یکی از ویژگیهای کشورهای دیکتاتوری داشتن دستگاه اطلاعاتی و امنیتی مخوف است؛ دستگاه‌هایی که از انجام هیچ گونه عملی ابایی ندارند و برای حفظ رژیم حاکم به هر ترفندی دست می‌زنند...

سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
ارتباط بین ساواک و اداره سوم
ساواک مهم‌ترین ارگان اطلاعاتی و امنیتی عصر پهلوی دوم بود که طی لایحه تشکیل آن در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی در کابینه حسین علا به تصویب نهایی مجلس سنا رسید. بهره‌گیری از نهادها و سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه دنیا، پدیده‌ای طبیعی و کاملاً ضروری است و ایران نیز در عصر پهلوی از این قاعده مستثنی نبود و در این زمینه تدابیر مختلفی اندیشیده شد و سازمان‌های گوناگونی به وجود آمد. بارزترین و قدرتمندترین آنها سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود. ساواک مهم‌ترین ارگان اطلاعاتی و امنیتی عصر پهلوی دوم بود که لایحه تشکیل آن در تاریخ ۱۰بهمن ۱۳۳۵ هجری شمسی در کابینه حسین علا به تصویب نهایی مجلس سنا رسید. وقتی لایحه ۵ ماده‌ای ساواک تنظیم شد، در برابر آن مخالفت‌هایی بروز کرد که این مخالفت‌ها به خاطر ترس از سرکوب بیشتر، ایجاد فضای محدودتر سیاسی، خفقان اجتماعی گسترده‌تر و نگرانی از فراهم‌شدن زمینه برای سوءاستفاده فراوان مأموران امنیتی بود. بهرحال با وجود این اعتراض‌ها، جهت نظارت دولت برکشور بعداز کودتای ۲۸ مردادسال۱۳۳۲ و نفوذ نهادهای اطلاعاتی غرب بویژه CIA، لایحه مزبور تأیید شده و به تصویب مجلسین رسید. از این به بعد تا اواخر عمر رژیم پهلوی، سازمان امنیت با مداخله در امور داخلی نقش پررنگی در ایجاد فضای امنیتی و خفقان در جامعه ایفا کرد. لایحه مذکور با توجه به اهمیت خاص آن برای رژیم، بازتاب زیادی در مطبوعات و مذاکرات مجلسین داشت. ایجاد این سازمان مهم، نگرانی و اعتراض بسیاری را به وجود آورد و طبیعتاً با مخالفت‌های زیادی در بین دولتمردان و نمایندگان مجلسین روبه‌رو شد. بعد از انجام مذاکراتی، با توجه به خوش‌بینی محمدرضاشاه نسبت به تأثیرات سازنده و زیاد ساواک برای تحقق اهدافش، ابتدا در مجلس سنا و سپس در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. در واقع بین مشروعیت نظام سیاسی و فعالیت چنین نهادهایی رابطه معکوس وجود دارد؛ به این معنا که هرچه دامنه فعالیت این نهادها گسترش پیدا کند، مشروعیت نظام حاکم با چالشهای بیشتری مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر هرچه مشروعیت نظام سیاسی در میان افکار عمومی کمتر شود، این نهادها دامنه و گستره فعالیتشان را افزایش خواهند داد. سال 1336 مصادف است با خاتمه حکومت نظامی و برقراری نظام دو حزبی در کشور؛ احزابی که دوستان گرمابه و گلستان شاه آنها را تاسیس کرده بودند. مخالفان رژیم آنها را احزاب «بله‌قربان‌گو» و حزب «بله اعلیحضرت» لقب داده بودند. خارج از این دو حزب، شاه هیچ گروه مخالفی را در کشور تحمل نمی‌کرد. در همین حال ماموریتی که شاه به ساواک محول کرده بود، جلوگیری از فعالیت گروه‌هایی بود که ایجاد و عضویت در آنها غیرقانونی اعلام شده است. ساواک از نه اداره تشکیل شده بود که بعدها اداره بهداری کارمندان نیز به آن افزوده شد. در کنار واحدهای تخصصی اداری همانند مدیریت و حسابداری، واحدهای دیگری نیز وجود داشتند که از میان آنها می‌توان به اداره سوم اشاره کرد. ازآنجاکه تامین امنیت داخلی کشور از مهم‌ترین وظایف ساواک به‌شمار می‌آمد، اداره سوم واحدی بود که در این راستا مسئولیت مستقیم داشت. این اداره، که به کمیته شهرت پیدا کرده بود، مرکب از نمایندگان شهربانی، ارتش و ژاندارمری بود و وظایفی همچون گشت در مناطق مختلف، شکنجه مظنونان، بازجویی و تحقیق در موارد مختلف را در دستور کار قرار می‌داد. در واقع شهرت سفاک و مخوف بودن ساواک از اداره سوم نشئت می‌گرفت. اداره سوم از شش دایره سیاسی تشکیل شده بود که هر یک از آنها مامور مراقبت و سرکوبی یک خانواده سیاسی بود. یکی از این دوایر مختص فعالان مارکسیست بود که با دشمنان قسم‌خورده رژیم، از توده‌ای تا چپ افراطی، مقابله می‌کرد. در همین دایره شکنجه‌گرانی پرورش یافتند که بعدها منشا شهرت شوم ساواک لقب گرفتند. یکی دیگر از دایره‌های اداره سوم، به نیروهای جبهه ملی اختصاص یافته بودند. دامنه فعالیت این دایره به حدی بود که سازمانهای قانونی را نیز دربرمی‌گرفت؛ به عبارت دیگر وظیفه نظارت بر این سازمانها نیز بر عهده این دایره بود. همین دایره بعدها حزب رستاخیز را که شاه در سال 1353 تاسیس کرد، زیر نظر گرفت و اعضای آن را رصد اطلاعاتی می‌کرد. همچنین دایره دیگری احزاب و گروه‌های جدایی‌طلب را زیر نظر داشت. آنها بر مناطق حساس کشور، به‌ویژه مناطق مرزی همچون کردستان، آذربایجان و خوزستان نظارت می‌کردند. در همین حال آنها ایلات و عشایری را که احتمال داده می‌شد به دنبال تجزیه‌طلبی باشند زیر نظر می‌گرفتند. دایره احزاب سیاسی کرد و ترک نیز اقلیتهای مختلف کشور را کنترل می‌کرد. دایره احزاب جدید نیز وظیفه داشت هر گونه حرکتی را که به دنبال فراتر رفتن از ساختارهای رسمی کشور بود کشف و در نطفه خفه کند. در همین حال، دایره دیگری وجود داشت که حافظه اداره سوم لقب گرفته بود. در همین دایره بود که همه پرونده‌ها و اطلاعات و اخبار مخالفان رژِیم نگهداری و حراست می‌شد. از سال 1345 ورود به ساختار اداری و نظام اداری کشور پیچیده‌تر شد. هر متقاضی شغل می‌بایست پرسشنامه‌ای را تکمیل می‌کرد که نسخه‌ای از آن به ساواک ارجاع داده می‌شد. این پرسشنامه در واقع استعلام از گذشته و پیشینه شخص بود. هدف از این استعلام جلوگیری از ورود منتقدان وضع موجود به نظام اداری کشور بود. البته این بسته به جایگاه سازمان نیز داشت. برخی از سازمانها از حساسیت بیشتری برخوردار بودند؛ برای مثال درجه و میزان حساسیت نسبت به دانشگاه تهران، که مرکز فعالیتهای سیاسی بود، بسیار بالا بود. در واقع حضور ساواک در کلیه سطوح جامعه محسوس و جزئی از زندگی روزمره در شهرهای بزرگ شده بود و همین مسئله نشان‌دهنده کاهش مشروعیت رژیم بود. در مجموع باید گفت که ساواک یکی از پایه‌هایی بود که نظام شاه بر آن قرار داشت و اساس کار آن نیز ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان نظام سلطنتی و برخورد سخت و خشن با آنها بود. در واقع این سازمان در پی آن بود تا با تحکیم پایه‌های سلطنت، مانع از هرگونه فروپاشی نظامی شود که بر اساس رای، نظر و خواست مردم به‌وجود نیامده بود. به عبارت ساده‌تر نظامی که ریشه در یک تهاجم خارجی و در پی آن یک کودتای مشابه آن داشت، نمی‌توانست سنگ بنای خود را مشروعیت مردمی قرار دهد. پی نوشت: 1- اداره سوم یعنی ساواک، محمدرضا چیت‌سازیان، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- ساواک، روزنامه ایران

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها