رضاشاه در دوران 16 ساله حکومتش، بسیاری از اراضی منطقه شمال و دیگر مناطق کشور را به طرق مختلف تصاحب کرد. پس از استعفای رضاشاه و روی کار آمدن پسر وی به عنوان پادشاه جدید پهلوی، شاه جوان برای کنترل اوضاع و آرام کردن اعتراضات مردمی، تمامی املاک، کارخانجات و مستغلاتی که از سوی رضاشاه به وی رسیده بود را در اختیار دولت قرار داد.در همین زمان محمدرضا پهلوی «سازمان املاک و مستغلات پهلوی» را برای اداره «موقوفه خاندان پهلوی» تأسیس نهاد و باید گفت از همین زمان فعالیت تجاری-اقتصادی این سازمان که در سال 1337 به «بنیاد پهلوی» تغییر نام داد، شروع شد...

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۶
خیریه های درباری
در سال 1328، لایحه‌ ماده واحده‌ای از سوی شاهنشاه تقدیم هیئت رئیسه مجلس شد که بر اساس آن اموال رضاشاهی با عنوان «موقوفه خاندان پهلوی» نامیده شد که عواید آن به ظاهر صرف امور خیریه می‌شد. در همین زمان محمدرضا پهلوی «سازمان املاک و مستغلات پهلوی» را برای اداره «موقوفه خاندان پهلوی» تأسیس نهاد و باید گفت از همین زمان فعالیت تجاری ـ اقتصادی این سازمان که در سال 1337 به «بنیاد پهلوی» تغییر نام داد، شروع شد... آنچه مسلم است نخستین اثر دولتهای حداکثری، شکل‌گیری رانت و رانتخواری است. به نظر می‌رسد حکومت پهلوی را بتوان نمونه کاملی از یک حکومت اقتدارگرای مدرن دانست که با به زیر کشیدن اقتصاد کشور، زمینه‌های ایجاد رانت و فساد را به وجود آورده است. درخصوص فسادهای اقتصادی حکومت پهلوی، می‌توان به مصادیق متعددی اشاره کرد، با این حال به نظر می‌رسد هیچ کدام از آنها به اندازه «بنیاد پهلوی» نقش پررنگی در ایجاد رانت و فساد نداشته‌اند. این مسئله تا حدی قابل تأمل است که «ماروین زونیس» نویسنده کتاب شکست شاهانه، معتقد است «بنیاد پهلوی مهمترین قدرت اقتصادی در ایران پس از دولت بوده و نقش کلیدی در تمام عرصه‌های زندگی عمومی ایرانیان داشته ‌است». از این رو باید گفت بخش بزرگی از منابع مالی بنیاد در فعالیتهای تجاری و برای حفظ قدرت اقتصادی آن مصرف می‌شده و بخش کوچکتری از سرمایه‌های بنیاد به اهداف خیریه صرف اختصاص یافته ‌بود. به نام خیریه به کام دربار همان‌طور که در سطور پیشین گفته شد، محمدرضاشاه «بنیاد پهلوی» را، اسماً به منظور اعمال امور خیریه تأسیس کرد. ظاهرا قرار بر این بود، سودی که از اموال سپرده شده به بنیاد پهلوی حاصل می‌شود صرف امور خیریه و مستمندان شود. غافل از اینکه بنیاد پهلوی به عنوان بزرگترین سازمان اقتصادی شاه و دربار فعالیت می‌کرد و عنوان خیریه گذاشتن بر آن تنها جهت سرپوش گذاشتن به فساد و رانتی بود که در آنجا صورت می‌گرفت. متولی بنیاد پهلوی شخص محمدرضا شاه بود. وی در ابتدا اسدالله علم، معتمدترین فرد و از نزدیکان خاندان پهلوی را به عنوان مدیرعامل این بنیاد انتخاب کرد، از سال 1341 به بعد نیز این سمت به جعفر شریف امامی که همزمان رئیس مجلس سنا نیز بود واگذار شد. چنانچه سود حاصله از درآمد شرکتهای وابسته به بنیاد پهلوی صرف امور خیریه می‌شد، نباید دارایی این بنیاد در مدت 6 سال چندین برابر می‌شد. بنابراین پر واضح است که بنیاد پهلوی نه مرکزی برای انجام امور خیریه و فعالیتهای درست اقتصادی بود بلکه، محلی برای فساد اقتصادی و رانتخواری درباریان و خاندان پهلوی به شمار می‌رفت. نمونه ای از ثروت های بادآورده ی درباری «رئیس کل تشریفات دربار آغاز عملیات خروج شاه و همراهان اعلام کرد که او دستور داد برچسب‌های شناسایی چمدان‌ها، بسته‌ها و صندوق‌های شاه که منقش به آرم دربار و سلطنتی بود به درون کاخ نیاوران آورده شود تا تشریفات لازم و آخرین شناسایی درباره آنها صورت بگیرد. برچسب‌های اختصاصی دربار اینک آماده شده بود تا به چمدان‌ها و صندوق‌ها الصاق گردد. دستور پر کردن و بستن چمدان‌ها و صندوق‌ها در روزهای قبل از خروج شاه با تایید شاه و به دستور فرح صادر شد. فرح دستور داد 384 عدد چمدان و صندوق بسته شود. یک تیم از افراد مورد تایید فرح جمع‌آوری و بسته‌بندی همه‌گونه عتیقه، جواهرات و الماس‌های گرانبها، ساعت‌های تمام‌طلا، تاج و نیم‌تاج‌های تمام زمرد را بر عهده داشتند. این گنجینه از جواهرات و عتیقه‌جات در مکان‌های امن کاخ نیاوران نگهداری می‌شد. فرح بر همه‌ بسته‌بندی‌ها نظارت کامل داشت. بسته‌بندی و جمع‌آوری دلار‌های آمریکایی که از ماه‌ها قبل نقدا جمع شده بودند توسط بخش مالی دربار انجام گردید. تاج شاهنشاهی با 3380 قطعه الماس و 50 قطعه زمرد، 368 حبه مروارید و با وزن 2 کیلو و 80 گرم و از نظر قیمت غیرقابل تخمین و تاج ملکه با 1646 قطعه الماس و تعداد معتنابهی از جواهرات دیگر و طلا به ارزش ده‌ها میلیون دلار به عنوان بخش اندکی از جواهرات ربوده شده سلطنتی هستند. بسته‌بندی این گنجینه‌ها سرعتی خاص را می‌طلبید که باید درون چمدان‌ها و صندوق‌ها جای داده شود. در جریان این بسته‌بندی‌ها بسیاری از جواهرات توسط اعضای تیم بسته‌بندی دزدیده شد و هرگز ردپایی از آنها به‌دست نیامد...» در سال 1328، لایحه‌ ماده واحده‌ای از سوی شاهنشاه تقدیم هیئت رئیسه مجلس شد که بر اساس آن اموال رضاشاهی با عنوان «موقوفه خاندان پهلوی» نامیده شد که عواید آن به ظاهر صرف امور خیریه می‌شد. در همین زمان محمدرضا پهلوی «سازمان املاک و مستغلات پهلوی» را برای اداره «موقوفه خاندان پهلوی» تأسیس نهاد و باید گفت از همین زمان فعالیت تجاری ـ اقتصادی این سازمان که در سال 1337 به «بنیاد پهلوی» تغییر نام داد، شروع شد... آنچه مسلم است نخستین اثر دولتهای حداکثری، شکل‌گیری رانت و رانتخواری است. به نظر می‌رسد حکومت پهلوی را بتوان نمونه کاملی از یک حکومت اقتدارگرای مدرن دانست که با به زیر کشیدن اقتصاد کشور، زمینه‌های ایجاد رانت و فساد را به وجود آورده است. درخصوص فسادهای اقتصادی حکومت پهلوی، می‌توان به مصادیق متعددی اشاره کرد، با این حال به نظر می‌رسد هیچ کدام از آنها به اندازه «بنیاد پهلوی» نقش پررنگی در ایجاد رانت و فساد نداشته‌اند. این مسئله تا حدی قابل تأمل است که «ماروین زونیس» نویسنده کتاب شکست شاهانه، معتقد است «بنیاد پهلوی مهمترین قدرت اقتصادی در ایران پس از دولت بوده و نقش کلیدی در تمام عرصه‌های زندگی عمومی ایرانیان داشته ‌است». از این رو باید گفت بخش بزرگی از منابع مالی بنیاد در فعالیتهای تجاری و برای حفظ قدرت اقتصادی آن مصرف می‌شده و بخش کوچکتری از سرمایه‌های بنیاد به اهداف خیریه صرف اختصاص یافته ‌بود. همان‌طور که در سطور پیشین گفته شد، محمدرضاشاه «بنیاد پهلوی» را، اسماً به منظور اعمال امور خیریه تأسیس کرد. ظاهرا قرار بر این بود، سودی که از اموال سپرده شده به بنیاد پهلوی حاصل می‌شود صرف امور خیریه و مستمندان شود. غافل از اینکه بنیاد پهلوی به عنوان بزرگترین سازمان اقتصادی شاه و دربار فعالیت می‌کرد و عنوان خیریه گذاشتن بر آن تنها جهت سرپوش گذاشتن به فساد و رانتی بود که در آنجا صورت می‌گرفت. متولی بنیاد پهلوی شخص محمدرضا شاه بود. وی در ابتدا اسدالله علم، معتمدترین فرد و از نزدیکان خاندان پهلوی را به عنوان مدیرعامل این بنیاد انتخاب کرد، از سال 1341 به بعد نیز این سمت به جعفر شریف امامی که همزمان رئیس مجلس سنا نیز بود واگذار شد. در واقع این بنیاد به جای اینکه بخشی از درآمد خود را صرف توسعه آموزش و امور خیریه کند، تبدیل به دانشگاهی برای آموزش رانت به درباریان شده بود. شدت این فساد در دو سال پایانی حکومت پهلوی آشکار گشت، زمانی که به واسطه افزایش تورم و بیکار شدن بسیاری از کارگران شرکتها و کارخانجات خصوصی، بنیاد پهلوی بسیاری از ثروت منقول خود را به خارج از ایران منتقل کرد و با خالی کردن خزانه کشور از درآمدهای نفتی، زمینه را برای اضافه شدن طبقه کارگر به صف انقلابیون فراهم نمود و همین مسئله در انتها منجر به سقوط حکومت پهلوی شد. پی نوشت: 1- گزارشی از دارایی های خاندان پهلوی، سایت تابناک 2- خاندان پهلوی در مسیر ثروت‌اندوزی، فرود نودهی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها