اکسیر نجات خلوص واژهای است که همواره تقدس و نورانیت و نجات را به همراه دارد. در مقابل خلوص، ریا و تظاهر است که هر گاه این کلمه را تصور میکنید نامیمونی و ظلمت در ذهنتان تداعی میشود. نتیجه و معنای این دو واژه از حیث تأثیر در جامعه به اندازهای بزرگ و وسیع است که حتی به لفظ خود نیز سرایت کرده و آن را مقدس و نامقدس نموده است. وقتی به قرآن و روایت اهل بیت علیهم اسلام رجوع میکنیم، میبینیم که در مورد کسب خلوص و پرهیز از ریا و تظاهر تأکید فراوان شده است. قرآن کریم میفرماید: اگر میخواهی به مقام لقا و فنا برسی، اولین چیزی را که باید سرلوحه زندگیات قرار دهی این است که به همه کارهایت رنگ خلوص بدهی. صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً . 1 عمل، هر چه که کوچک باشد، اگر خلوص را به همراه خود داشته باشد ارزش پیدا میکند، حتی ارزشش از دنیا و آنچه در آن است بیشتر و بزرگتر میشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام انگشتری به فقیر داد که ارزش پولی چندانی نداشت، اما از آن جا که خالصانه بود به قدری اهمیت یافت که در قرآن آیه ولایت در خصوص این عمل نازل شد. إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ... 2 ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند. همان کسانی که نماز بر پا میدارند و در حال رکوع، زکات میدهند. به اعتراف شیعه و سنی شأن نزول متجاوز از سیصد آبه در مورد علی علیهالسلام است . اما این آیه از اهمیت بیشتری برخوردار است و برای شیعه محکمترین دلیل است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیهالسلام دارای ولایت مطلقه الهی است . آری، در اثر خلوص، یک انگشتر کم بها پرارزش میشود، تا آن جا که به آن چه در دنیا و آخرت است میارزد. یا یک ضربه شمشیر خالصانه از عبادت جن و انس بالاتر میشود چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره علی علیهالسلام میفرماید: ضریة علی یوم الخندق اءفضل من عبادة الثقلین ؛ 3 ارزش عبادت ضربه علی در جنگ خندق که بر عمر بن عبدود وارد کرد از عبادت جن و انس بالاتر است . یعنی از زمان خلقت آدم علیهالسلام تا روز قیامت عبادت مردم بلکه جن و انس یک طرف، و ثواب آن ضربه شمشیر در طرف دیگر: علی علیهالسلام در راه اسلام بسیار جنگید و شمشیرهای فراوانی زد و در همه آن نبردها اخلاص داشته است، اما آن ضربهاش استثنایی است . زمانی که در محشر، صف بسته میشود، شهدا مثل ماه میدرخشند و همه را به خود جلب میکنند. اما این همه مقام، در صورتی است که عمل خالص باشد وگرنه جایگاه انسان در آتش است یا این که در لیلة المبیت علی علیهالسلام به جای پیامبر در بستر خوابید و آن حضرت را از خطر رهانید و زمینه هجرتش را فراهم کرد. این کار برای علی، ساده و کوچک است، چون شجاعت و دلیری علی علیهالسلام فوق این کارهاست، اما همین عمل به اندازهای ارزش پیدا میکند که آیهای دربارهاش نازل میشود 4 و مضمون این آیه بسیار بالا است : وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ 5 و از میان مردم مراد علی علیهالسلام است کسی است که از جان خود در راه رضای خدا میگذرد مانند شبی که علی علیهالسلام به جای پیغمبر صلی الله علیه و آله در بستر خوابید و خدا دوست دار چنین بندگانی است . گاهی قضیه به عکس میشود، یعنی چه بسا کار خوبی از جهت مادی و تأثیر گذاری بسیار بزرگ و وسیع است ولی از آن جا که رنگ خلوص به خود نمیگیرد در نزد خداوند هیچ ارزشی ندارد و به مال مگسی نمیارزد. اگر خدای ناکرده عملی رنگ ریا و تظاهر داشته باشد، نه تنها باطل، که گناهی بس بزرگ و در حد کفر است . در روایت آمده است که : کسی را در صف محشر میآورند و به او میگویند: چه کاره بودی ؟ جواب میدهد: من هفتاد سال برای رضای خدا درس دین میآموختم و از معصومین علیهالسلام برای مردم حدیث میخواندم و آنان را موعظه میکردم و.... خطاب میشود: درست است که هفتاد سال چنین کردی اما تنها برای خدا نبوده بلکه به خاطر این بود که به تو بگویند بارک الله ! چه عالم خوبی است ! و یا برای این بود که شهرتی پیدا کنی و برای خودت موقعیت اجتماعی کسب نمایی 6 و.... این جا است که انسان گیر میکند، چرا که کارهایش رنگ خلوص نداشته و یا توأم با تظاهر و ریا بوده است . از همین رو دستور میرسد که او را به رو، به آتش بیندازید! چه سخت و دردناک است هفتاد سال خون جگر خوردن و عالم شدن و در فنون اسلامی متخصص گردیدن، و سرانجام هم در آتش سوختن . در روایت دیگر آمده است .از شخصی میپرسند برای چنین روزی چه آوردهای ؟ میگوید: به خط مقدم جبهه رفتم و با دشمن جنگیدم، از آنان کشتم و خود نیز آماده کشته شدن در راه خدا بودم و.. خطاب میشود. بله، جبهه رفتی، در خط مقدم حضور پیدا کردی و حتی کشته هم شدی اما این عمل تو خالص نبود، بلکه برای این بود که به تو بگویند: بارک الله ! آقا هم به جبهه رفت، چه شجاعتی دارد و چه خوب میجنگد! و....به مأموران الهی خطاب میشود: او را روانه آتش کنید، اگر چه در روز قیامت از آن انبیای الهی است و دومین مقام، مقام عالمان و دانشمندان دینی است و سومین مقام را شهدا دارند. زمانی که در محشر، صف بسته میشود، شهدا مثل ماه میدرخشند و همه را به خود جلب میکنند. اما این همه مقام، در صورتی است که عمل خالص باشد وگرنه جایگاه انسان در آتش است . باز هم در روایت میخوانیم روز قیامت شخصی را که عمرش را وقف مردم نموده و با زبان پول و قدم و قلم شبانه روز برای مردم کار کرده است، در محضر عدل الهی حاضر میکنند و از او میپرسند : چه کاره بودی ؟ میگوید: خدمت گذار خدا بودم و اصلاً زندگیام را صرف مردم کردم و خطاب میرسد: درست است که چنین بودی اما کارهایت برای خدا نبود، بلکه به خاطر این بود که شهرت و موقعیت اجتماعی کسب کنی و عملت ریا داشت . سرانجام دستور میرسد که او را هم داخل آتش کنید. 7 این مطلب نزد همه فقها مسلم است که ریا و تظاهر اگر در عمل عبادی باشد مثل نماز و روزه و...آن را باطل میکند و باید دوباره به جا آورده شود. و اگر عمل، عبادی نباشد و در صورت خالص نبودن پوچ و بی ارزش است . قرآن کریم اهمیت زیادی به خلوص داده و میفرماید: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ؛ 8 و امر نشدند مگر بر این که خدا را به خلوص کامل در دین پرستش کنند. فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا 9 پس هر کسی به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش شریک نسازد. اگر مردی در خانه، همسرش را یاری کند، با زحمت بازو پولی به دست آورده و زن و بچهاش را به رفاه و آسایش برساند ثواب شهید دارد: الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله؛ کارگری که برای اداره خانوادهاش تلاش میکند، هم چون مجاهد فی سبیل الله است آری، اگر کسی بخواهد به مقام لقای پروردگار برسد؛ یعنی مقامی که خدا بر دل او حکومت داشته باشد، تمام بتها را شکسته و جز خدا هیچ چیز و هیچ کس در دلش نباشد باید به مقام اخلاص برسد، و در هر کاری فقط خدا را در نظر بگیرد. عزیزان ! بیایید خود را اصلاح کنیم . ریا و تظاهر را از خود دور سازیم . ریا دل را تاریک و عمل را باطل میسازد و انسان را از جامعه طرد. میکند. هیچ کس انسان ریاکار و زبان باز را دوست ندارد. انسان ظاهر ساز میکوشد تا خود را بالا ببرد اما هم در میان مردم منفور میشود و هم از نظر خدا میافتد. رنگ خلوص، رنگ بسیار زیبایی است ؛ بیایید کاری کنیم که همگی در زندگی به این رنگ، مزین باشیم . انسان میتواند به تمام کارهایش رنگ اخلاص و عبادت بدهد. با خوردن، آشامیدن، خوابیدن و... ثواب کسب کند. روایت داریم که :اگر زنی سفرهای پهن کند، غذایی آماده نماید، ظرفی بشوید و...ثواب یک شهید در نامه عملش نوشته میشود 10 هم چنین اگر مردی در خانه، همسرش را یاری کند، با زحمت بازو پولی به دست آورده و زن و بچهاش را به رفاه و آسایش برساند ثواب شهید دارد: الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله ؛ 11 کارگری که برای اداره خانوادهاش تلاش میکند، هم چون مجاهد فی سبیل الله است . بدیهی است این همه اجر و ثواب، زمانی است که کار برای رضای خدا بوده و رنگ خلوص داشته باشد. کار اگر برای خدا باشد برای هر قطره آبی که در غسل جنابت ریخته میشود ملکی ماءمور و برای او تا روز قیامت استغفار و طلب بخشش میکند. نقل میکنند که بعضی از بزرگان، مانند شهید، سید بن طاوس، کاشف الغطاء و...تمام کارهایشان یا واجب بوده، یا مستحب، حرام و مکروه و حتی مباح نداشتهاند، چون به تمام کارهایشان رنگ عبادت و خلوص میدادند. انسان الهی میخوابد تا خستگی را از تن دور کرده و آمادگی برای کار پیدا کند. میخورد تا نیرو بگیرد؛ حال اگر طلبه و محصل است برای تحصیلش، اگر اداری است برای راه انداختن کارهای ارباب رجوعش، و اگر کارگر است برای کار کردن و به حرکت در آوردن چرخهای اقتصاد جامعه و...شما هم میتوانید فعالیت کنید، کاردان باشید، با مردم مدارا کنید، تا میتوانید گره از کار مردم بگشایید، با اخلاق اسلامی برخورد کنید و سعی نمایید که همه اینها را برای خدا انجام دهید. نتایج اخلاص گفتیم که انسانهای الهی با عمل خالصانه به مقام بلندی در معنویت و سلوک، دست یافتهاند؛ به طوری که کارهایشان یا واجب است یا مستحب ؛ یعنی حرام و یا مکروه در زندگی ندارند و به کارهای مباحشان نیز رنگ عبادت و خلوص میدهند. شما اگر نمیتوانید در همه کارهایتان چنین باشید حداقل در اداره و محل کار خود به وظیفه انسانی و الهیتان عمل کنید و آن را فی سبیل الله و برای رضای خدا و به حساب عالم آخرت به جا آورید. استاد بزرگوار علامه طباطبائی رحمة الله بارها میفرمودند: خلوص اکسیر عجیبی است . در علوم غریبه گفتهاند که اکسیر، مادهای است که اگر به مس بخورد آن را طلا میکند. نمیدانم چنین چیزی درست است یا خیر و آیا میشود مس را طلا کرد یا نه، اما میدانم که اگر به عمل انسان، رنگ خلوص بخورد - اگر چه عمل خیلی کوچک هم باشد نزد خدا بسیار بزرگ جلوه میکند. در این جا گوشهای از اعمال خالصانه عالمان دین و نتایج آن را نقل میکنیم : علامه مجلسی رحمة الله از بزرگان و از اهل خلوص است . مرحوم سید جزایری که از شاگردان ایشان بوده میگوید: با علامه معاهده کرده بودیم که هر کدام اول از دنیا رفتیم به خواب دیگری بیاییم . علامه قبل از من رحلت کرد، مدتی نگذشت که به خوابم آمد، دیدم خیلی بشاش و با نشاط است، پرسیدم : وضعیت چگونه است ؟ کدام یک از اعمالت بیشتر به دردت خورد؟ گفت کارهای من همهاش مفید بود اما دو یا سه تای آن اگر چه کوچک بود ولی خیلی به دردم خورد. یکی این که : در یک روز ابری در حال رفتن به مسجد بودم، آسمان غرید و تگرگ بسیار تندی بارید، ناگهان دیدم که بچه گربهای - در حالی که تگرگ بر سرش میکوبید - از ین طرف به آن طرف میدوید و درمانده شده بود، من برای رضای خدا آن بچه گربه را زیر عبایم گرفتم تا این که تگرگ تمام شد و رهایش کردم . این عمل در عالم آخرت و در شب اول قبر خیلی به دردم خورد. دومین عملی که در عالم آخرت به رایم چاره ساز بود این بود که : روزی در راه، در حالی که سیبی در دستم بود میرفتم و یک بچه یهودی - که در آغوش مادرش بود - سیب را در دست من دید و دلش خواست و من نیز برای رضای خدا سبب را به او دادم . استاد بزرگوار علامه طباطبائی رحمة الله بارها میفرمودند: خلوص اکسیر عجیبی است . در علوم غریبه گفتهاند که اکسیر، مادهای است که اگر به مس بخورد آن را طلا میکند. نمیدانم چنین چیزی درست است یا خیر و آیا میشود مس را طلا کرد یا نه، اما میدانم که اگر به عمل انسان، رنگ خلوص بخورد - اگر چه عمل خیلی کوچک هم باشد نزد خدا بسیار بزرگ جلوه میکند سومین عمل این بود که : روزی از راهی عبور میکردم دیدم جمعیتی اطراف شخصی را گرفتهاند و به او اهانت میکنند. جریان را پرسیدم، گفتند: این آقا ورشکست شده و به مردم بدهکار است و اینها طلبکاران هستند که دورش را گرفتهاند. جلو رفتم و ضامن شدم . و او را از دست آنها نجات دادم . و دل انسان گرفتاری را به دست آوردم. 12 درباره علی علیهالسلام و حضرت زهرا علیها السلام سوره هل اتی نازل شده، چرا؟ مگر آنها چه کرده بودند؟ آنان ایثار کرده و شام خود را به فقیر دادند. ! در آن زمان مسلمانان و یا اصحاب، زیاد ایثار میکردند؛ به طوری که خانهشان را به دیگران میدادند، پس قضیه فقط ایثار و دادن شام نبوده و سر دیگری دارد. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بیمار شدند، علی علیهالسلام و فاطمه علیهماالسلام و خادم آنها فضه نذر کردند که اگر آن دو بزرگوار شفا یابند سه روز روزه بگیرند، هر دو شفا یافتند. غذای مختصری برای افطار آماده کردند بودند، که سائلی در زد، آنها او را بر خود مقدم داشته غذای خود را به او دادند و آن شب، چیزی جز آب نخوردند. تا سه روز این کار تکرار شد. تا این که علی علیهالسلام با حسن و حسین نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند. وقتی آنها را در حال ضعف دید ناراحت شد و همگی به خانه فاطمه علیها اسلام آمدند، ایشان در محراب عبادت بود و شدیداً هم گرسنه . در این هنگام جبرئیل نازل شد و سوره هل اتی را بر پیغمبر خواند. 13 وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا 14 چرا این عمل حضرت فاطمه تا این حد در نظر خدا بزرگ میشود؟ سرش این است که : لوجه الله است . و خداوند در تأیید عملشان میفرماید: انما نطعمکم لوجه الله . همانا اطعامها و ایثارگریهای ما فقط و فقط برای خداست . انسان گاهی کار خوب انجام میدهد تا به بهشت برود، این عمل ریایی نیست و قصد قربت نیر هست . یا کاری میکند تا به جهنم نرود. این هم برای خداست و ریا محسوب نمیشود. اما گاهی کاری میدهد که نظرش نه بهشت است و نه جهنم، بلکه آن عمل را به جا میآورد چون خدا راضی است . اگر انسان بتواند به این حد از کمال برسد مقام والایی را کسب کرده است . در روز قیامت، عمل انسان را میسنجند و میبینند که سبک است و نجات بخش نیست .لذا یک عمل فوقالعاده کوچکی را به آن ضمیمه میکنند که بسیار سنگین میشود، تا جایی که بهشت بر انسان واجب میگردد، به فرشتگان خطاب میشود که : این بنده من به خاطر گناهش از من خجالت کشید و قطره اشکی ریخت، و آن قطره اشک چون به خاطر من بود ارزش والا دارد و سنگین است . تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان برگرفته از: اخلاق در اداره، مظاهری، حسین 1)بقره 2 آیه 138 2)مائده 5 آیه 55 3) مستدرك ، حاكم ، ج 30، ص 32، بحار الا نوار، ج 20، 216 4)سیره حلبى ، ج ، ص 192، تاریخ طبرى ، ج 2، ص 100 5)بقره آیه 207 6)اصول كافى ، ج 1 ص 61 7)همان . 8)بینه 98 آیه 5 9) كهف 18آیه 110 10) تحف العقول ، ص 79 11) وسائل الشیعه ، ج 12، ص 42، ح 1 12)ر.ك روضات الجنات ، ج 8، ص 150 13) زمخشرى ، الكشاف ، ج 4، ص 670، قرطیى ، ج 10، ص 6922، روح المعانى ، ج 29 ص 158 14) الانسان 76 آیه 8


