کسی که برای زندگی خودش برنامه و راه تعریف کرده و یاد گرفته است در آن مسیر پیش برود، وقتی هم ازدواج میکند، با شرایط جدید زندگی به مسیرش ادامه میدهد و مسیر تازهاش را در رابطه با همسر میسازد؛ اما کسی که برنامهای برای خودش ندارد، حتی اگر تمام وجودش هم میل رسیدن به کسی باشد، بعد از رسیدن، احتمالاً با نمیداند چه کار کند مواجه میشود؛ با رهاکردن و رها شدن.
کسی که همیشه از دندانهایش مراقبت میکند، اگر یکی دو شب هم مسواک نزند، اتفاق خاصی برای بهداشت دهان و دندانش نمیافتد؛ اما کسی که آنقدر در بهداشت دهان و دندانهایش کوتاهی کرده که دچار بیماری لثه شده، بعید است با مسواکزدن مشکلش حل شود. برای او حتی یک بیدقتی کوچک کافی است تا هیچ امیدی به دندانهایش نداشته باشد.
مراقبت
کسی که گلهایش را عزیز میداند و خوب از آنها مراقبت میکند، خانهاش سرزنده و احتمالاً پرگل است. اگر یکی دو روز نتواند به گلها رسیدگی کند، باز هم گلها میتوانند سرحال شوند؛ چون صاحبشان حواسجمعشان است و خیلی زود رسیدگی را از سر میگیرد. اما کسی که روحیه مراقبت از گل را ندارد، خانهاش پر از گل هم که بشود، سر یکی دو ماه چیزی از آنها باقی نمیماند. چون گلها کسی را نداشتهاند که نگرانشان باشد.
تربیت
کسی که ورزش را جزئی از زندگی خودش قرار داده و همیشه خود را مقید کرده است ورزش کند، اگر یک هفته نتواند ورزش کند، ظاهرش از ریخت نمیافتد؛ اما کسی که تازگی شروع به ورزش کرده یا رژیم سنگینی گرفته که سریع وزن کم کند، به محض اینکه ورزش را رژیم را کنار بگذارد، آش همان میشود و کاسه همان.
ازدواج رابطهای است که دو شاخه اصلی دارد؛ یکی تربیت و یکی مراقبت. تربیت متوجه خود است و مراقبت متوجه خود، همسر و رابطه.
بینش
کسی که سالهاست روی خودش کار کرده مودب باشد و احترام دیگران را حفظ کند، اگر یک بار از کوره دربرود، احتمالاً ادبیات چندان ناشایستی نخواهد داشت و بقیه هم راحتتر او را میبخشند؛ اما کسی که عمری ادای احترامگذاشتن درآورده و در مسیر ادب و احترام خود را تربیت نکرده است و مراقب خود نبوده است، به محض اینکه منافع خود را در خطر ببیند، آن روی نامتعارف و دور از ادب خود را نمایان میکند.
هدفمندی
کسی که هدف بلندی داشته تا انسان موثری باشد و در راستای رسیدن به این هدف به ثروت رسیده است، بهتر میداند چگونه از ثروتش در راه توسعه اهدافش بهره ببرد نسبت به کسی که هدفش صرفاً ثروتمندشدن است و تمام هم و غم خود را روی پولدارشدن گذاشته است؛ چون فرد دوم اصلاً نقشهای برای آن همه ثروت ندارد و احتمال ازبینبردنش هم زیاد است.
تکلیفمعلومبودن
کسی که برای زندگی خودش برنامه و راه تعریف کرده و یاد گرفته است در آن مسیر پیش برود، وقتی هم ازدواج میکند، با شرایط جدید زندگی به مسیرش ادامه میدهد و مسیر تازهاش را در رابطه با همسر میسازد؛ اما کسی که برنامهای برای خودش ندارد، حتی اگر تمام وجودش هم میل رسیدن به کسی باشد، بعد از رسیدن، احتمالاً با نمیداند چه کار کند مواجه میشود؛ با رهاکردن و رها شدن.
ازدواج و بالهایش
ازدواج رابطهای است که دو شاخه اصلی دارد؛ یکی تربیت و یکی مراقبت. تربیت متوجه خود است و مراقبت متوجه خود، همسر و رابطه.
تربیت و مراقبت در ازای وجود یک هدف شکل میگیرد و ما را کمک میکند هدفمند شویم. بینش و تکلیفمعلومی هم با هدفمندی جای خود را در منظومه ما و ارتباطاتمان پیدا میکنند
ازدواج و مراقبت
ازدواج همان باغبانی است. باغبانی از رابطهای که تازه متولد شده و مثل همان پاجوش کوچکی است که در یک گلدان مجزا گذاشتهاند تا بزرگ شود. اگر حواسجمعی نباشد، احتمال شکستن و از بین رفتنش زیاد است. کسانی که مدتها در باغبانی خود را تربیت کردهاند، باغبان میشوند. باغبانها یکی از ویژگیهای اصلی رابطه موفق را تمام و کمال دارند: مراقبت.
ازدواج و تربیت
مثال رژیم و ورزش را نگاه کنید. گاهی افراد در رابطه شبیه آنهایی میشوند که رژیم میگیرند تا به وزن متناسبی برسند و همینکه به آن وزن رسیدند، فکر میکنند همه چیز عالی شد. از آن به بعد، سعی در حفظ آن وزن نمیکنند یا دیگر ورزشی را که شروع کرده بودند، ادامه نمیدهند. اوضاع رابطهها هم گاهی همین است: وقتی خیال فرد راحت میشود که طرفش هست و برای اوست، دقتی در حفظ رابطه نمیکند. حتی ممکن است این دو مثال با هم ترکیب شود. مثلاً فرض کنید کسی رژیم گرفته تا لاغر شود و امکان ازدواج بهتری داشته باشد. به وزن بهتری میرسد و ازدواج میکند و بعد از آن کنترل وزن را رها میکند. چرا این اتفاق میافتد؟ چون در این مسیر سلامتی جسم تربیت نشده بود. مثال ادب و احترام هم به همین موضوع تربیت برمیگردد و از اتفاق در زندگی مشترک خیلی بهکار میآید. کسی که خودش را تربیت کرده است تا مودب باشد فرق دارد با کسی که بیادبی خودش را کتمان کرده و با یک بههمریختگی هیجانی همه پشت صحنه خودش را آشکار میکند و بهاصطلاح آن روی خودش را نشان میدهد. تربیت همان بال دیگر رابطه موفق است. تربیت و مراقبت در ازای وجود یک هدف شکل میگیرد و ما را کمک میکند هدفمند شویم. بینش و تکلیفمعلومی هم با هدفمندی جای خود را در منظومه ما و ارتباطاتمان پیدا میکنند.
بیشتر بخوانید
وقتی یک و یک میشود یک! مدیریت ارتباط با خانواده همسر یارکشی در خانوادهها ممنوع!


