شاهد غریب جمعه ها همه بارنیست، كجایی ای خورشید؟ جمعهها همه بارانیست؛ كجایی ای خورشید؟ مردمكانم، چندان به دیدار تو سعی كردند، كه چشمانم، چشمهی زمزم شد. اما چه سود كه اسماعیل دلم، جز به ترنم نگاه تو سیراب نمیشود. كجایی ای باران! آری تو روح بارانی! این قطرها، بی تو مرا خیس نمیكنند. بیا كه كویر دلم خشكیدهست. بیا خورشید، بیا باران، بیا ای جان جانان! حسین عسگری - تبیان صلواتی برای آن نازنین یار، نثار كن و این نواها را گوش فرا ده. گل نرگس كعبه دل كویر تشنه ماه منیر نوای تكسوار شاهد غریب