گلی که پنچ گلبرگ داشت
یک گل خوش رنگ و خوش بو بود که پنج تا گلبرگ داشت
اوّلی را باد بُرد
دوّمی را بزی خورد
سوّمی پژمرده شد
چهارمی پیر شد و مُرد
پنجمی گفت: من می مانم
راهش را هم خوب می دانم
می رم تو خاک، کنار آب و دانه
ریشه می شم، زود می زنم جوانه
دوباره یک بوته می شم، گل می شم
خوشبو می شم، رفیق بلبل می شم
بخش کودک و نوجوان تبیان
منبع: وبلاگ عمو خندان-مصطفی رحماندوست
مطالب مرتبط:
بوی محرم میاد
صدای طبل
تقی جون ، قد و بالاتو قربون
مورچه
باغبان
مار