امروزه حملات انتحاری، حمله مسلحانه، ترور بیولوژیک و بمبگذاری؛ مصادیق بارز تروریسم Terrorism محسوب میشود. ترور همواره با هدف ایجاد رعب و وحشت و نیز از صحنه خارج کردن فرد و یا گروه خاص سیاسی صورت میگیرد. به بیان دیگر، تروز عملیاتی سازمانیافته به قصد ایجاد ارعاب و قتل است. فرهنگ "لیتره"، تروریسم را "برقراری سلطه وحشت و زور" معرفی میکند. به زعم بسیاری از صاحبنظران و پژوهشگران حوزهی سیاست، میتوان مبتکر ترورهای سازمان یافته را گروهی بهنام "حشاشین" که در دورهی سوم از جنگهای صلیبی کار خود را آغاز کرده بودند، نامید. گروهی که به سرکردگی "حسن صباح"، آنچنان تخدير ذهنی میشدند که با شجاعتی غیر قابل تصور به کشتن مخالفان خود از جمله، وزرا، شاهزاذگان و حتی فرد شاه نیز اقدام میکردند. اما نکتهی حائز اهمیت، تجویز "حسن صباح" به اعضای گروه خود بود. وی آنان را مکلف کرده بود که پیش از آغاز هر عملیاتی از مقادیر بالایی حشیش استفاده کنند و همین موضوع، باعث شجاعت خاص آنها شده بود! اما از دههی 60 میلادی، تروریسم به مثابهی نوعی استراتژی مبارزه سیاسی رواج یافت و تدریجا در سراسر جهان گسترش یافت و انواع نوینی از تروریسم همچون؛ هواپیما ربایی، آدم ربایی و بمبگذاری از این دوره وارد عرصهی مبارزاتی شد. این در حالی بود که اتحادیه اروپا، در سال 1976 رسما اعلام کرد که گروگانگیری و بمبگذاری را جزو جرایم سیاسی و تروریسم قلمداد نمیکند! از این رو، بسیاری رواج این قبیل رفتار خشونتآمیز را تعریف خاص اتحادیهی اروپا از تروریسم میدانستند. احیای موج جدید تروریست ساعت 8 و 46 دقیقه صبح 11 سپتامبر سال 2001 به وقت نیویورک، صدای مهیبی تمام شهر را فرا گرفت. دو هواپیمای تجاری ربوده شده توسط القاعده، برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی را هدف حملهی انتحاری قرار داده و تمامی مسافران این 2 هواپیما به همراه شماری از افرادی که در این برجها حضور داشتند، کشته شدند. این خبر که به سرعت، در سراسر جهان منتشر شد، با واکنشها و شایعات فراوانی همراه بود. اما آنچه که در فضای غبارآلود ایجاد شده، آشکار بود؛ توطئهی غرب علیه اسلام و مسلمانان بود؛ چرا که این حمله، نقطهی عطفی در زمینهی ترور و تروریسم به حساب میآمد که با جولاندهی رسانههای غربی، هرگونه مبارزه و تقابل با غرب (حتی مبارزه علیه استبداد) را محکوم و آن را تروریسم قلمداد میکرد. شاید بهتر باشد چنین بیان کنیم که این حادثه؛ موضوع "ترور" و "تروریسم" را بار دیگر در سطح جهانی احیا کرد و همین موضوع زمینهساز تحریف تعریف تروریست و تعمیم آن به مبارزان علیه استکبار جهانی شد. از این رو، غربیها هجمهی گستردهای را در راستای اسلام هراسی Islamophobia راهاندازی کردند و مسلمانان را تروریست نامیدند تا بتوانند با این بهانهی واهی، به اهداف ناکام خود در راستای تضعیف اسلام و سیطرهی جهانی، نائل آیند. رادیکالیسم اسلامی، در شرایط ویژهای جهت دستیابی به آمال خود دست به مبارزهی مسلحانه میزند. مبارزهای که ممکن است به اشکال متفاوتی علیه نظم حاکم ظهور کند. پس از حادثهی 11 سپتامبر، هجمهی گستردهای از اتهامات روانهی اسلام و مسلمانان سراسر جهان شد؛ از نسبت دادن تعصبات بیمنطق مذهبی تا خوی جدانشدنی خشونت طلبی به مسلمانان!. البته اینها، تنها بخشی از این هجمهی وسیع بود که بیشتر در حوزهی جنگ روانی Mental War بود. ایالات متحده، دقیقا از همین زمان موج گستردهای از حملات نظامی و غیرنظامی را روانهی کشورهای مسلمان بهویژه افغانستان و ایران کرد و رئیس جمهور وقت آمریکا، "جرج بوش" در نخستین سخنرانی رسمی خود پس از حادثه 11 سپتامبر، به صراحت عراق، افغانستان و ایران را مثلث شرارت جهانی معرفی کرد. بسیاری، عامل یا بهانهی اصلی حملهی نظامی آمریکا به افغانستان و عراق را حادثهی 11 سپتامبر میدانند. تفاوت مبارزه مسلحانه با ترور مبارزه، همواره و در ادوار مختلف؛ یکی از ارکان اصلی نمود مخالفت احزاب و تشکلها با سیاستهای استبدادی حکومتی خاص بوده است. اما همین مبارزه، بنا به دلایل ویژهای از جمله؛ گسترش بیش از حد سرکوب، اختناق و کشتار معترضین از سوی حکومت، ناگزیر وارد فاز دفاعی یا همان مبارزهی مسلحانه میشود که در واقع آخرین راه است و مُهر تاییدی بر آن نیست. اما نمیتوان مبارزهی مسلحانه بر علیه استبداد را با ترور به یک معنا تلقی کرد چرا که این دو تعاریفی کاملا مجزا دارند. به بیان دیگردر برههای خاص، گروهی برای استکبارستیزی و در آخرین مرحله، ناگزیر دست به سلاح میبرند که میتوان نمونهی آن را در دیدگاه و عملکرد گروه فدائیان اسلام مشاهده کرد و این مهم با ترور که بر مبنای تفکرات افراطی و تحریف شده، هر مخالفی را به دور از هرگونه منطق و استدلالی مورد هدف گلوله قرار میدهد، کاملا متفاوت است. برای روشنتر شدن موضوع اشارهای میکنیم به رادیکالیسم اسلامی. باید توجه داشت که رادیکالیسم اسلامی اشاره به گروههایی دارد که: اولاً بنا به دلایلی با فرآیندهای حاکم بر جهان کنونی مخالفت میکنند. ثانیاً با ارجاع به بنیادهای اصلی دین و پرهیز از هرگونه تفسیر تاریخی و نسبی نسبت به آن، نظم حاکم را به نقد میکشانند. از این رو، رادیکالیسم اسلامی نگاهی آرمانی از شرایط مدرن به اصول اولیه و اصالتهای اسلامی دارد. ثالثاً این جریان در شرایط ویژهای جهت دستیابی به آمال خود دست به مبارزهی مسلحانه میزند. مبارزهای که ممکن است به اشکال متفاوتی علیه نظم حاکم ظهور کند.(1) بیشتر بخوانید آخرین ورژن جنایات داعش 18+ سیلی محکم سپاه بر چهره مخدوش داعش تفکرات تروریستی داعش یک دهه و نیم گذشته، اوج ظهور گروههای تروریستی در سراسر جهان بود. از انشعابات مختلف گروه تروریستی القاعده گرفته تا تولد شوم داعش! شاید به جرات بتوان گروه تکفیری داعش را بزرگترین و گستردهترین گروه تروریستی جهان برشمرد. گروهی که با انحرافات عقیدتی، سعی بر برپایی حکومتی به نام دین اسلام اما با ایدئولوژی افراطی و تحریف شده از دین دارند. این گروه تکفیری به رهبری ابوبکر البغدادی در سال 2003 رسما فعالیت خود را آغاز کرد. هدف اصلی این گروه از میان برداشتن مخالفان و شیعیان در راستای برپایی حکومتی جدید با عنوان اشاعهی اسلام بود! داعش که تبلیغات متنوع و گستردهای در سراسر جهان به راه انداخته بود، به سرعت توانست اعضای بسیاری را در اقصی نقاط دنیا به خود جذب کند. افکار خشک و افراطی در کنار کشتار وحشیانه از ویژگیهای اصلی این گروه تروریستی به حساب میآید. به خاک و خون کشیدنهای فجیع، با ابزار و سبکهای جدید از جمله؛ زنده زنده سوزاندن افراد و مثله کردن آنان آنقدر توسط انواع رسانهها منتشر شد که تدریجا تفکری تحت عنوان "تفکر داعشی" به وجود آمد، تاجایی که طی سالهای اخیر به هر فرد و یا گروهی که رفتار خشن و افراطی داشته باشد نیز به اصطلاح داعشی میگویند. داعش، امروزه احیا کنندهی سبک و تفکری نوین در زمینهی ترور و تروریسم محسوب میشود. پینوشت: 1.رادیکالیسم اسلامی در ایران معاصر، پایگاه اطلاع رسانی حوزه