داریوش شایگان در وادی خاموشان جای گرفته است؛ روز ششم فروردین آیت‌الله محقق داماد بر پیکر او نماز خواند و این هندشناس برجسته را تا خانه ابدی‌اش پس از ۸۳ سال زندگی مشایعت کردند...

چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۶
داریوش شایگان چه کسی بود؟
داريوش‌ شايگان‌ روشنفكري‌ است‌ با تجربه‌هايي‌ عجيب‌ و غريب‌. به‌ هزار توي‌ تمدنهاي‌ كهنه‌ و نو سرك‌ كشيده‌ و از هر گوشه‌اي‌ خوشه‌اي‌ چيده‌ است‌. از كشور هزار رنگ‌ هند تا دنياي‌ پر رمز و راز عرفان‌ اسلامي‌ و درك‌ محضر فرزانگاني‌ چون‌ علامه‌ طباطبايي‌، سيدجلال‌الدين‌ آشتياني‌ و رفيعي‌ قزويني‌ تا جهان‌ انديشه‌هاي‌ رنگارنگ‌ امروز را بي‌وقفه‌ پيموده‌ است‌ و درهر كتابش‌، آينه‌اي‌ گرفته‌ است‌ رو به‌ روي‌ دنيايي‌ كه‌ در آن‌ به‌ سر برده‌ است‌. او سالهاست‌ كه‌ بيشتر وقتش‌ را در فرانسه‌ مي‌گذراند و به‌ زبان‌ فرانسوي‌ مي‌نويسد. آخرين‌ كتاب‌ او «آيين‌ هندو و عرفان‌ اسلامي‌» پس‌ از 35 سال‌ از تأليفش‌ اين‌ روزها در ايران‌ ترجمه‌ و چاپ‌ شده‌ است‌. او در اين‌ 35 سال‌ به‌ دغدغه‌هاي‌ ديگرش‌ پاسخ‌ گفته‌ است‌، «آسيا در برابر غرب‌»، «انقلاب‌ مذهبي‌ چيست‌؟»، «نگاه‌ شكسته‌» و «افسون‌زدگي‌ جديد» كه‌ اولي‌ و آخري‌ يكي‌ پيش‌ از انقلاب‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ نوشته‌ شده‌ و يكي‌ دو سال‌ پيش‌ در ايران‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است‌، اما آن‌ دو ديگر كه‌ به‌ موضوعي‌ سياسي‌ پرداخته‌اند، همچنان‌ به‌ زبان‌ فرانسوي‌ و دور از دسترس‌ خوانندگان‌ ايراني‌اند. هرچند در اين‌ مدت‌ مقاله‌اي‌ از «انقلاب‌ مذهبي‌ چيست‌؟» با عنوان‌ «ايدئولوژيك‌ كردن‌ سنت‌» به‌ زبان‌ فارسي‌ در مجله‌ كيان‌ نيز چاپ‌ شده‌ است‌. شایگان در تبریز زاده شد! داریوش شایگان در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۳۱۳ در تبریز زاده شد. پدرش بازرگان تبریزی و مادرش از اهالی گرجستان بود. در تهران به مدرسه‌ای که دروسش به زبان فرانسه تدریس می‌شد رفت. خاله و مادر شایگان به زبان گرجی و پدر و مادر شایگان به زبان ترکی با یکدیگر صحبت می‌کردند. شایگان دایه‌ای روس داشت که به روسی با او حرف می‌زد و پدر شایگان نیز اصرار داشت که با پسرش فارسی سخن بگوید. علاوه‌بر این شایگان به مدرسه‌ای فرانسه‌زبان رفت و زبان فرانسه را بسیار زود آموخت. وی علاوه‌بر داشتن پدری شیعه و مادری سنی‌مذهب در مدرسه فرانسوی‌زبان سن لوئی که از سوی کشیشان لازاری اداره می‌شد، با ارامنه، آسوری‌ها و یهودیان هم آشنا شد. وی درسال ۱۳۲۹ در اولین سفر خود به ایتالیا و سپس سوئیس رفت و سرانجام عازم پاریس شد. پس از این سفر بود که شایگان دبیرستان را در ایران به پایان نرساند و در پانزده سالگی رهسپار انگلستان شد. پس از چهار سال به ژنو رفت تا پزشکی بخواند. اما پس از یک ترم انصراف داد و شناخت علوم انسانی و هنر و ادبیات برایش جدی‌تر شد. وی به وسیله ژان هربر با اساتید هند آشنا شد و سپس به مدت دو سال، به کلاس‌های سانسکریت هانری فرای رفت. در بازگشت به تهران، با برهمن ایندوشکر، استاد زبان سانسکریت دانشگاه تهران آشنا شد. دو سال و نیم نیز نزد او سانسکریت و ادبیات هند خواند. با تلاش برهمن ایندوشکر، زمانی که می‌خواست ایران را ترک کند، شایگان تدریس سانسکریت در دانشگاه تهران را در ۲۵ سالگی آغاز کرد. در همان زمان بود که با هانری کربن آشنا شد و پژوهش وسیعی دربارهٔ فلسفه هند آغاز کرد که در سال ۱۳۴۶ در قالب کتابی دوجلدی با عنوان «ادیان و مکتب‌های فلسفی هند» منتشر کرد. اما پیش از انتشار این کتاب، شایگان یک دوره «استغراق و مراقبه» را پس از اقامت در ژنو در ایران گذرانده بود؛ از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ که با تحقیقات دربارهٔ فلسفه هند آغاز شد و با پژوهش تطبیقی دربارهٔ اسلام و هند پایان یافت. وی در این سالها با روحانیون سرشناسی همچون علامه طباطبایی، ابوالحسن رفیعی قزوینی، مهدی الهی قمشه‌ای و جلال‌الدین آشتیانی مراوده داشت. شایگان که از سال ۱۳۴۶ برای گرفتن دکترایش از سوربن سالی چند بار به اروپا می‌رفت، پس از انقلاب، در دو کشور ایران و فرانسه زندگی می‌کرد. مهرزاد بروجردی استاد علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز در نیویورک، داریوش شایگان را اندیشوری می‌داند که در دو دوره زمانی یعنی پیش و پس از انقلاب به تولید فکر پرداخته و دوگونه نگاه به غرب در میان آورده است: «او پیش از انقلاب غرب را به سبب «زوال معنویت» می‌نکوهد. غربی که ماده‌گرا، فن‌سالار و غیرعرفانی است. شایگان در کتاب «آسیا در برابر غرب» به میراث ازلی نگاه‌دار آسیا دلبسته است. به باور او ایران نیز بخشی از این امانت ازلی را به ارث برده و می‌بایست با گفت‌وگو با دیگران از این میراث و تمدن بشری به پاسداری برخیزد. به همین دلیل شایگان سال‌ها پیش از خاتمی تمدن‌ها را به گفت‌وگو فرا می‌خواند. در روند انقلاب، اما، او آنچه را که خود «ایدئولوژیک شدن سنت» می‌نامد از نزدیک تجربه می‌کند و به سیاسی شدن مذهب به دست روحانیان و به‌ ویژه روشنفکرانی چون شریعتی می‌نگرد. چنین است که شجاعانه در کتاب «انقلاب مذهبی چیست» به خود مشت و مالی و نیز نقد آن «خود اصالتمندی» که با انقلاب به آن رسیدیم و زنده‌اش کردیم می‌پردازد.» (مجله مهرنامه، اسفند ۱۳۸۸) شاید یکی از بهترین تعابیر درباره این اندیشمند معاصر را بتوان در مقدمه کتاب «آثار و مقالاتی از داریوش شایگان» یافت: «اگر تقسیم‌بندی مشهور آیزایا برلین را از اندیشمندان در کتاب متفکران روس به خاطر داشته باشیم و آثار داریوش شایگان را پیش چشم، قطعاً تأیید خواهیم کرد که او از قماش خارپشت‌های نظام‌ساز نیست که یک چیز بزرگ می‌دانند و می‌کوشند با آن همه چیز را تحلیل و تبیین کنند، بلکه در زمره گروه دوم است: روباه‌ها. آثار او، آثار نقاد نکته‌سنج و ظریفی است که چیزهای بسیار می‌داند و از هر باغی گلی چیده است. بسیار خوانده است و وسیع، و با ذهن باز نگریسته است و پذیرا.»(2) داریوش شایگان، ساعت ۴ عصر پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ دچار سکتهٔ مغزی شدید شد. او صبح پنجشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۷ در بخش مراقبت‌های ویژهٔبیمارستان فیروزگر تهران در ۸۳ سالگی درگذشت. مراسم تشییع پیکر داریوش شایگان در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی صبح دوشنبه ۶ فروردین ماه، آغاز شد و در پایان این مراسم پس از آنکه سید مصطفی محقق داماد، نماز میت را بر پیکر وی اقامه کرد، حاضران شایگان را به خانه ابدی او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه کردند. پی نوشت: 1- داريوش‌ شايگان‌، کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 2- وداع با خالق «آسیا در برابر غرب»، تاریخ ایرانی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها