چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
اسب خیالی
اسب خیالی دیشب تو را در خواب دیدم ای اسب زیبای خیالی وقتی نشستم روی زینت بردی مرا یک جای عالی ●●● با هم سفر کردیم در خواب از روی دشت و کوه و دریا تا شهرهای دور رفتیم تا هر کجا ، هر جای دنیا ●●● هر شب به خواب من می آید اسبی که بال و دم ندارد کی می خرد بابا برایم او را که اصلا سم ندارد ●●● از صبح تا شب در مغازه آرام و ساکت ایستاده او هیچ جائی را ندیده حتی سواری هم نداده ●●● اسب قشنگم یک دوچرخه است با این که پا و سم ندارد من مطمئنم در رقابت او اسب را جا می گذارد بخش کودک و نوجوان تبیان منبع:یاران امین(شاعر:سعیده موسوی زاده)

پربازدیدها

پربحث‌ها