دکتر احمد نوحه گر با اظهار تأسف از خسارتهای جانی و مالی ناشی از جاری شدن سیلاب در روزهای اخیر در ادامه ایجاد کار گروه ویژه مقابله با سیلاب را ضروری برشمرد و اظهارکرد: یک برنامه راهبردی مدون باید در زمینه مدیریت سیلاب دشتها تدوین شود تا بدین ترتیب راه مدیریت بهتر سیلاب دشتها مشخص شود. مدیریت سیلاب دشت یکی از روشهای غیرسازهای و مدیریتی مهار سیلاب به شمار میآید و از آنجا که بر نحوه مدیریت آب، خاک و اراضی حاشیه رودخانه موثر است، در ارتباط با برنامهریزی شهری، مدیریت بهینه و مهارآلودگی منابع آب است و یکی از ارکان توسعه پایدار در اراضی سیلاب دشت محسوب میشود و میتواند زمینه آرامش و آسایش پایدار ساکنان حاشیه رودخانه و سیلاب دشتها را فراهم کند. ضرورت تدوین راهبرد مدیریت سیلاب دشتها برای کاهش میزان بروز خسارتهای ناشی از جاری شدن سیلاب باید راهبرد مدیریت سیلاب دشتها تهیه و تدوین شود. از مسئولان برنامهریزی و دفتر گسترش وزارت علوم و رییس دانشگاه تهران به خاطر موافقت با راه اندازی دوره دکتری این رشته دردانشکده محیط زیست دانشگاه تهران قدردانی میشود و تسریع در موافقت با جذب دانشجو از سوی سازمان سنجش و آموزش کشور اقدامی مناسب جهت تربیت افراد کار آزموده به منظور مدیریت بهتر بحرانهای محیط طبیعی است. مدیریت سیلاب دشتها خسارتهای سیل را به حداقل میرساند سیل حاصل برآیند شرایط آب و هوایی توپوگرافی منطقه است که سبب بالا آمدن آب و جریان در واحد مورفولوژی سیلاب دشتها میشود. سیل بلا نیست اگر بهدرستی مدیریت شود. تنوع، ویژگی ذاتی اقلیم ایران است و باید بر مبنای این تنوع برنامه و راهبردهای مناطق را تنظیم کرد. این مناطق به لحاظ وضعیت توپوگرافی مستعد بارشهای رگباری و در نتیجه سیلابی شدن است. از این رو سیل در ایران بر مبنای شرایط اقلیمی هر منطقه باید تعریف شود و برای آن راهبرد ویژه تعریف کرد. از این رو باید ظرفیت و پتانسیل سیلخیزی آن را شناخت و راههای استفاده و مقابله با آن را هم بر مبنای ویژگیهای محیط طبیعی هر منطقه را ارائه کرد. سیل به خودی خود بلا نیست و میتواند برای کشوری مثل ایران فرصت باشد و بابد بر اساس شناخت تنوع اقلیمی ایران این تهدید را به فرصت در زمینه تقویت آبهای زیرزمینی، کشاورزی، خاک و پوشش گیاهی و سایر ویژگیهای محیط طبیعی تبدیل کرد. سیل مهیبترین بلای طبیعی سیل جزو ۱۰ بلای حادثهخیز در کشور است. براساس آمارهای موجود در یک دهه (از فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰) حدود ۴۰۰ هزار نفر براثر بلایای طبیعی در دنیا کشته شدهاند که ۶۰ درصد آن مربوط به سیلاب، نزدیک به ۳۰ درصد مربوط به وقوع زلزله و بقیه (حدود ۱۰ درصد) مربوط به طوفان و بقیه بلایای طبیعی بوده است. در این بازه زمانی در دنیا سیل از نظر میزان خسارت جانی رتبه یک را به خود اختصاص داده است البته از نظر خسارت مالی هم براساس برآوردها ۸۰۰ میلیارد دلار برای بلایای طبیعی خسارت ایجاد شده که حدود ۳۵ درصد مربوط به جاری شدن سیلابها و در ردههای بعدی زلزله با میزان سهم ۲۵ درصدی و بقیه مربوط به دیگر بلایای طبیعی بوده است. احداث سدها از عوامل افزایش بلایای طبیعی ایران از نظر اقلیمی بسیار متنوع است و این تنوع اقلیمی بر مبنای عوامل کنترل کننده آب و هوای ایران شرایط خاص محیطی برای پهنه جغرافیایی کشور به ارمغان آورده است. عوامل آب و هوایی کشور به دو دسته محلی و بیرونی تقسیم میشوند که عوامل محلی مثل زاویه تابش خورشید و یا ارتفاع مناطق از سطح دریا ثابت است و تغییر چندانی در آن مشاهده نمیشود.عوامل بیرونی آنهایی هستند که استقرار آنها در داخل کشور نیست و این عوامل، آب و هوای ایران را (که البته طبیعی هستند) از بیرون کنترل میکنند و فراوانی ایجاد آنها ثابت نیست. ادعای غیر طبیعی بودن بارشهای اخیر غیرعلمی و کذب است مهمترین این عوامل شامل سیکلونهای مدیترانهای، آنتی سیکلونهای برون حارهای، موجهای کوتاه بادهای غربی و رود بادهای جبهه قطبی است. ورود این عوامل سبب بیشترین بارندگیهای ایران میشود که در صورت عدم ورود این سیستمها نه رطوبتی به ایران میرسد و نه عامل صعودی وجود دارد که هوای مرطوب را بالا ببرد و سبب بارش شود. از این رو ادعای غیر طبیعی بودن بارشهای اخیر که به بروز سیلابهای ویرانگر منجر شد کاملاً کذب است و این بارشها کاملاً طبیعی و البته در ۱۰۰ سال گذشته بی سابقه بوده است. از این رو وقتی درباره اقلیم و شرایط آن در هر جایی از این کره خاکی میخواهیم اظهار نظر کنیم باید به تمامی ابعاد سیستم گردش عمومی سیارهای یا گردش عمومی هوا اشاره کنیم و از اظهار غیرکارشناسانه و غیر مسئولانه جداً خودداری کنیم. بارورسازی ابرها علت سیلاب اخیر نیست این سیل ناشی از تغییرات رطوبتی و بر اثر الگوهای ذاتی آب و هوای ایران بوده است و این احتمال را نمیتوان نادیده گرفت که تغییرات اقلیمی و به دنبال آن ذوب شدن یخهای قطبی میتواند الگوهای آب و هوایی ایران را هم تحت تأثیرقرار داده باشد..در این باره دخالت انسانی نقشی نداشته است و دستکاری در جو امکانپذیر نیست حتی بارورسازی ابرها نمیتواند علت این حجم از سیل باشد و اصولاً بارورسازی ابرها هم براساس سیستمهای چرخش عمومی جوی صورت میگیرد. بارشهای زمستانی از دریای مدیترانه و بارشهای تابستان در بخشهایی از جنوب شرق کشور عمدتاً بر اثر کمفشارهای موسمی است. برای توزیع آب به این میزان در کشور باید هزینههای صدها میلیاردی میشد اما هم اکنون بدون کمترین هزینه و با عنایت ویژه خداوند متعال بیش از ۴۰ تالاب کشور براثر این بارشها زنده شد و سطح دریاچه ارومیه نیم متر افزایش یافت و حجم آب این دریاچه به ۳ میلیارد متر مکعب رسید و هورالعظیم آبگیری شد. وی با بیان اینکه چنانچه دریاچه ارومیه آبگیری نمیشد حدود ۱۵ میلیون نفر تحت تاثیر ریزگردهای مسلح به نمک قرار میگرفتند، اظهارکرد: هم اکنون به میزان ۵ تا ۶ میلیارد متر مکعب سدهای کشور آبگیری شده است و این بارشها بر کاهش بروز ریزگردها میتواند موثر باشد البته به مدیریت صحیح هم وابسته است. مدیریت سیلاب دشتها به فراموشی سپرده شده است همانطور که باید حریم بزرگراهها رعایت شود باید حریم سیلاب دشتها هم رعایت شود این در حالیست که در این سالها و در حریم سیلاب دشتها سازههای مختلفی چون منازل مسکونی، پارکها، باغات و حتی سازههای دولتی بنا شده که در سیلابهای اخیر دچار خسارات زیادی شده است. در این شرایط نمیتوان سیلاب و طبیعت را مقصر دانست و این خطای بزرگ انسانی است زیرا طبیعت از ما دستور نمیگیرد. هم اکنون پاییندست سدهای کشور مملو از نخالههای ساختمانی، احداث ساختمانها، باغات و رشد بیش از اندازه پوشش گیاهی در مسیر سیلاب است که میزان خسارت سیلابها را افزایش میدهد و با سرریز شدن سدها به پاییندست آب مسیرمشخصی را برای طی کردن ندارد و در مسیر خود خسارتهایی را برجا میگذارد. سیل شیراز منشا انسانی داشت که خسارت جانی و مالی به همراه داشت چون حجم بارندگیها در شیراز به حدی نبود که به جاری شدن سیل منجر شود. احتمال وقوع دوباره سیلاب وجود دارد اینکه ما وارد ترسالی شدیم یا خیر به مباحث اقلیمی پیچیده مرتبط میشود اما آنچه به ما مربوط میشود مدیریت وضعیت موجود است با مدیریت بهینه البته نه در لحظه وقوع سیل. طی سالیان متمادی میتوان میزان خسارتهای وارده را کاهش داد. اطلاعات سیلابها در رودخانهی کشورتهیه و تدوین گردد تا بتوان اطلاعات مدونی از میزان رسویزایی و آبدهی آن داشت. تجربیات سایر کشورها میتواند کمک موثری در این زمینه باشد. طی این مدت مخصوصاً فصل بهاراحتمال بارندگی وجود دارد و در پی آن امکان رانش، لغزش و ریزش زمین همچنان ادامه دارد که این موارد بایستی بر اساس مدلهای اکولوژیک مکانیابی مناسب دیده شود و بر اساس آن توسعه را تعریف کرد. این نوع خشکسالی نسبتاً دیرتر از سایر خشکسالیها اتفاق میافتد و یکی از آثار آن مهاجرت به شهرها و رها شدن عرصههای منابع طبیعی است. میزان مجاز برداشت از سفرههای زیرزمینی ۴۰ درصد و در شرایط بحرانی حداکثر تا ۶۰ درصد است چون برداشت بیش از این حد امکان برگشت و احیای سفرههای زیرزمینی بسیار سخت خواهد بود. با آبخوانداری و آبخیزداری و مدیریت برداشت مناسب از آبهای زیر زمینی باید مانع از فرونشست زمین شد. باید سیستم آبخیزداری و آبخوانداری به درستی انجام شود. این استاد گروه مهندسی و مدیریت در سوانح طبیعی دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران جاری شدن سیل را برای سفرههای زیرزمینی که دچار پدیده فرونشست نشدهاند را بسیار مناسب دانست و اظهار امیدواری کرد که مدیریت مناسبی برای بهره برداری بهینه از این منابع داشته باشیم تا این دشتها دچار پدیده فرونشست نشوند. منبع: ایسنا