام تقریری است؛ یعنی این نعمت در وجود تو سابقه دارد. «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ»؛ « ما به یقین می‌دانیم که سینه‌ات از گفته‌های مردم نادان تنگی می‌کند [به تو شرح صدر دادیم] ». «وَ وَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ، الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ»؛ « و با دادن شرح صدر، آن سنگینی بار را که داشت پشتت را می‌شکست برداشتیم و سبک کردیم .» و به راستی اگر آن نعمت شرح صدر خدا نبود، تحمل آن همه لطمات و صدمات جسمی و روحی برای وجود اقدس آن حضرت امکان‌پذیر نبود. فرآوری: زهرا اجلال بخش قرآن تبیان منابع: بیانات آیت الله ضیاء آبادی کتابخانه واشنگتن

پربازدیدها

پربحث‌ها