گویند: شغالى، چند پر طاووس بر خود بست و سر و روى خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس‏ها او را شناختند و با منقار خود بر او زخم‏ها زدند.

چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۶ - ۰۰:۰۰
به اندازه بود باید نمود...
به اندازه بود باید نمود... گویند: شغالى، چند پر طاووس بر خود بست و سر و روى خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس‏ها او را شناختند و با منقار خود بر او زخم‏ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روى خود را از او بر مى‏گرداندند. شغالى نرمخوى و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبكار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودى و داشتى، قناعت مى‏كردى، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مى‏آمد و نه نفرت همجنسان خود را بر مى‏انگیختى. آن باش كه هستى و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع‏ تر از آنچه هستى، نشان مده كه به اندازه بود باید نمود. » لینک مطالب گذشته: شاه شاهان ابن سینا و ابن مسکویه درزی عاقبت در کوزه افتاد! ذبح غرور -------------------------------- منبع: فروزانفر، بدیع الزمان، قصص و تمثیلات مثنوی، ص92.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها