گناه همیمالان یا خصمان، گناه نسبت به خلق و مردم است و شخص گناهکار را در برابر مدعى و کسى قرار مى دهد که از آن گناه آسیب دیده است:

یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

گناه، درجات گناه و مجازاتهای آن در دین زرتشتی (1)

گناه، درجات گناه و مجازاتهای آن در دین زرتشتی (1)

در کلیه آیین ها و فرهنگ ها کارهاى زشت و ناپسند و اعمال نیک و بد انسانى، به خصوص رفتارهایى که درآنها به حقوق دیگران تعرض مى شود بشدت نهى و گناه محسوب مى شود و مجرم و گناهکار باید به تناسب عملى که انجام داده، به کیفر و مجازات برسد. با تعریف هاى متفاوتى که از گناه و گناهکار در میان اقوام و ملل مختلف مى شود، این مجازات ها تا حد بسیار زیادى با هم فرق دارند، زیرا ممکن است رفتارى از نظر گروهى بسیار ناپسند و در نظر دیگران اینگونه نباشد. به همین دلیل براى گناه از جنبه هاى حقوقى و معنوى در میان مردمان جهان تعریف ها و قوانینى وضع شده، که افراد هر جامعه مطابق با قوانین مدنى و مذهب و آیین شان ملزم به اجراى دقیق آنها هستند. در یونان قدیم، کوتاهى انسان از وظایف خود در برابر خویش و در برابر دیگران و جهان گناه محسوب مى شد، و این کوتاهى را ناشى از نادانى مى دانستند. در دین مسیحیت گناه، نقض عمدى دستورات الهى است و آن را ناشى از غرور و اعجاب به نفس و سرکشى و نافرمانى آدمى مى شمارد. این اعتقاد دنباله اعتقاد یهود و کتاب عهد قدیم است. بنابر کتاب مقدس، «تجاوز از شریعت اقدس الهى (ایوب 3:4) و یا هر گونه ناراستى گناه است (ایوب 5:17). هر چند در کتاب مقدس مبدأ پیدایش گناه را به والدین اول ما (آدم و حوا) نسبت مى دهد، لذا هیچ کس بدون گناه نمى باشد؛ اما گناه نیز بر حسب جرم آن متفاوت است، چنانکه یوحنا در نامه اول فصل (5:16) در میان گناهى که منتهى به موت و گناهى که منتهى به موت نیست فرق مى گذارد و مفاد آیه این است که انسان بدان درجه مى رسد که روح مقدس خدا را از خود خارج کرده و از هر شفاعتى محروم مى گردد. و باید دانست که گناهى نیز هست که به هیچ وجه آمرزیده نشود و آن گناه و ضدیت به روح القدس مى باشد (متى 12:31ـ32)». در مسیحیت گناه رابه گناه اصلى (یا گناهکارى ذاتى) و گناه عملى تقسیم کرده اند. گناه اصلى وضعى است که انسان در آن به دنیا مى آید و صفات و خصال انسان را، از حرص و طمع و میل بشر، در خود دارد.گناه عملى گناهى است که متعلق به اعمال انسان است، اعم از فکر بد یا سخن بد یا عمل بد. گناهان عملى نیز به گناهان مرگبار و گناهان قابل بخشایش تقسیم مى شود، که تقریبا با جزیى تفاوت در تعریف و مصداق نظیر گناهان کبیره و صغیره در دین اسلام است.در شریعت اسلامى گناه یا معصیت به هر عقیده یا عملى که بر خلاف عقاید و احکام دین اسلام باشد، اطلاق مى شود. مطابق با این تعریف، شرک، قتل نفس، خیانت، دزدى، دروغ، زنا، ترک نماز و روزه و غیره گناه محسوب مى شوند، و این گناهان بر حسب اهمیتشان به گناهان کبیره و صغیره تقسیم مى شود. همچنین گناهان اعتقادى که بر خلاف اصول دین باشند، مانند شرک، انکار نبوت پیغمبر اسلام، و انکار معاد موجب ارتداد و خروج شخص از دین اسلام مى شود.

گناه در دین زرتشتی

در دین زرتشتى گناهان به سه دسته تقسیم مى شوند و هر دسته شامل گناهانى دیگر است:
1ـ گناه روان ـ گناهى است که روان را مى آزارد و اثرات آن پس از مرگ جسمانى، باعث اذیت و آزار روح مى گردد.
2ـ گناه همیمالان یا خصمان ـ گناهى است که در این دنیا براى آن شاکى وجود دارد و کفاره آن باید به شاکى پرداخت شود.
3ـ گناه عبور از پل ـ گناهى است که با کفاره و تاوان دادن از بین مى رود و سرنوشت شخص را در روز داورى در عبور از پل چینود معین مى سازد.
گناه همیمالان یا خصمان، گناه نسبت به خلق و مردم است و شخص گناهکار را در برابر مدعى و کسى قرار مى دهد که از آن گناه آسیب دیده است: «آن گناه که اندر (=نسبت به) مردمان باشد، گناه همیمالان و دیگر گناهان، گناه روانى خوانده مى شود». براى جبران گناه همیمالان باید به خصم یا مدعى تاوان پرداخت و وى را راضى و خشنود نمود: «این گناه است که هیچ توجش (=تاوان براى بخشودگى) نیست، الا که از آن کس که ترا گناه در وى جسته باشد، آمرزش خواهى. (اگرنه) پس در چینود پل آن روان را باز دارند تا آنگاه که خصم او در رسد و دادى از وى بستاند آنگاه رهایى یابد».
اما گناه روانى همانطور که از نامش پیداست، بر خلاف گناه همیمالان و گناه عبور از پل، گناهى است که اثرات آن به روان شخص گناهکار باز مى گردد و نه کس دیگر. اگر گناه جبران نشود و تاوان آن پرداخت نشده باشد، آمار آن به بامداد روز چهارم درگذشت بر سر چینود پل خواهد افتاد،آنجا که نیک و بد اعمال انسانها به وسیله ترازوى دقیق و زرین رشنو (رشن) راست توزین و سنجیده مى شود: «پس از مرگ تا سه شبانه روز روان به بالین تن نشیند، و روز چهارم بامدادان به همراهى سروش مقدس و واى (ایزدباد ) نیک و بهرام نیرومند از ستیزه اهریمن و یارانش رهایى یافته، از پل چینود (که هر مؤمن و کافرى بدان مى آید) مى گذرد. آنگاه رشن عادل اعمال او را مى سنجد؛ با ترازوى مینوى که به هیچ سوى گرایش ندارد؛ نه براى مؤمنان و نه براى کافران... و سرور و فرمانروا را با خردترین مردم در داورى یکسان به شمار مى آورد».گناه عبور از پل گناهى است که با کفاره و تاوان دادن اثرات سوء آن از بین رفته و در روز داورى، مانعى براى عبور شخص از پل چینود ایجاد نمى کند. این گناه را مى توان نقطه مقابل گناهانى چون: تنو p s§o¦ - tanu¦ و آنا an-a¦p r ¶a دانست که در اوستا از آنها به عنوان گناهان بى توبه یاد شده و گناهکار بدون هیچ بخشایشى مرگ ارزان و مستحق مرگ به شمار مى رود و با توبه و تاوان از مجازات آخرت بخشوده نمى شود. اما نکته جالب و قابل توجه این است که در دین زرتشتى برخلاف ادیان ابراهیمى، پادافراه ابدى نیست و همه مردم سرانجام به بهشت در مى آیند و به ستایش عظمت و جلال خداوند مى پردازند. «خداوند مخلوقات خویش را به خاطر گناهانى که در زمان مرتکب شده اند، هر چند آن گناهان زشت و هراس انگیز باشد، به شکنجه و عذاب ابد محکوم نمى سازد. گناهکاران در دوزخى موقتى که اهریمن و دیوان همدست او بر آن نظارت مى کنند، پادافراه مى بینند و بسیار سخت هم پادافراه مى بینند، اما هیچ خداى خوبى نمى تواند عذاب الیم ابدى نصیب آفریدگان خویش، هرچه گناهانشان هم سهمگین بوده باشد، گرداند؛ زیرا این هم بر خلاف خوبى او و هم بر خلاف عدالت او است».

درجات گناه در دین زرتشتی

تعریف گناه و درجات آن در کتب پهلوى

گناه در پهلوى، ویناه Vina¦h (گناه، خراب کردن)؛ در شایست ناشایست، بخش اول که داراى چهار بند است، از درجات و

مراتب گناهان و عناوین آنها چنین یاد شده است: «چنان که از اوستا پیداست، در «جد دیوداد» (= وندیداد) گفته شده است که این هشت پایه (= درجه و مرتبه) گناه در دین گفته شده است؛ که چنین است:

1. فرمان 2. سروشوچر نام 3. آگرفت 4. اویرشت 5. اردوش 6. خور 7. بازاى 8. یات 9. تناپوهل. 10. مرگ ارزان .برخى از این گناهان داراى کیفر و تاوانى سبک هستند که با توبه و تعداد معین تازیانه اثرات آن از بین مى رود ولى برخى دیگر چون گناه تناپوهل، تاوانى سنگین داشته و شخص گناهکار بعد از تحمل کیفرهاى سخت به اعدام محکوم شده و در خور مرگ است. لازم به ذکر است که براى چنین گناهانى اعدام هاى گوناگونى در نظر مى گرفتند.

توضیح و شرح گناهان مذکور بنابر متون پهلوى چنین است:

1ـ فرمان :frama¦n کمترین درجه گناه فرمان است و چه بسا که با پشیمانى فرد و پتت patet یا توبه کردن و پتت خوانى بخشوده شود. در خانه اى هر گاه کسى «ویدران» شود، یعنى بمیرد، اگر تا یک ماه در تابستان و تا نه شب در زمستان، کسى بدان خانه رود مرتکب گناه شده است. غذاهاى پخته نشده در تابستان یک ماه و زمستان نه شب و روز نباید به کار رود. آتش و آب به چنین خانه اى تا مدت یاد شده نباید برده شود که هر گاه کسى چنین کند، مرتکب گناه شده است. در این مدت اگر کسى آب بدان خانه برده و در محلى که مرگ روى داده بریزد، مرتکب یک فرمان گناه شده و یا در مدت ممنوع بدان خانه اندر شود، گناهش همین مقدار است».بسیارى از گناهان دیگر نیز موجب گناه فرمان مى شود که شخص خاطى بنابر روایت پهلوى باید با صدقه دادن و یا تحمل چند ضربه شلاق، تاوان آن را مى پرداخت. بطور مثال استفاده نادرست از آتش، هرگاه کسى بعضى مراسم دینى را برگزار نکند، یک فرمان گناه کرده است، و یا راه رفتن با یک پیراهن بدون کشتى بستن، از گام نخست تا چهارم، مرتکب یک فرمان گناه شده است. لازم به ذکر است که از نخستین پایه گناهان در اوستا ذکرى نیست. در وندیداد پهلوى اصطلاح frama¦nspo¦xtan (= به تعویق انداختن یا اجرانکردن دستور یا تقاضا) و در پتت پشیمانى بلندhandarzframa¦n (=اندرز فرمان، دستور و تقاضا در وصیت یا توصیه و سفارش) مى آید که محتمل است واژه فرمان یا فرمانى، کوتاه شده آنها باشد. در این پتت، گناه «اندرز فرمان» سرپیچى از وصیت در گذشتگان یا توصیه و سفارش مسافران تعریف شده است. تاوان و پادافراه آن در منابع گوناگون یکسان نیست و به دلیل ارزش و نقشمندى وصیت در جهان باستان، مثلا در تقسیم ارث خاندان، گاهى سبک ترین گناه نیز به شمار نمى آید.
2ـ سروشوچرنام :sro¦s§oc§arana¦m اگر شخصى از انجام وظایف و مراسم دینى کوتاهى کرده باشد، مرتکب این گناه شده است. همچنین به معنى شلاق است که موبدان ملقب به «سروشاورز sro¦s§a¦warz» آن رابه دست مى گرفتند و خطا کاران را مجازات مى کردند. این موبدان حدود شرعى را چون شلاق زدن، انواع مجازات هاى مرگ ارزانى و اعدام را اجرا مى کردند.
3ـ آگرفت یا آگریفت :() a¦grift گناه ضرب و جرح؛ در وندیداد (17/4) در تعریف آن آمده: «کسى که به آهنگ زدن دیگرى برخیزد، گناهش آگرپته است».
4ـ ایریشت :o¦yris§t دراوستا «اوایریشته» به معنى (تاب دادن و گرداندن) ـ گناه اقدام به حمله با سلاح ـ این جرم در اصطلاح فقهى آن است که کسى به قصد ایراد ضرب و جرح دیگرى، سلاح و رزم افزارى به دست گرفته، تاب دهد و آهنگ زدن دیگرى رابکند، اما ضرب و جرحى وارد نکرده و طرف مقابلش زخمى نشود. درباره این گناه و حدود شرعى آن در وندیداد، فرگرد چهارم بند 25ـ22 توضیحاتى آمده است. در ابتداى بند 22 اشو زرتشت از اورمزد درباره این گناه چنین مى پرسد: کسى که به گناه «اوایریشت» آلوده شود، پادافره گناهش چیست؟ اهوره مزدا پاسخ داد: ده تازیانه با اسپهه اشترا، ده تازیانه با سروشوچرن. دومین بار پانزده تازیانه با اسپهه اشترا، پانزده تازیانه با سروشوچرن. سومین بار سى تازیانه با اسپهه اشترا، سى تازیانه با سروشوچرن. چهارمین بار پنجاه تازیانه...، پنجمین بار هفتاد تازیانه...، ششمین بار نود تازیانه... و بالاخره کسى که براى بار هفتم و هشتم مرتکب این گناه شود، بى آنکه تاوان بارهاى پیشین را داده باشد، کردار او کردار «پشوتنو» است. تاوان این جرم تا حدودى شبیه به مجازات و تاوان گناه آگرفت است. چون این گناه فقط در تعداد تازیانه درباره اول تا ششم با آگرفت تفاوت دارد، ولى در بار هفتم و هشتم در هر دو گناه شخص گناهکار، کردارش «پشو تنو» محسوب شده و باید دویست ضربه شلاق اسب رانى (اسپهه اشترا) و دویست ضربه شلاق فرمانبردارى (سروشوچرن) به او زده شود.
5 ـ اردوش ardus§: در اوستا آردوش ar dus§، نام گناه ضرب و جرح است به طورى که کسى مضروب یا مجروح نشود. به عبارتى دیگر اگر کسى باافزارى آغاز به زدن کسى کند، اما به گونه اى که او زخمى نشود و یا اگر زخمى به او وارد شد، در مدت سه روز درمان پذیرد. در برهان قاطع اردوش ardus§ ضبط شده به معنى «نام مقدار معینى است از گناهان به زعم فارسیان». از این گناه و کیفر و تاوان آن در وندیداد فرگرد چهارم بند 29ـ25 با مشخص کردن تعداد تازیانه ها یاد شده است. بنابر توضیح وندیداد (4، بند17) به دنبال وقوع این گناه، اگر کسى پنج بار مرتکب گناه اردوش بشود، همه تن و جسم او پر از گناه مى شود.

گناه روانى همانطور که از نامش پیداست، بر خلاف گناه همیمالان و گناه عبور از پل، گناهى است که اثرات آن به روان شخص گناهکار باز مى گردد و نه کس دیگر


6ـ خور :xwar در اوستا خور xvara
7ـ بازاى :ba¦za¦y نام گناه کسى است که دیگرى را چنان بزند که استخوانى از وى را بشکند. «دراوستا بازوجته ba¦zu- jata همان است که در پهلوى به صورت «بازاـ زنشنیه ba¦za¦- zanis§nâ¦h» یاد شده است، و آن زدن زخم و ضربه بر دست است که موجب بریدگى و شکستگى شود. حد بریدگى را تا سه انگشت ذکر کرده اند و پادافراه و تاوان آن شست استیر است».
8ـ یات :ya¦t دراوستا «یات ya¦ta»؛ نام گناه ایراد ضرب و جرح که موجب خونریزى یا نقص عضو شود. از این درجه گناه در وندیداد ذکرى نیست، اما در شایست ناشایست بخش هاى یازده و شانزدهم از این گناه و تاوان آن یاد شده است که توضیح آن در ادامه خواهد آمد. این گناه عبارت از زدن و زخمى کردن پاى کسى است که اندازه آن چهار انگشت بریدگى و یا شکستگى مى باشد.

9ـ تناپوهل tana¦puhl یا تنافور: دراوستا تنوپرثه به معنى «تن به سزا رسیده» یا پشوتنو یعنى تن به سزا ارزانى یا تن محکوم و به عبارتى به معنى «کسى که تن خود را باید براى گناهى که کرده است بدهد» آمده است. در گزارش پهلوى تناپوهل یگانیه؛ تناپوهل و یا تناپوهر؛ و در پازند تنافور شده و در توضیح افزوده شده: مرگ ارزان، یعنى به مرگ ارزانى یا در خور مرگ. واژه پشوتنو در گاثاها (یسنا، هات53، بند9) فقط یکبار ذکر شده، اما در جاهاى دیگر اوستا چون مهریشت، بند97، و وندیداد، فرگرد چهارم، بند20 و غیره بسیار به آن بر مى خوریم و در اکثر موارد این کلمه در توصیف گناهکارى است که سزاى گناهش دویست تازیانه با «اسپهه اشترا»، دویست تازیانه با «سروشوچرن» است. لازم به ذکر است که در وندیداد به دو تعریف که در مقابل یکدیگرند بر مى خوریم. در یک جا (فرگرد5، بند1) مى خوانیم که پشوتنو گناهانى است که اگر مردمان بدانها دست بیالایند، پشیمانى و دادن تاوان آنان را رهایى نمى بخشد، و در جایى دیگر (فرگرد 16، بند18) آمده است که پشوتنو گناهى است ساده تر از تناپوهل که مرگ ارزان باشد.در اوستا درجه گناه تنوپرثه، پشوتنو یا تناپوهل بسیار سخت و سنگین و پس از گناهان مرگ ارزان از بزرگترین گناهان و جرایم محسوب مى شود. دارمستتر اذعان دارد که «پشوتنو در اصل معنى مرگ ارزان داشته و بعدها تعدیل شده و به هر گناهکارى که سزاى گناهش دویست تازیانه یا دادن تاوانى برابر هزار و دویست درهم باشد، اطلاق گردیده است». 
10ـ مرگ ارزان :Margarza¦n نام گناهانى است که ارتکاب آنها حد شرعى مرگ را در پى دارد. براى اجراى این حکم سر محکوم را افراد تعلیم دیده و کار آمد به شیوه اى خاص قطع مى کردند، و یا بدن آنان در تخته بندهاى مخصوصى آن چنان تحت فشار قرار مى دادند که همه استخوان ها خرد شود. چنانکه در وندیداد، روایت پهلوى، روایات داراب هرمزدیار، صد در بندهش، وجرکرد دینى و... آمده، زنده پوست کندن، مثله کردن (تکه تکه کردن اندامها) و خرد کردن استخوان ها، سر بریدن، وارونه دفن کردن و غیره از انواع رایج اجراى حکم اعدام بوده است. مثلا در یکى از روشها که در فرگرد چهارم وندیداد، بند 50 بدان اشاره شده است، با کاردهاى فلزى، استخوان ها و بندبند اعضاى بدن را از مفاصل در حالى جدا مى کردند که شخص کاملا زنده بود و خود شاهد این قساوت و اجراى احکام ددمنشانه بوده است. 

منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها