در سکوی اینستاگرام تا لحظۀ نگارش این یادداشت، چیزی حدود یک میلیون پست با هشتگهای «حجاب استایل» و «حجاب شیک» منتشر شده است. در حالی که خودِ کلیدواژه «حجاب» با همۀ فراز و نشیبهای اغتشاشات سال ۱۴۰۰، تنها حدود سه میلیون و ششصد بار هشتگ شده است. این آمار به خوبی ضریب نفوذ پدیدۀ «حجاباستایلی» را در بستری که اساس کارش مبتنی بر جلب توجه است، نشان میدهد.
اسلام، حجابی را حجاب میداند که جلب توجه نکند اما شوربختانه حس خوشایند «لایک» به «لاک» های ستشده با کیف و کفش، نمیگذارد که حجاباستایلها حکمت ثابت بر این گزارۀ دینی را دریابند. شهوت دیده شدن، به تدریج آنها را به سمت تبرُّج و خودنمایی بیشتر میکشاند و نمیدانند که میداندار این بازی، شیطان است که دم به دم بر شور و هیجان بازی میافزاید تا بازیکنان را به نقشآفرینی بیشتر وادارد.
به رخ کشیدن تنانگی، انحراف اخلاقی و ابتذال فرهنگی است و نه یک حق زنانگی مشروع و محترم و این دقیقا همان چیزی است که حجاباستایلها درنمییابندش.
حالا که بحث به اینجا کشید بگذارید ببینیم تبرج در اصطلاح دین، اصلا به چه معناست؟
تبرُّج، کلیدواژهای قرآنی از مادۀ برج و به معنای جلوهگری است. به گفتۀ علامه طباطبایی «تبرج یعنی اینکه زن، محاسن و زیباییهای خود را که باید بپوشاند اظهار کند. این کلمه در اصل به معنای ظهور است و بُرج را از این جهت برج نامیدهاند که بنایی است ظاهر و پیدا.» (المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۷)
حرمت تبرُّج در فقه، اجماعی است. فقیهان شیعی همگی اتفاق نظر دارند که خودنمایی، جلوهگری، جلب توجه مردان بیگانه و تأثیر در دلهای آنان توسط زنان، مصداق تبرّجِ نهیشده در قرآن است. البته مصادیق آن به تناسب عادات و فرهنگ میتواند متغیر باشد.
حجاب و تبرُّج در نگاه دین دو مقولۀ جمعناپذیراند چون هدف از تشریع حکم حجاب، مصونیت زن از نگاههای هرزه و آزاردهنده است در حالی که تبرج، دعوت به چشمچرانی است.
بعضی از حجاباستایلها میگویند با حجاب جذاب، شیک و مدرن، زیباتر به نظر میرسند و در نتیجه اعتماد به نفسشان بالا میرود. صدالبته تأثیر کمالات ظاهری در افزایش اعتماد به نفس را نفی نمیکنیم اما به شرطی که طبیعی باشد نه اغراقشده. چهرهای که به زور بوتاکس و تزریق ژل، زیبا به نظر برسد، اگر اعتماد به نفسی هم بیافریند، کاذب است. در ثانی، باید دید زنِ مسلمان در قبال این اعتماد به نفسِ متکی به خودآرایی، چه چیزی را از دست میدهد. در بسیاری از اوقات، عوض این حس دروغین، حیا و نجابت فرد است که به تاراج میرود.
زن مظهر جمال خداست و زیبایی هم برای زن، کمال است اما آیا باید هر کمالی را به حراج گذاشت؟
این قاعده شاید عمومیت نداشته باشد اما در اکثر موارد درست است که هر چیزی که رایگان شود، بیارزش میشود. وقتی کسی برای کمال خودش ارزش قائل نیست چه انتظار دارد از دیگران که حرمتگزار حریمش باشند؟ گلفروشی که ارج و ارزش زیبایی را درنیافته، نباید از پرپر شدن گلهایش زیر پای رهگذران کوچه و بازار دلگیر شود و اگر شکوه کند، تقصیرش را کسی به گردن نخواهد گرفت.
به رخ کشیدن تنانگی، انحراف اخلاقی و ابتذال فرهنگی است و نه یک حق زنانگی مشروع و محترم و این دقیقا همان چیزی است که حجاباستایلها درنمییابندش. همهی همت این جماعت این است که از کاروان مد عقب نمانند و هر روز در فرمی تازه، جلوه کنند و ناز بخرند جوری که گاه شک به جان آدم میافتد که اصلا انگار آنها برای مبارزه با عفاف سامان یافتهاند.
میگویند روزی خبرنگاری از محمدرضا شاه پرسید: اعلی حضرت! آیا شما راه پدر، رضا شاه کبیر را در مقابله با حجاب ادامه خواهید داد؟
پهلوی دوم در جواب گفته بود: «ما وزارت فرهنگ داریم».
منظور شاه مخلوع این بود که به جای توسل به روش سخت خشونت میتوان با راهبرد نرم فرهنگی، کاری کرد که مردم خودشان با میل و رضایت، حجاب از سر بردارند.
اگر چه ممکن است حجاباستایلها هیچگاه رسما دعوت به کشف حجاب نکنند اما در همان جهتِ پروژۀ رضاخانی، از حجاب، حیازدایی میکنند مخصوصا گروهی از آنها که به مدلینگ و فشن اسلامی روی آوردهاند، چه بدانند چه ندانند، به عنوان پیادهنظام دشمن در نبرد نرم فرهنگی عمل میکنند، با این تفاوت که پهلوی میبایست با پول و مواجب، عدهای را بر این کار اجیر میکرد ولی حالا حجاباستایلها مأمور پیشبرد بخشی از همان پروژه به صورت رایگان هستند.



