چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
اقیانوس (شعر)
اقیانوس چنین است گویی: که با جامی خالی، بر ساحلی صخره ای، پیش روی امواج ایستاده ام واپاش ساحل کوب موج ها صخره ی زیر پایم را می شوید و من هر بار که موج در می رسد جام بر کف، خم می شوم به بوی سهمی کز کاکل موج بر می گیرم اما از آن پیش موج در خود واشکسته است و من، عزمی دوباره را چون پرچمی، بر صخره واپس می ایستم دگر باره چون موجی پیش می رسد جام را چون داسی قوس می دهم تا از سر خوشه ی آب دسته ای واچینم اما، باز جام خالی است و دریا در موج و فاصله، به درازای یک دست و به دوری یک تاریخ! شتک خیزاب امواج، تنها یک دو قطره بر دیواره ی شفاف جام می چکاند و عطارد، در جام من است نهج البلاغه را می بندم. شاعر: موسوی گرمارودی تنظیم برای تبیان: خرازی ********************************* مطالب مرتبط شبیه آسمان کبوتر سکون در قلب من ستاره ای است آهوی گمشده تو آمدی از آسمان پاییز یک شعر است

پربازدیدها

پربحث‌ها