كابينه مهدي قلي هدايت ـ مخبرالسلطنه ـ تشكيل شد. اين كابينه از نهم خرداد ماه 1306 تا 22 شهريور 1312 برقرار بود.
مهدیقلی هدایت معروف به مخبرالسلطنه متولد سال ۱۲۴۳ در تهران بود، او از رجال عصر قاجار و پهلوی، و نوه رضاقلی خان هدایت مازندرانی بود . مخبرالسلطنه در مقاطع مختلف متصدی مناصب مختلفی از جمله حکومت آذربایجان و فارس، نمایندگی مجلس در صدر مشروطه، وزارت علوم، وزارت فواید عامه، وزارت عدلیه، ریاست دیوان تمیز (دیوان عالی کشور) و بالاخره نخستوزیر ایران در دوره رضاشاه پهلوی بود؛ وی فردی ادیب و سخندان، با تسلطی ممتاز به زبان و ادبیات فارسی، عربی، آلمانی بوده و تا حدی فرانسوی و انگلیسی میدانست. همچنین در فن گراورسازی و کلیشهسازی سررشته داشت، به علم موسیقی علاقه بسیار میورزید و کتابی نیز در زمینه نت نویسی دستگاههای موسیقی ایرانی بر جای گذارد که نخستین نمونه در نوع خود است. در ریاضیات، هیئت، فلسفه و اصول تعلیم و تربیت نیز نوشتههای متعددی دارد. مهدیقلی هدایت در زمرهٔ رجال ناصری است که حوادث زندگی خود و اتفاقات کشور را به صورتی منظم یادداشت کرده، و این نوشتارها امروزه در قالب کتابهای متعدد یکی از منابع تاریخ معاصر است. مهمترین اثر او در این زمینه کتاب خاطرات و خطرات است. هدایت قریب پنجاه سال و در عصر پنج پادشاه، گاه در مقام استانداری و وکالت، گاه در مقام وزارت و صدارت، در صحنه سیاسی ایران بازیگری داشت و از مهرههای اساسی تاریخ معاصر بهشمار میرود. علیقلی خان علاوه بر زبان فارسی و مقدمات عربی، تاریخ، جغرافیا و ریاضیات، زبان فرانسه را به خوبی فراگرفت و در سن ۱۵ سالگی برای ادامه تحصیل رهسپار آلمان شد. دو سال در آن کشور اقامت داشت و زبان آلمانی را آموخت، ولی تحصیل مرتبی نکرد و تخصصی نگرفت و به ایران بازگشت و درتلگرافخانه مشغول خدمت شد. در سن بیست سالگی در دارالفنون معلم زبان آلمانی گردید و پس از چندی مترجم زبان آلمانی در دربار ناصرالدین شاه شد و منصب سرتیپیرگرفت. سرانجام با سالی ششصد تومان مواجب به ریاست پسترخانه رسید. مهدی قلی خان پس از بازگشت از اروپا با دخترعموی خود، دختر نیرالملک ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد. در ۱۳۱۵ ق پس از درگذشت پدرش، مظفرالدین شاه به او لقب مخبرالسلطنه داد و به ریاست گمرکات و پستخانه آذربایجان منصوب شد. دو سال بعد به تهران احضار شد و ریاست مدرسه دولتی علمیه و سایر مدارس را به او سپردند. در سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا با اصرار علیاصغرخان اتابک ظاهراً به عنوان مترجم آلمانی جزو همراهان شاه بود. در همین سفر اجازه گرفت چند ماهی در آلمان فن کلیشه سازی و عکاسی را بیاموزد. پس از یک سال به ایران بازگشت و در دربار مظفرالدین شاه با سمت مترجم آلمانی مشغول خدمت گردید. در ۱۹۰۳ م به همراه علیاصغرخان اتابک سفری بیسابقه به مکه معظمه از طریق دور زدن کره ارض از مسیر مسکو، سیبری، چین، ژاپن، هاوایی، آمریکا، و بالاخره اروپا و مصر نمود که وقایع آن را در کتابی تحت عنوان سفرنامه مکه گردآوری کردهاست. پس از بازگشت به تهران چون افکاری آزادیخواه داشت در تشویق و ترغیب مظفرالدین شاه برای صدور فرمان مشروطیت تلاش میکرد و در اعطای مشروطیت سهمی شایان داشت. پس از صدور فرمان مشروطیت، مخبرالسلطنه از شخصیتی فرهنگی تبدیل به یکی از رجال سیاسی ایران شد. ابتدا رابط بین مجلس و دولت بود و در تنظیم نظامنامهٔ انتخابات دست داشت. سپس در اولین کابینه مشروطیت که به سرپرستی وزیر افخم تشکیل شد به مقام وزارت رسید و وزارت علوم را برعهده گرفت. در دولت بعدی که ریاست آن با میرزا علی اصغرخان اتابک بود وی در شغل وزارت علوم تثبیت شد. در کابینه ناصرالملک همدانی وزارت عدلیه را عهدهدار گردید و متعاقباً در سه کابینهٔ زودگذر حسین قلی خان نظام السلطنه وزیر علوم بود تا اینکه از وزارت به والیگری آذربایجان مأموریت یافت و چندی در آنجا حکومت کرد. پس از به توپ بستن مجلس و انحلال مشروطیت مخبرالسلطنه نسبت به جان خود بیمناک شد و از راه روسیه به آلمان رفته، در آنجا مقیم شد. پس از پایان استبداد صغیر و پیروزی آزادیخواهان و استقرار مشروطیت دوم به ایران آمد و مجدداً والی آذربایجان گردید. وی در این مأموریت با دشواریهای فراوانی مواجه بود، از جمله وجود ستارخان و باقرخان در تبریز که خود را فاتح مشروطیت میدانستند و اختیارات او را به حداقل رسانده و خواسته خود را جامه عمل میپوشاندند. مخبرالسلطنه پس از قتل برادرش صنیع الدوله بار دیگر از تبریز به اروپا رفت و قریب یک سال در آنجا باقی ماند. پس از مراجعت به ایران این بار استانداری فارس نصیب او شد و سه سال در آن خطه به حکمرانی مشغول بود. پس از مراجعت به تهران در دو کابینهٔ مستوفی الممالک به وزارت عدلیه و کشور منصوب گردید و در کابینهٔ عین الدوله هم وزیر عدلیه شد. سرانجام در ۱۲۹۷ خورشیدی برای بار سوم والی آذربایجان شد. در این دوره از استانداری وی در آذربایجان حوادث بسیاری پیشآمد، من جمله قیام شیخ محمد خیابانی و کشته شدن وی، که منتقدین هدایت او را در وقوع آن دخیل میدانند. بلوایابوالقاسم لاهوتی و ژاندارمهای بندر شرفخانه و نیز شورش سمیتقو از اهم دیگر مسائلی بود که والی با آن مواجه گردید. در کودتای سوم حوت ۱۲۹۹ و روی کار آمدن سیدضیاءالدین طباطبائی، مخبرالسلطنه به خلاف سایر رجال چون قوام السلطنه، مصدق السلطنه و صارم الدوله نه تنها در مقام اعتراض برنیامد بلکه هزار تومان از حقوق ماهیانهٔ خود را نیز به دولت انقلابی کودتا بخشید. در انتخابات دورهٔ چهارم مجلس که بخشی از آن در دوران ریاست وزاریی وثوق الدوله انجام یافته بود مخبرالسلطنه به وکالت از تهران انتخاب شد. پس از افتتاح مجلس چهارم وی در صف نمایندگان مجلس قرار گرفت و با اعتبارنامهٔ او به علت واقعه خیابانی مخالفت شد. در اواخر ۱۳۰۱ در کابینهٔ مستوفی الممالک وزیر فوائد عامه و تجارت گردید. بعد از سقوط دولت ظاهراً شغلی به او ارجاع نگردید. در سال ۱۳۰۵ که مستوفی برای ششمین بار به نخستوزیری رسید هدایت را به وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب نمود و در تمام مدت زمامداری مستوفی، که کابینهٔ او سه بار ترمیم شد، مخبرالسلطنه در وزارت فوائد عامه مستقر بود. در اواخر کابینه مستوفی وی به ریاست دیوانعالی کشور برگزیده شد. علیاکبر داور وزیر عدلیه با اختیاراتی که از مجلس تحصیل نموده بود حق داشت به دو نفر رتبهٔ یازده قضایی اعطا کند. ریاست تمیز و دادستان کل کشور و حاج مخبرالسلطنه هدایت با رتبهٔ یازده قضایی به ریاست دیوانعالی کشور رسید و رضاقلی هدایت پسر عمو و برادر همسر خود را با رتبهٔ ده قضایی به ریاست شعبه اول تمیز گمارد که ضمناً قائم مقام او در عالیترین مرجع قضایی کشور باشد. در خرداد ماه ۱۳۰۶ مستوفی از ریاست دولت کنارهگیری کرد و قرعه به نام حاج مخبرالسلطنه هدایت اصابت کرد، البته در این انتخاب رأی و ارادهٔ تیمورتاش بسیار مؤثر بود چون رضاشاه حق انتخاب نخستوزیر را به جز خودش به او داده بود. هدایت در یادداشتهای خود در این مورد نوشتهاست سعی تیمورتاش در تغییر تصمیم مستوفی مفید نیفتاد. مخبرالسلطنه هدایت قریب شش سال و نیم نخستوزیر رضاشاه پهلوی بود. در دوران نخستوزیری او پایههای دیکتاتوری محکم گردید. مادام که تیمورتاش حیات داشت حل و فصل امور با او بود و تا حدی هم داور و سردار اسعد و نصرت الدوله در کارها مداخله داشتند. پس از زندانی کردن نصرت الدوله و تیمورتاش و سلب مصونیت از عدهٔ زیادی وکیلان مجلس هدایت کارگزار مطیعی بود که دستورها شاه را بدون چون و چرا اجرا میکرد که سرانجام دورهٔ او هم سپری شد و در شهریور ۱۳۱۲ از کار برکنار گردید. پس از استعفای مهدیقلی هدایت شغلی به او ارجاع نشد. نهایت مجلس شورای ملی در جلسه ۱۹ آذرماه ۱۳۱۲ ماده واحدهای برای او به این شرح به تصویب رسانید: وزارت مالیه مجاز است خدمات آقای حاج مهدیقلی خان هدایت را از تاریخ اول ۱۲۹۸ق الی ۲۵ شهریور ۱۳۱۲ متوالیاً احتساب نموده سند خدمت صادر نماید و آخرین شغل ایشان ریاست دیوان عالی تمیز را اساس رتبه یازده قضایی قرار دهد. به این ترتیب پروندهٔ سیاسی و اداری حاج مهدی قلی هدایت که در دوران پنج پادشاه مصدر مشاغلی بود بسته شد و هر ماه مبلغ سیصد و نود و هشت تومان حقوق بازنشستگی رتبه ۱۱ قضایی به او پرداخت میشد. وی پس از بازنشستگی در ملک ییلاقی خود دروس شمیران اقامت داشت و موقوفاتی از قبیل بیمارستان و مسجد در آن محله ایجاد نمود. مقبرهٔ او نیز در خیابان هدایت دروس واقع است. پی نوشت: 1- مرکز اسناد انقلاب اسلامی 2- شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران،باقر عاقلی


