دفتر حيات طلبه شهيد محمدهادي کاملي، به سال 1341ش در شهرستان ملاير گشوده شد. او پساز گذراندن مقطع ابتدايي و راهنمايي، وارد دبيرستان شد و در همان زمان از دانشآموزان موفق و بااستعدادي بود که مورد احترام همکلاسيها و معلمانش بود. اين شهيد عزيز پساز اخذ ديپلم، مسير تحصيلياش را به سوي حوزه علميه تغيير داد. او در اين مکان مقدس از محضر استادان بزرگوار کسب فيض نمود و علم و عمل را در دو بال پرواز براي خود قرار داد. شهيد کاملي چه قبل از ورود به حوزه علميه و چه پس از حضورش در آن مرکز علمي، بهعنوان يک انسان آزاده مؤمن و فداکار در صحنههاي مختلف مبارزات مردمي حضوري روشن داشت. با شروع جنگ تحميلي، قدمهاي پرصلابتش با جبههها آشنا شد و چنان با حالوهواي مناطق جنگي خو کرده بود که بهراحتي نميتوانست از آن محيط نور، معنويت و صداقت جدا شود. در مورد روحياتش نوشتهاند که جغرافياي ذهنش با تاريخ کربلا گره خورده بود، زمزمههايش بوي عاشورا ميداد. با شعر مأنوس بود و لذت ميبرد و چه عشقي به خواندن مناجات شعبانيه داشت. همسنگرش ميگفت: هميشه اين فراز از دعا، زمزمه لبانش بود که خدايا! اگر مرا در آتش اندازي در برابر همه اهل آتش اين را خواهم گفت که دوستت دارم، عاشقتم. او در خلوت شب، رازونياز ميکرد و سرانجام در عمليات کربلاي پنج در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به صورت و کتفش، سوي جانان پر کشيد و شراب سرخ شهادت را از ساقي شاهدان عالم نوشيد و به مقام شهادت نائل آمد. فرازي از وصيتنامه شهيد پدر و مادر عزيزم، به شما بگويم که چيزي را که خدا بدهد، يک روز ميگيرد. پس چه خوب که ما خود مشتاق آن لقاء و وصال عظيم باشيم. از خدا ميخواهم اين قدمي را که چند ساعت ديگر جهت جهاد در راه خودش برميدارم، با نيت خالص قرار دهد. منبع: وبسایت افق حوزه