فرهنگ در هر دوره از دولت‌های مختلف گُم و گُم‌تر شد و دیگر نتوانستیم آن را پیدا کنیم نه از حاشیه به متن تبدیل شد، نه دغدغه متولیان و مسئولانش شد، نه مطالبه‌گری‌ها را از آن خود کرد، نه در ریل از شعار تا به عمل رسید، نه برنامه‌ها به سرمنزل اهداف رسید، در حوزه فرهنگ تنها چیزی که به موفقیت رسید سیاست‌گذاری‌های فرهنگی بود که در قالب بیلان کاری تنها رزومه مسئولان را پربار کرد.

مریم علی بابایی
سه‌شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۷:۳۰
فرهنگی که گُم شده است...
به گزارش خبرنگار فرهنگی تبیان، حوزه فرهنگ حکم آن انگشت کوچک را دارد که همه بلاها و اتفاقات بر سر او نازل می‌شود، آخر سر هم هیچ درمان اساسی برای آن انجام نمی‌دهند، انگار درجه اهمیتی نداشته باشد یا انقدر مشکلات بزرگ‌تری و تو چشم‌تری وجود دارد که باید هزاران درد دیگر را درمان کنند و با یک درمان سرپایی سر و ته قضیه را حل می‌کنند، بله بلا کِش فرهنگی که میان اتفاقات و رویدادهای سیاسی لِه شد، فرهنگی که میان معضلات اقتصادی تورم، رکود مسکن، بالا رفتن دلار نابود شد، فرهنگی که در کش و قوس‌های آسیب‌های اجتماعی و معیشت گُم شد. فرهنگ در هر دوره از دولت‌های مختلف گُم و گُم‌تر شد و دیگر نتوانستیم آن را پیدا کنیم نه از حاشیه به متن تبدیل شد، نه دغدغه متولیان و مسئولانش شد، نه مطالبه‌گری‌ها را از آن خود کرد، نه در ریل از شعار تا به عمل رسید، نه برنامه‌ها به سرمنزل اهداف رسید، در حوزه فرهنگ تنها چیزی که به موفقیت رسید سیاست‌گذاری‌های فرهنگی بود که در قالب بیلان کاری تنها رزومه مسئولان را پربار کرد. سهم مردم از فرهنگ در این میان اگر فرصت و اقبال به فرهنگ روی خوش نشان داد تنها حوزه‌هایی توانستند خودشان را نجات دهند که باز در اولویت قرار می‌گرفتند همچون بخش‌های سینمایی و موسیقی که حالا سهمش چگونه بود مثلا اضافه شدن سالن‌های سینما شد یکی از پیشرفت‌های حوزه فرهنگ و هنر اما با بلیت‌هایی که گران‌تر شد افراد کمتری ترجیح دادند سینما را در سبد فرهنگی خودشان قرار دهند، کاغذ گران شد سهم نهادها برای انتشار کتاب متفاوت شد در نهایت کتاب گران شد و خانواده‌ها ترجیح دادند سهم خرید کتاب را در سبد کالای فرهنگیشان کمتر کنند. اگر گروه‌های تئاتری نمایش خود را روی صحنه بردند با گران شدن بلیت باز هم عده‌ای از مخاطبان توانستند تئاتر را برای تماشا ترجیح دهند و این دایره تنگ‌تر شد. سهم کنسرت‌ها چه شد؟ هر کسی که درآمد بیشتری داشت توانست آن را انتخاب کند و هر روز این حوزه‌های هنری و فرهنگی تفریح افراد خاصی از جامعه شد. حالا این تدوین و برنامه‌ریزی حوزه فرهنگ دست چه شخصی یا اشخاصی است؟ افرادی که قایلیت نفوذ در این حوزه را دارند و چارچوب‌های فرهنگی را وضع می‌کنند. حوزه فرهنگ چرا وضعیت نابه‌سامانی را سپری می‌کند چون مدیرانی که کاملا در حوزه فرهنگ سررشته تخصصی داشته باشند و متخصص فرهنگ و هنر باشند یا کم است یا تخصص مدیریتی ندارند.   شعارهای فرهنگی در عمل ساقط شدند در حوزه فرهنگ از مسئول کارگروه‌های مختلف همچون مد و لباس، شعر و ادب، تجسمی و بازی‌های رایانه‌ای و... بگیرید تا جزییات رشته‌هایی که حتی مدیران اسمی هم از آنها نمی‌برند شده‌اند بلاتکلیف و سهمی از اولویت بودن فرهنگی را ندارند البته اشتباه نگیریم مدیر برایش تعیین می‌شود، جشنواره‌ها برگزار می‌کنند، بولتن‌های متعدد برگزار می‌کنند اما دریغ از آن اتفاقی که بخواهیم اسمش را فرهنگ بگذاریم. این در درجه اهمیت نبودن فرهنگ حتی در مدیران کلان‌تر هم دیده می‌شود و این به فعلیت نرسیدن شعارها دیگر آزاردهنده شده است. در حال حاضر هم با روی کارآمدن رییس‌جمهور جدید و تغییر مدیران فرهنگی باز چالش‌های جدید به روز می‌شوند در حالیکه آن چالش‌های گذشته هنوز حل نشدند. انگار مسئله‌مندی فرهنگ به خوبی رنگ و معنا پیدا نکرده که همه چیز در فرهنگ حالت سردرگمی و تعلیق قرار گرفته است.   فرهنگی که دیگر دنباله‌رو تاریخ و تمدن نیست البته بی‌انصافی نکنیم آمارها این‌گونه است که سالانه چندین فیلم سینمایی، چندین هزار کتاب، چندین نمایشگاه و جشنواره ادبی و هنری برگزار می‌شود اما آیا تاثیرگذاری اصیل و مهم را روی مخاطبان دارند؟ در این چند سال اخیر اگر که در تولید کاغذ خودکفا شدیم، فیلم‌های سینمایی بیشتری تولید کردیم و کتابخانه‌های بیشتری ساختیم شاید این‌ها مسائل اولیه باشند که همه هم بر روی آن صحه می‌گذارند که هست و حتی باید باشد اما هنوز جای فرهنگ اصیل خالی است، فرهنگی که برگرفته از تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ما نشات می‌گیرد.

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها