دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
درمان درازی آرزو! (آرزوهای دراز 6)
آرزوهای دراز! قسمت ششم: درمان درازی آرزو اشاره: آرزوهاى دور و دراز » و به تعبیر دیگر « طول امل » از مهمترین رذایل اخلاقى است كه انسان را به انواع گناهان آلوده مى‏كند، از خدا دور مى‏سازد، به شیطان نزدیك مى‏كند و گرفتار عواقب خطرناكى مى‏سازد. البته اصل «آرزو و امید» نه تنها مذموم و نكوهیده نیست، بلكه نقش بسیار مهمى در حركت چرخهاى زندگى و پیشرفت در جنبه‏هاى مادى و معنوى بشر دارد. اکنون به بررسی آیات قرآن می‌پردازیم. آنچه گذشت : قسمت اول: آرزوی دراز چیست؟ قسمت دوم: تفسیر و جمع‏بندى سرچشمه غفلت قسمت سوم: آرزو و روایات اهل بیت قسمت چهارم: آثار و پیامدهاى طول امل قسمت پنجم: چه چیزی موجب طولانی شدن آرزوهاست؟ همیشه براى علاج قطعى بیماریها به ریشه‏كن كردن اسباب آن باید پرداخت و تا اسباب بیمارى ریشه‏كن نشود درمانها سطحى و ناپایدار است و به تعبیر دیگر جنبه مسكن را دارد. با توجه به این اصل اساسى و با توجه به ریشه‏هاى درازى آرزوها به خوبى مى‏توان نتیجه گرفت كه براى زدودن آثار طول امل و از میان بردن آن باید به تفكر و اندیشه پرداخت. از یك سو باید انسان خود را به خوبى بشناسد و بداند موجودى است آسیب‏پذیر كه فاصله میان مرگ و زندگى او بسیار كم است، امروز سالم است و پر نشاط، فردا ممكن است گرفتار سختترین بیماریها یا اندوه‏بارترین مصایب گردد، امروز قوى و غنى و قدرتمند است، فردا ممكن است از ضعیف‏ترین و فقیرترین افراد باشد و نمونه‏هاى آن صفحات تاریخ بشریت را پر كرده است. از سوى دیگر باید درباره بى اعتبارى دنیا بیندیشد كه « از نسیمى دفتر ایام بر هم مى‏خورد » و فراموش نكند نادر شاه قدرتمند «شبانگه به دل قصد تاراج داشت سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت»! آرى با «یك گردش چرخ نیلوفرى نه نادرها به جا مى‏مانند و نه نادرى»! از سوى سوم به این حقیقت بیندیشد كه ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و كتاب الهى و پاداش كیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یك سفر طولانى مى‏دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن! و نیز اندیشه كند كه حرص در اندوختن و ذخیره كردن اموال و برنامه‏ریزى براى رسیدن به آرزوها و آمال، هرگز مایه سعادت انسان نمى‏شود، بلكه دائما او را به درد و رنج گرفتار مى‏سازد. و اندیشه كند كه مهمترین آرامش، آرامش روح و وجدان است كه آن از طریق تقوا و توكل بر پروردگار فراهم مى‏شود نه از طریق حرص و ولع و دنیاپرستى! بهترین راه براى وصول به این هدف همان است كه در حدیث نبوى معروف آمده است فرمود: « خذ من دنیاك لآخرتك و من حیاتك لموتك، و من صحتك لسقمك، فانك لاتدرى ما اسمك غدا؛ از دنیایت‏براى آخرتت بهره‏گیر و از زندگانیت‏براى مرگ (و زندگى بعد از آن) و از تندرستیت براى زمان بیمارى استفاده كن، چرا كه نمى‏دانى فردا نام تو چیست (آیا تو را زنده مى‏نامند یا جزء مردگان، سالم مى‏گویند یا بیمار؟)». 1 برنامه‏ریزى براى رسیدن به آرزوها و آمال، هرگز مایه سعادت انسان نمى‏شود، بلكه دائما او را به درد و رنج گرفتار مى‏سازد عامل دیگر براى آرزوهاى دراز هواپرستى و عشق به دنیاست، هر قدر از این علاقه كاسته شود دامنه آرزوها كوتاه‏تر مى‏گردد و به عكس هر اندازه انسان دلبستگى بیشتر به دنیا پیدا كند، دامنه آرزوها گسترده‏تر مى‏شود. براى رسیدن به این هدف، یعنى كوتاه كردن دامنه آرزوها یكى از مؤثرترین راهها یاد مرگ است كه پرده‏ها را از جلو چشم بصیرت انسان برمى‏گیرد و واقعیت‏هاى زندگى را براى او آشكار مى‏سازد. به همین دلیل امیرمؤمنان على علیه‌السلام در پایان خطبه 99 از نهج البلاغه مى‏فرماید: « الا فاذكروا هادم اللذات، و منغص الشهوات، و قاطع الامنیات ؛ به هوش باشید و به یاد چیزى بیفتید كه لذات را در هم مى‏كوبد و شهوات را بر هم مى‏زند و آرزوها را قطع مى‏كند ». و در حدیث دیگرى از نبى اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مى‏خوانیم كه در ضمن سخنانش فرمود: « عد نفسك فى اصحاب القبور ؛ خود را جزء مردگان حساب كن (تا گرفتار طول امل نشوى)». 2 و نیز در نقطه مقابل این معنا از امیرمؤمنان على علیه‌السلام نقل شده است كه فرمود: « اكثر الناس املا اقلهم للموت ذكرا ؛ آنها كه آرزوهایشان بیشتر است كمتر به یاد مرگ مى‏افتند ». 3 راه دیگر براى مبارزه با طول امل مطالعه پیرامون پیامدهاى بسیار شوم آن است. آرى توجه به این نكته كه آرزوهاى دراز سرچشمه بسیارى از گناهان و رذایل اخلاقى دیگر است و از علل مهم قساوت قلب و فراموشى آخرت و سبب زندگى پررنج و ذلت‏بار و محرومیت از مواهب و نعم الهى و از حجاب‏هاى ضخیم معرفت و آگاهى محسوب مى‏شود، سبب مى‏گردد كه انسان به فكر علاج و درمان بیفتد و پیش از آنكه سیلاب طول امل كاخ سعادت او را ویران سازد به فكر چاره بیفتد، از دامنه آرزوهایش بكاهد و به صف خردمندان و سعادتمندان بازگردد و آرزوها را در حد معقول و شایسته مهار كند. امیرمؤمنان على علیه‌السلام مى‏فرماید: « حاصل المنى الاسف و ثمرته التلف ؛ حاصل آرزوهاى دراز تاسف است و ثمره آن تلف شدن (عمر و امكانات و سعادت انسان) مى‏باشد »! 4 در حدیث دیگرى از همان حضرت مى‏خوانیم: « احذروا الامانى فانها منایا محققة ؛ از آرزوهاى دراز بپرهیزید كه مرگ‏هاى مسلم در آن نهفته است ». 5 در اینجا دو نكته قابل توجه است: نخست: اینكه در طب مادى براى درمان بسیارى از بیماریهاى جسمى و روانى به فكر جانشین مى‏روند، یعنى خواسته‏هایى كه انسان را به بیمارى مى‏كشاند به خواسته‏هاى برترى تبدیل مى‏كنند كه منتهى به سلامت او گردد، مثلا كسى كه علاقه زیادى به مواد چربى و نشاسته‏اى دارد و سبب بیمارى‏هاى گوناگون در او شده به استفاده از كمیت قابل ملاحظه از میوه و سبزى سالم هدایت مى‏كنند و یا افرادى كه معتاد به مواد مخدرند، اعتیادهاى سالمى براى آنها پیش‏بینى مى‏كنند. این نكته در بیماریهاى اخلاقى نیز صادق است، به این ترتیب كه معلم اخلاق آرزوهاى دراز مادى را به آرزوهاى معنوى نسبت‏به پاداش الهى در سراى آخرت تبدیل مى‏كند و عشق به علم و دانش و معرفة الله را جایگزین عشق به مال و جاه و مقام مى‏سازد. دوم: دیگر اینكه آرزوها مراتبى دارد، گاه انسان آرزو مى‏كند عمر بسیار طولانى یا جاویدان! داشته باشد، همان گونه كه قرآن در باره گروهى از قوم یهود مى‏فرماید: «...یود احدهم لو یعمر الف سنة...؛(آنها چنان علاقه به دنیا دارند كه) هر یك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر كند»! 6 اگر هزار سال به معنى تعداد باشد دلیل به تقاضاى عمر بسیار طولانى است و اگر عدد تكثیر باشد دلیل بر تقاضاى عمر نامحدود است. گروهى آرزوهایى در مراحل پایین‏تر دارند، آرزوى صد سال زیستن، پنجاه سال، ده سال یا كمتر، از روایات استفاده مى‏شود كه همه اینها جزء آرزوهاى دراز محسوب مى‏شود(البته در صورتى كه هدف جنبه‏هاى مادى و زرق و برق دنیا باشد، نه جنبه‏هاى معنوى و الهى و كمك به پیشرفت جامعه انسانى). از سوى دیگر امانى و آرزوها انواع مختلفى پیدا مى‏كند، گاه آرزوها به سوى مسائل مادى هدف‏گیرى مى‏كند و گاه مقام و گاه شهوات و گاه همه اینها. تمام اقسام آرزوهاى دور و دراز، زشت و نكوهیده است هر چند بعضى زشتتر از بعض دیگر محسوب مى‏شود. آیت الله مکارم شیرازی تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری 1. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 122. 2. همان مدرك. 3. تصنیف الغرر، صفحه 312. 4. تصنیف غررالحكم، صفحه 314. 5. همان مدرك. 6. بقره، 96.

پربازدیدها

پربحث‌ها