عصر روشنگری، در تاریخ غرب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری که حتی مدرنیست‌ها خود اذعان به اهمیت این دوره داشته و این دوره را عصر ظهور تام و تمام مدرنیته می‌دانند.

جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
عصر روشنگری؛ مهمترین مقطع پی‌ریزی تمدن نوین غرب
در بعد از ظهر گرم و آفتابی، عینک دودی، موهای بلند و لباسی گشاد با آستین‌ها و یقه نامرتب، سیگاری بر لب، در مسیر کافی‌شاپ یا پارکی در اطراف دانشگاه، کتاب‌های کانت، دکارت و ولتر زیربغل. همه این توصیفات تصویر یک مدعی روشنفکری را به ذهن متبادر می‌کند. فردی که ایدئولوژی برایش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و ساعت‌های زیادی را به نقد یا اثبات تجربه‌گرایی و اومانیسم می‌گذراند. در حقیقت این نماد کسی است که؛ مدرنیته درونش رسوخ کرده. وی مبادی و غایات جهان را از عینک مدرنیته می‌بیند. روشنفکر ما از ایدئولوژی‌ای سخن می‌گوید که محور اداره کردن اجتماعات عالم مدرن بوده است. ایدئولوژی‌ای که با اومانیسم و انسان‌محوری پیوندی ناگسستنی دارد. عصر روشنگری یا دوران غلبه کلاسیسم چیست؟ همه بحث‌های ایدئولوژیک و روشنفکرانه از پدیده‌ای سرچشمه می‌گیرد که؛ مدرنیته پس از گذر از پستی و بلندی‌های بسیار در قرن هفده و هجده میلادی با آن مواجه شد و نقش راهبردی برای جوامع مدرن داشت. در این دوره ایدئولوژی‌ها، باورها و اعتقادات، که البته اغلب دارای روح و جان اومانیستی بود، ظهور کرد. این دوره را در اصطلاح، عصر «روشنگری» و دوران غلبه «کلاسیسم» نامیده‌اند. این نامگذاری از آن‌رو است که همانطور که اشاره شد؛ در این دوره ایدئولوژی‌ها و مکاتب مختلفی از جمله سوسیالیسم و لیبرالیسم و فمنیسم و غیره پا به عرصه جهان مدرن گذاردند. پس از اتمام این دوره منازعات و درگیری‌های مکاتب و ایدئولوژی‌های مختلف آغاز شد. که همچنان و پس از گذشت قرن‌ها مدعیان روشنفکری را درگیر خود کرده است. در عصر روشنگری از بدیهیات تا فلسفه همه در چالش بازتعریف قرار گرفتند در تعریف روشنگری، کانت یکی از اندیشمندان تاثیرگذار این دوره، «روشنگری» را خروج آدمی از نابالغی(ناتوانی در بکار گرفتن فهم خویشتن بدون هدایت دیگری) می‌داند. به اعتقاد کانت «خود اندیشیدن» اصل بنیادین روشنگری است. از تعریف کانت برمی‌آید که او تفکر مستقل و پویا را اساس روشنگری به حساب بیاورد.(1) در عصر روشنگری همه مفاهیم، از حقایق مسلم و بدیهیات تا خود فلسفه در چالش بازتعریف قرار گرفتند. فلذا بطور کلی باید روشنگری را تلاشی در راستای پاسخ به سوالاتی بنیادین و اساسی پیرامون هستی‌شناسی و انسان‌شناسی دانست. کانت، روشنگری مدرنیته را به خودآگاهی رساند با توجه به آنچه تا کنون بیان شد عصر روشنگری را باید یک دوره‌ی تاریخی خاص دانست؛ که هرچند پس از رنسانس به وقوع پیوسته است، اما ریشه های آن را باید در قرون وسطی و حتی پیش‌تر از آن دنبال کرد. با این حال عصر روشنگری برای نخستین بار در فلسفه کانت – در قالب نقدهای سه‌گانه و رساله‌های سیاسی- ظهور یافت. کانت با صورت‌بندی مفهومی و فلسفی وضع مدرن، روشنگری مدرنیته را به خودآگاهی رساند.(2) شهریار زرشناس یکی از اندیشمندان این حوزه مهمترین مقطع در پی‌ریزی بنای تمدن غرب را عصر روشنگری می‌داند؛ چراکه اولا در این دوره، جهان‌بینی دنیای مدرن تدوین می‌یابد؛ و در واقع در این دوره اصالت عقل منقطع از وحی یا به عبارتی دیگر عقل‌گرایی اومانیستی از صورت معرفت‌شناختی و مابعدالطبیعی خارج شده و در هیأت اندیشه‌ها و تئوری‌های سیاسی و نظریات اقتصادی و نظام‌های حقوقی بسط و تفصیل یافتند. برای مثال در این دوره مبانی نظری لیبرالیسم در آراء جان لاک و منتسکیو تدوین می شود. ثانیا؛ عده‌ای از نویسندگان فرانسوی با انتشار دایرةالمعارفی تحت سرپرستی «دنیس دیدرو»، خلاصه و چکیده‌ای از نگاه اومانیستی و لائیک مدرن را به منظور مدون شدن این اندیشه و جهان‌بینی ارائه دادند.(3) ژورنالیست‌های عصر روشنگری؛ نخستین روشنفکران تاریخ بشر واقعه دیگری که در فاصله قرن هفده و هجده رخ داد؛ ظهور ژورنالیسم در معنای عام و تخصصی آن بود. با گسترش ژورنالیسم اندیشمندان و متفکران مدرنیست توانستند افکار و اندیشه‌های اومانیستی و ضد دینی خود را به میان مردم ببرند. که البته این فعالیت‌ها بدون حمایت مالی و سیاسی بورژواها و شاهزادگان روشن‌اندیش ممکن نبود. نویسندگان و ژورنالیست‌های عصر روشنگری در واقع نخستین روشنفکران تاریخ بشر هستند. اینان روزنامه‌نگاران و داستان‌نویسان و منتقدانی بودند که خود را نمایندگان عصر روشنایی می‌دانند. عصری که عقل اومانیستی بر سراسر آن حاکم بوده و هرگونه طرفداری از وحی و اندیشه‌های شهودی برابر با دفاع از تحجر و ارتجاع؛ و مخالفت با ترقی و پیشرفت به حساب می آمده. عصر روشنگری، عصر ظهور تام و تمام مدرنیته در نتیجه آن چه بیان شد، این دوره در تاریخ غرب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری که حتی مدرنیست‌ها خود اذعان به اهمیت این دوره داشته و این دوره را عصر ظهور تام و تمام مدرنیته میدانند. علاوه بر اهمیت راهبردی این دوره در اداره جوامع مدرن؛ بدون شک، وقایع مهمی که در طول این بازه ی دویست ساله رخ داده است بر اهمیت این دوره افزوده است. از جمله ی این وقایع می‌توان انقلاب صنعتی، انقلاب انگلستان (1688)، جنگ ها استقلال آمریکا و تشکیل دولت ایالت متحده آمریکا(1783- 1776) و انقلاب موسوم به انقلاب کبیر فرانسه (1789) را نام برد؛ که هر یک نقش بسزایی در تحولات جهانی ایفا کرده اند. پی‌نوشت: 1.مقاله روشنگری چیست؟، سید علی محمودی، شهريور 1382 - شماره 41 (9 صفحه - از 34 تا 42) 2.مقاله کانت، فوکو و سنت انتقادی، داوری اردکانی، رضا -؛ شجاعی جشوقانی، مالک؛ بهار و تابستان 1392، سال چهل و یکم - شماره 1 علمی-پژوهشی/ISC (18 صفحه - از 9 تا 26) 3.مبانی نظری غرب مدرن، شهریار زرشناس، تهران، معارف، 1394

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها