شاید شوهر شما عادت دارد به این که مادرش همه توقعات او را برآورده کند، ولی این موضوع باعث نمی شود که شما نیز همین کار برای او انجام دهید. خانم ها باید برای شوهران خود حد و حدودی تعیین کنند تا او بداند شما در زندگی مشترک مانند مادر با او رفتار نمی کنید. شاید باورتون نشه که برای یک زن، وابسته بودن همسرش به پدر و مادرش، چقدر می تونه سخت باشه. این که هنوز شوهر، به قول معرف "مامانی یا بچه ننه" است، می تونه به این علاقه ضربه وحشتناکی وارد کنه.
اصلا یکی از دلایل علاقه مندی های خانوم به همسرش، به خاطر غرور مردونه ی همسرشه و استقلال طلبی مرد، از نمادهای غروره.
البته که فرق هست بین احترام و ادب نسبت به پدر و مادر و بین اینکه پسر، سر هر مسئله ای به مادرش زنگ بزنه یا اینکه هر روز (بی دلیل) بره خونه مادرش و حتی خیلی مواقع اونجا ناهار و شام هم بخوره و سیر بیاد خونه ... .
بیشتر بخوانید: خصوصیات یک شوهر تنبل!
البته شاید یه خانومی بگه: "بهتر! مگه من بی کارم یا کلفتشم؟! بره همون جا ...". خب، معلومه این رفتارها چه صدماتی به روحیات خانوم وارد کرده که این طوری میگه.
شاید مردی بگه: خب، مادرمه!
اما شما نمیدونی که سیستم حسادت زنانه (که لازمه یه خانوم هست) را فعال کردی! یعنی الان همسرت، مادرت رو مثل یه زن دیگه میبینه که رغیب شده و به تو محبت میکنه، غذای مورد علاقهت رو دست میکنه، حتی میگه لباست رو بیار خوب اتو کنم، و وقتی مسئلهای پیش میاد به مشورت و حرف اون عمل میشه. این طوری خانومت نابود میشه ... متاسفانه پدر و مادر شوهر، پسرشون رو (از روی محبت اشتباه) "وابسته" تربیت میکنند. در نتیجه پسر رشد اجتماعی کافی نداشته و هنوز توی سنین پایین مونده و نتیجهش میشه اینکه بدون اجازه پدر و مادرش حتی آب هم نمی خوره، یعنی نمی تونه و بلد نیست بخوره ... !
بیشتر بخوانید: بحث کردن با همسر چه عواقبی دارد؟