شنبه ۳ مهر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
رهبری در قرآن
رهبری در قرآن برای رشد یك نفر ، هم قانون می‌خواهیم و هم الگو . لذا حضرت رسول فرمود : « إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ » [1] انسان موجودی است الگو پذیر، ذاتا انسان خودش را دوست دارد و قهرمان پروری یك غریزه‌ای است در انسان. منتهی مهم این است که الگوی ‌ما چه كسی است؟ " لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ "[2] .اسوه یعنی مدل ، الگو . ما دو تا كلمه اسوه در قرآن داریم . یكی اسوه درباره شخص رسول اكرم (ص) ، یكی هم درباره حضرت ابراهیم . رهبری آسمانی اسوه است و لذا گفته‌اند فعل و گفته ی امام و حتی سكوت امام حجت است و اگر شما میوه‌ای را خوردید و امام دید و سكوت كرد سكوت امام یعنی اینكه میوه حلال است .. اگر امام پایش را در جائی گذاشت معلوم می‌شود كه این ملك ورود در آن حلال است ، انسان نیاز به الگو دارد . خداوند هم كه بشر را خلق كرده است ، اگر رهبر تعیین نكند كم لطفی است ، قانونی داریم به نام قاعده لطف ؛ معنایش این است خداوند از این خلقت هدفی داشته . آفرینش با هدف است . اگر آفرینش باهدف است پس این هدف چیست و می‌توان به این هدف رسید و چه كسی باید هدف را بیان كند . یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است . چون اگر رهبر نباشد هم وسیله بی جهت بكار گرفته شده و هم مقصد را گم می‌كنیم . به همین خاطر قرآن روی رهبر خیلی مایه گذاشته است . صدها آیه در قرآن درباره رهبری است ، خداوند به پیغمبر گفت : « وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »[3] . یا در غدیر خم رهبر بعد از خودت را معرفی كن و یا اگر رهبر را تعیین نكنی اصلا رسالت الهی را نرساندی . در جامعه ی امروزی هم رهبری در پیشبرد دین و اسلام بسیار مهم است و دشمن هم در صدد است همین رهبری را از مردم بگیرد . در جامعه اگر رهبر دینی باشد ، خدا مطرح می‌شود ، اگر رهبر باشد قانون نبوت احیاء می‌شود بنابراین روی مساله رهبری قرآن و روایات خیلی عنایت دارد و تمام زور طاغوت هم شكستن رهبری است . حكومت امام زمان سه مشخصه دارد : 1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مسأله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است . اطاعت و رهبری در قرآن : در قرآن یك آیه داریم ؛ اول سه شاخه دارد ، بعد 2 شاخه می‌شود و بعد 1 شاخه می ‌شود : قرآن می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً » [4] .یعنی سه تا كار انجام بدهیم .اطاعت كنید از خدا و رسول خدا و « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ » اگر اختلافی توی شما افتاد « فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » مراجعه كنید به الله و رسول و در آخر می‌گوید « إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » . این آیه می فرماید : ‌ای مردم اطاعت كنید از خدا و رسول و اولی الامر اگر اختلاف شد مراجعه كنید به خدا و رسول بعد می‌گوید ، اگر ایمان دارید به خدا . از این معلوم می‌شود كه همه مسیرها آخرش به الله می‌رسد . پیداست همه اینها یكی است در آخر خط اول الامر مراجعه به رسول است و مراجعه به رسول مراجعه به خداست. رهبر الهی ما را به سمت خدا می‌برد . وظیفه ی ما چیست ؟ وظیفه ی ما بیعت است . ما كه بحث رهبری را می‌كنیم به خاطر این است كه آمدن حضرت مهدی(ع) یك مقدماتی می‌خواهد. پیغمبر یك مرتبه به مدینه نیامد . اول مسعب را فرستاد و مسعب یك جوانی بود ، گفت برو ببینم مردم با تو چه می‌كنند. امام حسین وقتی می‌خواست به كوفه برود اول حضرت مسلم را فرستاد . واقعاً اگر ما كه می‌گوییم : یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورك با امام چه كردیم ، با انقلاب چه جور رفتار می کنیم ؟! حكومت امام زمان سه مشخصه دارد : 1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مساله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است . خدا به ما خیلی چیزها چیز داده است یك كلمه می‌گوئیم «أَطیعُوا اللَّهَ» روشن است «أَطیعُوا الرَّسُولَ» روشن است «أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» هم روشن است. اولی الامری كه كنار الله و رسول است باید كارش هم كنار الله و رسول باشد .اولی الامری كه كنار رسول است باید كارش هم مثل خدا و رسول باشد . یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است باید بدانیم كار حضرت مهدی چیست؟ حكومت مستضعفان ، اعدام طاغوتیان ، قانون الهی را پیاده كردن ، زندگی را روی سادگی بردن . اینها كارنامه حضرت مهدی(ع) است و بدانیم كه حضرت مهدی نوشته است : زمانی كه من نیستم مجتهد عادل و هر كس كه مجتهد عادل را رد كند انگار كه مرا رد كرده است و كسی مرا رد كند خدا را رد كرده است . و قرآن می‌فرماید: بیعت با رسول ،بیعت با خداست ، « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » [6]. روایت داریم كه حضرت مهدی كه می‌خواهد تشریف بیاورد : « یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ »[7] یك شبه خدا كارش را درست می‌كند یعنی همه مقدمات آماده می‌شود . انشاءالله که بتوانیم با اطاعت از خدا و رسول و اهل بیت و یاری کردن رهبرمان گامی به سوی جامعه ی مهدوی بر داریم . تنظیم :زهرا اجلال-گروه دین و اندیشه پی نوشت ها : 1- ارشاد مفید /ج1 /ص 231 2- احزاب /21 3- مائده /67 4- نساء /49 5- قصص /5 6- نساء /80 7- کمال الدین /ج1/ص 316

پربازدیدها

پربحث‌ها