
همانطورکه می دانید؛ علم اخلاق شاخه ای از علوم انسانی است که در آن از فضایل و رذایل اخلاقی و از خصلت ها و رفتارهای آدمیان سخن به میان آمده است، پیامبران الهی یکی پس از دیگری آمده اند تا به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاق که خمیر مایه سعادت انسانها است، بپردازند.
در آيين مقدس اسلام، اخلاق جايگاه خاصى دارد; زيرا قرآن مجيد تزكيه نفس و آراسته شدن به اخلاق پسنديده را عامل رستگارى و راه رسيدن به سعادت معرفى كرده و فساد اخلاق را منشا بد بختى و شقاوت انسان دانسته است.

تاریخچه علم اخلاق
فلسفه اخلاق، شاخه ای از فلسفه است که به پژوهش هایی عقلانی پیرامون مبانی مقولات اخلاقی می پردازد، از آن رو که آدمی هیچ گاه از اخلاق تهی و با اخلاقیات بیگانه نبوده، شاید بتوان تفکر عقلانی پیرامون اخلاق را به قدمت آفرینش انسان دانست.
بیشتر بخوانید:
خواص خواندن سوره واقعه در شب جمعه
خواص خواندن سوره واقعه در شب جمعه
در همه ادوار تاریخ، انسانها برای رسیدن به تعادل فردی و اجتماعی کوشیدهاند و همه جوامع اعم از جوامع دینی و غیر دینی روابط خود را در چارچوب قواعد و ضوابط تنظیم می کنند و بخش عمدهای از این ضوابط اخلاقی بودهاند.
ضوابط اخلاقی هرگاه از طریق وحی دریافت شوند، مؤثرتر بوده ولی این بدان معنی نیست که اخلاق ویژه انسانهای دیندار است نیاز به اخلاق را عقل انسان نیز درک میکند و درستی و نیکی برخی از اعمال و خطا بودن و زشتی برخی دیگر را میتوان درک نمود.
خداوند در وجدان اخلاقی انسان، آگاهی و تمایل به خیر را قرار داده است؛ هرچند این آگاهی اجمالی و مختصر باشد، عقل انسان نیاز به اخلاق را حداقل در قلمرو روابط و مناسبات اجتماعی درک میکند.
انسانها همان طور که ضرورت قانون را برای برقراری نظم درمییابند، ضرورت قوانین اخلاقی را برای برقراری نظم عادلانه و آرام بخش می داند.
انسان جامعهای را که با ضوابط اخلاقی حفاظت و هدایت میشود دلپذیرتر دانسته و میفهمد که راه رسیدن به تعادل، آرامش و موفقیت، التزام به اخلاق است.
امیرمؤمنان علی (ع) در روایتی فرمودهاند: اگر به بهشت و پاداش امید نداشتیم و از آتش جهنم و عقاب نمیهراسیدیم، شایسته بود که مکارم اخلاق را بخواهیم، زیرا که آنها راهنمای نجات و پیروزیاند.
یکی از معانی احتمالی این روایت این است که اگر آخرتی در کار نبود و حیات انسان در دنیا خلاصه میشد، باز هم مکارم اخلاق مطلوب بودند؛ چرا که زندگی دنیا را دلپذیر و انسان را در دنیا متعادل و آرام میسازند. احتمالاً یکی دیگر از درسهای این روایت، این است که خوبی و مطلوبیت مکارم اخلاق، چنان است که حتی اگر در برابر کارهای نیک پاداشی در کار نبود و بر اثر اعمال بد عقوبتی به همراه نداشت، صورت نمیگرفت.

بزرگترین معلم اخلاق که بود؟
اما بزرگترین معلم اخلاق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود كه با شعار "انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق" مبعوث شد و خداوند درباره خود او فرموده است: وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ اخلاق تو بسیار عظیم و شایسته است.به هر حال بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، امامان معصوم علیهمالسلام به گواهی روایات اخلاقی گسترده ای كه از آنان نقل شده، بزرگترین معلمان اخلاق بودند و در مكتب آنها مردان برجسته ای كه هر كدام از آنها را می توان یكی از معلمان عصر خود شمرد، پرورش یافتند؛ زندگانی پیشوایان معصوم علیهمالسلام و یاران بافضیلت آنان، گواه روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد
دراین میان فلاسفه نیز بزرگانی بودند كه به عنوان معلم اخلاق از قدیمالایام شمرده می شدند، مانند؛ افلاطون، ارسطو، سقراط و جمعی دیگر از فلاسفه، از دانشمندان و فيلسوفانى كه به اخلاق اهتمام فراوان مى ورزيدند سقراط فيلسوف بزرگ و معروف يونان است.
اهتمام سقراط بيشتر مصروف اخلاق بوده و بنياد تعليمات او اين است كه؛ انسان جوياى خوشى و سعادت است و جز اين تكليفى ندارد، اما خوشى به استيفاى لذات و شهوات به دست نمى آيد،
بیشتر بخوانید:
چرا انسان باید به غذایش دقت کند؟
چرا انسان باید به غذایش دقت کند؟
سقراط هم چنين مى گفت: فضيلت اخلاقى عبارت است از اينكه، در هر امرى ، حد وسط ميان دو طرف؛ به عبارت ديگر اعتدال بين افراط و تفريط و زياده و نقصان رعايت شود. چه افراط و تفريط در امور خلاف عقل است و رذيلت شمرده مى شود.
افلاطون نيز همانند استادش سقراط براى اخلاق ارزش فراوان قائل بود و اخلاق را ثمره علم مى دانست، ارسطو شاگرد ديگر سقراط نيز مى گفت؛ عمل انسان را غايتى است و غايت مطلوب ديگر انسان، مراتب دارند آن چه غايت كل و مطلوب مطلق است؛ سعادت و خوشى است.
اما مردم خوشى را در امور مختلفه مى انگارند، بعضى به لذات راغب اند، برخى به مال و جماعتى به جاه، اما چون درست بنگريم مى بينيم هيچ موجودى به غايت خود نمى رسد مگر اينكه وظيفه اى كه براى او مقرر است به بهترين وجه اجرا كند و انجام وظيفه به بهترين وجه براى هر موجودى فضيلت اوست، پس غايت مطلوب انسان، يعنى خوشى و سعادت به فضيلت حاصل مى شود.
انديشه اخلاقى اين دانشمندان و فيلسوفان و شاگردانشان به صورت هاى مختلف در جوامع بشرى راه يافته است، چرا كه پيروان اديان آن را هماهنگ و موازى با تعاليم دينى دانسته و آن را در حوزه مباحث دينى و علمى خويش وارد كردند در نتيجه مباحث اخلاقى با رنگ علمى، دينى و فلسفى در محافل بشرى رواج يافت.

اولین اثر مکتوب و نخستین کتاب علم اخلاق
اما اینکه علم اخلاق از چه زمانی در اسلام به وجود آمد و مشاهیر این علم چه کسانی بودند داستان مفصلی دارد که در کتاب گرانبهای"تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام" نوشته آیتالله صدر است.نخستین کسی که کتابی به عنوان علم اخلاق نوشته شد توسط اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم میزیست، کتابی به نام "صفة المؤمن و الفاجر" .
اولین اثر مکتوب و جامع اخلاقی - اسلامی توسط امير مؤمنان على(ع) در نامه معروفشان به امام مجتبى(ع) نگاشته شد که ایشان در آن اساس و ريشه مسائل اخلاقى را تبيين فرمودند. اين كه "علم اخلاق" از چه زمانى در اسلام پيدا شد و مشاهير اين علم چه كسانى بودند داستان مفصّلى دارد كه در كتاب گرانبهاى "تأسيس الشّيعه لعلوم الاسلام" نوشته آيت اللّه صدر، به گوشه اى از آن اشاره شده است.
در طول تاریخ اسلام کتابهای فراوانی در علم اخلاق نوشته شده است، در این خصوص آیتالله صدر، میگوید اولین کسی که علم اخلاق را تاسیس کرد امیرمؤمنان علی (ع) بود و نخستین کسی که کتابی به عنوان "علم اخلاق" نوشت اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم میزیست، کتابی به نام صفة المؤمن و الفاجر تالیف کرد.
در هر عصر و زمانى پيامبران و حكيمان و دانشمندان، تعاليم اخلاقى را تبيين كرده و ضمن تفكيک اخلاق خوب و بد، فضايل اخلاقى را ترويج كردهاند. در اسلام نيز مباحث اخلاقى در قرآن و روايات به طور گسترده مطرح شده كه دانشمندان مسلمان در جمع، تدوين و ترويج آن ها همت گماشته اند و در اين ميان دو فرزانه بزرگ ملامحمدمهدى و ملا احمد نراقى گام بلندى برداشته و دو كتاب ارزشمند جامع السعادت و معراج السعاده را به پويندگان راه تهذيب نفس تقديم داشته و راه انسان شدن را در آن تبيين كرده اند.
نراقى ها همانند ديگر معلمان و مربيان اخلاق گام اول در تزكيه نفس را "خودشناسى" قرار داده و تعادل نفس را مبناى علم اخلاق مى دانند، زیرا شناختن خود موجب شوق تحصيل كمالات و تهذيب اخلاق و باعث سعى در دفع رذايل مى گردد.
گفتنى است بسيارى از دانشمندان اسلام كه در علم اخلاق كتاب نوشته يا بحث هايى داشته اند اين اصول چهارگانه را كه از مكتب سقراط گرفته شده پذيرفته و با دقت نظرهايى درباره آن استدلال كرده و آن را مبناى ديدگاه هاى اخلاقى خود ساخته اند. آنان مى گويند نفس و روح انسان داراى سه قوه است:
- نيروى ادراک و درک حقايق
- نيروى جاذبه و جلب منفعت
- نيروى دافعه و غضب
بیشتر بخوانید:
فضیلت و اعمال ماه ذی الحجه
فضیلت و اعمال ماه ذی الحجه


