احمد شاه قاجار هفتمين و آخرين پادشاه سلسله قاجار بود، او در 121 سال پیش در تبريز متولد شد. وي كه قبل از رسيدن به مقام سلطنت «احمدميرزا» خوانده ميشد، مانند پدرش محمدعلي شاه معلمان و مربيان روسي داشت. «اسمير نوف» معلم روسي او كه افسر ارتش روسيه بود در او نفوذ فراوان داشت. در10 سالگي وليعهد شد و در 13 سالگي متعاقب فتح تهران توسط مجاهدين به سلطنت رسيد. با اين حال تا 18 سالگي و رسيدن به سن قانوني نقشي در اداره كشور نداشت . احمد ميرزا در ارديبهشت 1292 با دختري از سران قاجار ازدواج كرد. يك سال بعد با رسيدن به سن قانوني در تير 1293 تاجگذاري كرد و 17 سال پادشاه بود. از احمدشاه قاجار به عنوان پایبندترین پادشاه قاجار و ایران به قانون، مشروطهخواهی و دموکراسی یاد شده است! پایبندی وی به قانون مشروطه چه از موضع ضعف ناشی از بیم دچارشدن به سرنوشت محمد علی شاه پدر بوده باشد و یا اعتقاد قلبی به قانون مشروطه و آرمانهای آن، فرصتی را فراهم آورده بود تا مگر گشایشی در کار فروبسته جامعه حاصل شود؛ اما هرج و مرجهای بهوجود آمده و ظهور رضاخان در سحرگاه اسفند 1299 یک بار دیگر در نهایت شگفتی، متجددین و حتی برخی از افراد خوشنام آن روزگار را واداشت تا دگرباره به اراده یا اجبار و یا با ترویج اندیشه استبداد منور، رای به ترجیح امنیت بر آزادی دهند. با این وجود سادهاندیشانه خواهد بود اگر عزل احمدشاه را از سلطنت در آبان ماه 1304 توسط مجلس شورای ملی نقطه پایان سلطنت قاجارها در ایران ارزیابی کنیم چرا که نقطه پایان سلطنت قاجار در ایران در سحرگاه سوم اسفند 1299 به فرماندهی نظامی رضاخان میرپنج به عنوان فرمانده قزاقها گذاشته شد. کودتای سوم اسفند 1299؛ گامی در جهت ثبات ایران! وضع سیاسی ایران در پایان سال 1299 بسیار پیچیده بود، نهضتهای آزادیبخش در نقاط مختلف توسعه مییافت و قرارداد1919 از هرسو مورد هجوم قرار گرفته بود و انگلیس با تمام علاقهای که به آن داشت از تصویب آن توسط مجلس ایران مایوس شد. با بروز انقلاب روسیه هم انگلیس دیگر نمیتوانست علنا مثل گذشته از سیاست تسلط آشکار پیروی کند. به همین جهت انگلیس تصمیم گرفت که یک حکومت نیرومند و فعال که تمرکز قدرت را در دست داشته باشد، به وجود آورد. در چنین اوضاع و احوال دشواری رضاخان پهلوی در فوریه 1921 با حمایت انگلستان از قزوین به تهران آمد و قدرت را در درست گرفت. سیدضیاءالدین طباطبایی به سمت نخست وزیری رسید و رضاخان وزیر جنگ شد. سید ضیا قرارداد1919 را لغو کرد و با وعده تقسیم زمین بین کشاورزان، تقویت ارتش برسر کار آمد. از طرف دیگر دولت انگلیس درخواست دولت سید ضیا مبنی بر خروج از ایران را هم اجابت کرد و در مقابل لغو قرارداد1919 پاسخ مثبت اعلام کرد. اقتدار و ابهت سلطنت قاجارها در ایران ، پیش از این در پایان استبداد صغیر، فتح تهران و برکناری محمدعلیشاه قاجار به وسیله فاتحین شکسته شده بود، اگرچه شیرازه سلطنت قاجارها با آغاز سلطنت مظفرالدین میرزای بیمار و در ادامه، گردن نهادن وی به مشروطهخواهان سست شده بود. آخرین تلاشهای مهم برای تثبیت اقتدار قاجارها در ایران به وسیله محمدعلیشاه برداشته شد، اما زیادهروی وی و شتابآلود بودن او به یکباره آخرین امیدهای اقتدارطلبان و سلطنتطلبان را برای تثبیت حکومت قاجارها بر باد داد. با کودتای سوم اسفند در حقیقت فرماندهی کل قوا که تنها وسیله و آخرین اهرم نگهدارنده و اقتدار سلطنت قاجارها بود، از این تبار گرفته شد. اگرچه مجلس در 25 بهمن 1303 با تصویب نمایندگان، فرماندهی کل قوا را به صورت قانونی از احمدشاه گرفت و رضاخان به فرماندهی کل قوای ایران، منصوب شد، اما در حقیقت از همان روزی که احمدشاه به همراه ولیعهد خود از کاخ گریخت و از ترس مهاجمان در کاخ فرحآباد پناه گرفت، فرماندهی کل قوا از وی ستانده شده بود. احمد شاه سه سال پس از خلع شدن از مقام سلطنت در 32 سالگي در يكي از بيمارستانهاي پاريس درگذشت. جنازه او طبق وصيتش به عراق حمل شد و در كربلا نزد مقبره پدرش به خاك سپرده شد. از مقامات دولتي ايران هيچ يك در مراسم تشييع جنازه او شركت نكردند. پی نوشت: 1- احمد شاه قاجار، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی 2- زندگی سیاسی سلطان احمدشاه، حسین مکی