نهضت تنباکو در ایران از جمله وقایعی است که دورهای جدید از حیات سیاسی، اجتماعی، دینی مردم و علما را رقم زد. مردم ایران با قیام تنباکو وارد گردونهای از تحولات شدند که با خود الگوهای تازهای را به ارمغان آورد. مباحث عدیدهای در باب حقوق رعایا و حاکم مطرح شد و به نوعی برای اولین بار به صورتی جدی تأملی نظری در میراث به جای مانده از گذشته فقه شیعه صورت گرفت. از جمله مهمترین این تأثیرات، در ابتدا میتوان به ورود علمای دینی که از دورههای گذشته به عنوان پناه گاه قدرتمند مردم، شناخته میشدند و همیشه بر مقوله حفظ تمامیت اعتقادی و دینی مردم تاکید مینمودند، یاد کرد و مهمتر از آن میبایست به شروع صدور احکامی از جانب علمای دینی که نشان دهندهی عدم مشروعیت حاکمان قاجار در فقه شیعه بود، اشاره کرد. میرزای شیرازی پی برد که حکومت غاصب و جائر ناصرالدین شاه دیگر رسمیت و مشروعیت ندارد و درست در مسیر باطل و خلاف جهت حکومت عدل امام زمان و منافع مسلمانان حرکت میکند و اکنون به عنوان یک حکومت جائر مخالف شناخته میشود. بنابراین در اینجا حاکم جائر حاکمی است که در راه باطل قدم بر میدارد و از مسیر حق منحرف گشته و تمایل به باطل پیدا کرده است و در مجموع معنای حکومت جور به منشأ به وجود آمدن و عملکرد و فعالیتهای یک نظام بر میگردد یعنی یک نظام ممکن است هم در منشأ مشروعیتش و هم در عملکردش جائر باشد. همچنین لازم به ذکر است که در روایت اکثریت علما، به همگان واجب است که در صورت فراهم بودن شرایط بر علیه حاکم غاصب و جائر وقت قیام و او را برکنار و سرنگون کنند. قاجار و قیام تنباکو از همان آغاز تشکیل حکومت قاجار در ایران، برای ایجاد مشروعیت در نزد مردم تلاشهایی صورت گرفت تا حکومت در جهت شریعت اسلامی سوق پیدا کند، ولی دولت در این دوران هرگز یک دولت اسلامی واقعی نبود. لیکن حاکمان قاجار برای جلب علماء و روحانیون به سوی خود و کسب مشروعیت و به رسمیت شناخته شدن از سوی آنها، از همان آغاز به مذهب متوسل میشدند. بدین ترتیب متناسب با چارچوب فکری فقه شیعه که بیان کردیم در ابتدا قاجاریه در دسته حاکم جائر موافق قرار میگرفتند. البته لازم به ذکر است به رسمیت شناختن شاه به معنای مشروع دانستن حاکمان بالفعل آن دوران نیست، چرا که اگر حاکمان قاجار مشروع بودند، لزومی نداشت در سراسر آن دوران احکامی صادر شود و یا مباحثی طرح گردد که نشان دهنده عدم مشروعیت آنها باشد. در ادامه سلسله قاجار در دوره ناصر الدین شاه، بر اهمیت علماء دینی به عنوان رهبران مذهبی ملت افزودهتر شد و ناصرالدین شاه بر همین منوال شدیداً تظاهر به دینداری میکرد، و درصدد بود تا از این راه و قرار دادن خود در دسته جائر موافق، حمایت علما را کسب کند، تا مردم و روحانیون او را به عنوان پادشاه یک کشور اسلامی به رسمیت بشناسند. کارکنان شرکت انگلیسی وارد ایران شدند عصر ناصرالدین شاه «دوران هجوم اقتصادی» استعمار به رهبری انگلستان بود، در آن زمان پایه «استعمار اقتصادی» بر این چارچوب اساسی قرار داشت که مستعمرات باید به منبع مواد اولیه و مرکز فراوردهها تبدیل شوند. در زمان ناصرالدین شاه نیز امتیازات اقتصادی، سیاسی و قضایی به خارجیها اعطا گردید که سرآمد آن قرارداد رژی بود. بعد از امضای قرارداد، کارکنان شرکت انگلیسی وارد ایران شده و در شهرها پراکنده گردیدند؛ اما مردم از ورود آنان به داخل شهرها جلوگیری کردند. در این موقع سید جمال الدین اسدآباد به پیشنهاد سید علی اکبر فال اسیری که در تبعید بود، نامه ای به میرزای شیرازی نوشت که این نامه بیانگر درک عمیق سید از وضعیتی است که مردم آن زمان داشتند و بیان می کند. که میرزای شیرازی به خاطر موقعیت خاص خود، چه مسئولیت سنگینی برعهده اش است، به خاطر اهمیت نامه، خلاصه ای از آن نقل می شود: "حق را بگویم، من دوست داشتم این نامه را به همه دانشمندان تقدیم کنم، چون دانشمندان در هر نقطه ای طلوع نموده و هر نحوی که رشد کرده، در هر کجا که یافت بشوند، جانی هست که در پیکر دین محمد (ص) دمیده شده است... پیشوای دین، پرتو درخشان انوار ائمه، پایه تخت دیانت! زبان گویای شریعت، جناب حاج میرزا محمد حسن شیرازی... تو وارث پیامبرانی... همان ولایت عالم فقیه بر جامعه... اگر ملت را به حال خود گذاشته... افکارشان پریشان می شود... چون توده نادان در معتقدات خود جز استقامت و ثبات قدمی که طبقه دانا در عقایدش نشان می دهد، دلیلی ندارد اگر بخواهی می توانی با یک کلمه افراد پراکنده را جمع کنی و با متفق ساختن آنها دشمن خدا و دشمن مسلمانان را بترسانی و شر کفار را از سرشان برطرف نمایی... سید نامه هایی نیز به علمای داخل کشور می نویسد. بعد از وصول نامه، میرزای شیرازی در تاریخ 19 ذی الحجه 1308 ه.ق 17 ماه پس از امضای قرارداد با کمپانی رژی- به وسیله کامران میرزا نایب السلطنه، تلگرافی را به نزدشاه می فرستد و می گوید کسانی را که تبعید کرده به کشور بازگرداند و در مورد قرارداد، مخالفت خود را ابراز کند. وقتی این تلگراف به دست شاه می رسد اعتنا نمی کند و فقط خود شاه، امین السلطان و چند نفر دیگر از این تلگراف باخبر می شوند. ناصرالدین شاه برای پاسخ به نامه میرزای شیرازی، به میرزا مشیر الوزاره کارپرداز ایران در بغداد می گوید چون تلگراف مفصل است با پست فرستاده ایم که در واقع دروغی بیش نبوده است. ناگهان در تهران، حکم تحریم تنباکو از طرف آیت الله میرزای شیرازی به این شرح صادر می شود. بسم الله الرحمن الرحیم "الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است".در شهر ولوله ای می افتد هر کس که سواد دارد، از روی آن نسخه ای بر می دارد. این حرکت نشانگر آغاز یک مبارزه مکتبی علیه استعمار بود. در این موقع شاه و امین السلطان با استفاده از خواجگان معمم درباره این حکم میرزا را، جعلی قلمداد می کنند؛ اما مردم گول نخورده و به مبارزه خود ادامه می دهند تا اینکه امتیاز داخلی دخانیات از طرف شاه لغو می شود. علما و مردم به این اکتفا نکرده و خواستار لغو امتیاز خارجی نیز می شوند. پس از حکم میرزا قلیانها شکسته می شود و مردم از کشیدن توتون و تنباکو دست می کشند و تمام مغازه های فروش توتون و تنباکو را می بندند و با شرکت رژی نیز معامله نمی کنند. این جریان ادامه می یابد تا اینکه در تاریخ 23 جمادی اول 1309، اعلانی در کوچه و بازار زده می شود: "برحسب حکم جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای میرزای شیرازی، اگر تا 48 ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود یوم دوشنبه آتیه جهاد است، مردم مهیا شوید." میرزای شیرازی و دیگر علما در عین محبوب بودن در میان مردم در زمینه ههای تخصصی خودشان فتوا صادر می کردند، برای همین کلامشان ارزش داشت. فتوای تاریخی آیت الله میرزا حسن شیرازی در تحریم تنباکو، توطئه ای را که به سال 1309 ه. ق به دست ناصر الدین شاه قاجار با واگذاری امتیاز دخانیات ایران به مدت پنجاه سال به انگلیسی ها در حال شکل گرفته بود، در نطفه نابود کرد. در این میان میرزای شیرازی در هدایت نهضت و اثبات جائرانه بودن حکومت ناصرالدین شاه نقش بسزایی داشت. ایشان در بحبوحه ماجرای رژی و تنش میان مردم و حکومت، فتوای تاریخی صادر کردند. بر اساس این فتوا استعمال توتون و تنباکو در حکم مهاربه با امام زمان بود. بدین ترتیب قیام تنباکو به بهترین نحو هدایت شد و شرکت انگلیسی و حکومت وقت را از هر نظر تحت فشار برای تسلیم شدن در برابر خواست مردم قرار دادند. در واقع میرزای شیرازی به درستی قصد بیان این مطلب را داشت که حکومت غاصب و جائر ناصرالدین شاه دیگر رسمیت و مشروعیت ندارد و درست در مسیر باطل و خلاف جهت حکومت عدل امام زمان و منافع مسلمانان حرکت میکند و اکنون به عنوان یک حکومت جائر مخالف شناخته میشود. بنابراین قیام بر علیه آن نظام فاسد بر همگان واجب است. این فتوا چنان در جامعه ایران آن زمان تأثیر گذار شد که حتی دربار و حرمسرای شاه نیز از آن تبعیت کردند. پی نوشت: 1- عصر قاجار و چرایی قیام تنباکو، وحید بهرامی، سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- خبرگزاری تابناک