سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
زیباترین طلوع عشق
زیباترین طلوع عشق ای نگاه نورانی ماهتاب در مشایعت آفتاب، ای مهربان‏ترین سرفصل عاطفه در سراپرده عاشورا، ای تبسم خونین دست‏های عاطفه، در بریدگی خنجرها، ای زیباترین طلوع عشق و ای دست‏های بریده احساس! تو فصل بزرگی و نوری. تو حماسی‏ترین صفحات کتاب عشقستان کرببلایی. تو کیستی که تمام لب‏های ترک خورده و تشنه که از ساحل آتشین عشق آمده‏اند، بر گِرد ضریحت می‏گردند؟ تو سینه سینای عشق در سرزمین سبز سیادتی. تو صاحب بال‏های آسمانی در بهشت برینی. تو سرخ‏ترین ترانه انتظار رهایی هستی. تو چونان شمشیر آخته‏ای بودی بر فرق خفتگان ستم. همّت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای ساحت خورشیدی‏ات افزون ساخت. ولادتت خجسته باد. ماه کامل روزی از روزهای زیبای خدا، در قداست دقایقی مبارک، در بحبوحه لحظاتی آسمانی، در خانه‏ای کوچک، بوی عرش می‏وزید، ماه، به دنیا آمد. ماه، پلک گشود بر روی جهان همیشه خاموش. ماه، پلک گشود، به روی چشم‏های خفته در فراموشی. منظومه عشق، یک ماه کم داشت که از راه رسید و عباس، نام گرفت. دست‏های تو بی‏تردید کلید درهای بسته عالم و گره گشای گره‏های کور است. چشم‏هایت، زلال‏ترین چشمه جوشان محبت است که می‏جوشد و قلب سخت‏ترین دل‏ها را می‏شکافد و لب‏هایت از هم‏اکنون تشنه لب‏های حسین علیه‏السلام است. اینک ای سقّای کودکان حسین علیه‏السلام ! بیا و برای خستگان عشق خود آب حیاتی بیاور سلام، قمر تابنده بنی هاشم! سلام، روشنان نور خدا در ظلمات زمین! سلام، رشادت محض! چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر چشم‏هایی مهربان داشت! چقدر ماه به تو شبیه بود، اگر دست‏هایی معجزه‏گر داشت! چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر شانه‏هایی کوهوار داشت. چقدر ماه به تو نزدیک است، اگر قامتی سرو و رسا داشت! تو از راه رسیدی و در مدار منظومه عشق قرار گرفتی؛ همان گونه که ماه، در آسمان جا دارد. ماه‏آسمان، از خورشید نور می‏گیرد و تو ماه بنی‏هاشم، از آفتاب وجود «حسین علیه‏السلام » نور طلب می‏کنی. ستاره‏های آسمان، از ماه، کسب نور می‏کنند و شهدای منظومه عشق از روشنان وجود مقدس تو! ماه، گاه در محاق است و گاه در پرده خوف، ماه، گاه کامل است، گاه هلال؛ اما تو، تا آخر دنیا، در هیچ لحظه‏ای در محاق نیستی. تو تا نهایت هستی، در بین هیچ پرده خوفی، پنهان نمی‏مانی! تو، همیشه کاملی و تا همیشه دنیا، ستارگان زمین، از وجودت نور طلب می‏کنند. تو حماسی‏ترین صفحات کتاب عشقستان کرببلایی. تو کیستی که تمام لب‏های ترک خورده و تشنه که از ساحل آتشین عشق آمده‏اند، بر گِرد ضریحت می‏گردند؟ تو سینه سینای عشق در سرزمین سبز سیادتی ماه تابان آمدی و لبخند مهر را بر لبان امیرالمۆمنین علی علیه‏السلام نشاندی. دعاهای شبانه روز ام البنین را مستجاب کردی! ابوفاضل! تو که آمدی، انگار خیال همه هستی راحت شد. تو که آمدی، چشم بنی‏هاشم به نور جمالت روشن شد. تو که آمدی، آسمان بنی‏هاشم مهتابی شد؛ قرص ماه بنی هاشم کامل شد. دست‏های تو بی‏تردید کلید درهای بسته عالم و گره گشای گره‏های کور است. چشم‏هایت، زلال‏ترین چشمه جوشان محبت است که می‏جوشد و قلب سخت‏ترین دل‏ها را می‏شکافد و لب‏هایت از هم‏اکنون تشنه لب‏های حسین علیه‏السلام است. اینک ای سقّای کودکان حسین علیه‏السلام ! بیا و برای خستگان عشق خود آب حیاتی بیاور. بیا تا مظلوم‏ترین مرد تاریخ، بوسه بر دست‏های کوچکت بزند، خوش آمدی، آبروی غیرت! بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان حمزه کریم خانی خدیجه پنجی نسرین رامادان

پربازدیدها

پربحث‌ها