
امير مؤمنان در مورد صبر فرمودهاند : «وَعَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصبر مِنَ الاِيمانِ كَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَلا خَيْرٍ في جَسَدٍ لا رَأسَ مَعَهُ وَلا في ايمانٍ لا صَبْرَ مَعَهُ ، ايمان بي صبر و استقامت، بسان تن بي سر است كه بصورت يك لاشه غير مفيد در ميآيد (نهج البلاغه3/168 /ط عبده) . اهميت صبر چنان است كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند ( و جَعلَنا مِنهُم ائمّةً يهدونَ بأمرنا لما صَبَروا / در واقع ريشه امامت و رهبرى صبر است سجده، آيهى 24). از طرف ديگر اين نقص عضو هم براي خود انها هم براي اطرافيان انها مسلما يک امتحان ويژه الهي است . امام صادق عليه السلام مي فرمايد: ما من قبض و لا بسط الا و لله فيه مشية و قضاء و ابتلاء/ هيچ گرفتگي و هيچ گشايشي نيست , مگر اينکه خدا در آن , خواست و حکم و آزمايش را قرار داده است .
اسلام نه تنها اين گروه را از انجام يك رشته تكاليف معذور شمرده است، بلكه جامعه را به ياري اين گروه دعوت نموده است. اينك براي آشنائي با چنين دعوت، يك رشته احاديثي را متذكر ميشويم.
قال رسول الله (ص): «مَنْ اَعاَن ضَعيفاً في بَدَنِهِ، علي اَمْره اًعانَهُ اللهُ عَلي اَمْره، وَ نَصَبَ لهُ في القيامَةِ مَلائكة يعينونَهُ عَلي قَطْع تلكَ الاهوال و عُبورِتلكَ الْخنادق منِ النار، حَتّي لا يصيبَه مِن دُخانها، و علي سمومها و علي عبورِ الصراطِ الي الجَنَّةِ سالماً آمِناً وَ مَنْ اَعانَ ضعيفاً في فَهْمِهِ وَ مَعْرِفَتَهِ، فَعَلَّمُه حُجَّتَه علي خَصْمِ الدينِ طُلابِ الباطِلِ، اَعانَه اللهُ عِندَ سَكَراتِ الْموتِ علي شَهَادَةِ اَن لااِلهالا اللهُ وَحْدَهُ لا شريكَ لَهُ و انَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوله واْلاقِرار بما يتصل بهما وَالاعِتقادِ لَهُ حَتَّي يَكونَ خُروجُهُ مِن الدّنيا وَ رُجُوعُه اِلَي اللهِ عَزَّوجَلَّ عَلي اَفْضّلِ اَعمالِهِ وَ اَجَلِّ اَحوالِهِ، فَيُحيي عِندِ ذلك بروح و ريحان وَ يبشرُبِانَّ رَبَّه عَنْهُ راض وَ عَليه غَيْرُ غَضبان (بحارالانوار، 75/21)پيامبر گرامي (ص) فرمود: كسي كه ناتوان و معلولي را در كارهايش ياري دهد، خداوند او را ياري كند و در روز قيامت بر او فرشتگاني ميگمارد كه او را از خطرات منازل آخرت محافظت مينمايند و او را سالم به بهشت ميرسانند. كسي كه فرد ناتواني را در فهم مطلبي ياري دهد و دلائل آئين او را بر ضد دشمنان تعليم دهد خداوند او را در سكرات مرگ بر اداي شهادتين ياري مينمايد، و رفتن او از اين دنيا و بازگشت وي به سوي خدا را با بزرگترين اعمال همراه ميسازد و به او بشارت خوشنودي خداوند داده ميشود». جمله «مَن اَعانَ ضَعيفاً في بَدّنِهِ...» مربوط به پرستاري از بيماران و امثال آن است. جمله «من اَعان ضعياً في فَهْمِهِ ...» مربوط به كمكهاي تعليمي است كه طبعا كمك به افراد استثنائي و عقب مانده را نيز در برميگيرد .
درحوادث زندگي ايت الله بهاء الديني امده است روزي در مکه مکرمه وي به محضر امام زمان (ع) شرفياب ميشود در ان جلسه امام عصر نسبت به يکي از شيعيان ابراز خوشحالي مي کنند . ايت الله بهاءالديني چند روز بعد جريان را به ان مومن گزارش ميدهد و علت را از او جويا ميشود وي ميگويد : من کار خاصي انجام نداده ام، فقط مادرم از کار افتاده است و خودم شخصا کار رسيدگي به او را متقبل شده ام . (کتاب سيري در افاق به نقل از استاد حيدري کاشاني )
به اين دو حديث شريف در مورد مراقبت از معلولين توجه کنيد :
پيامبر فرمود : من سعي لمريض في حاجه قضاها او لم يقضها ، خرج من ذنو به کيوم ولدته ولدته امه .( هر کس در براوردن نياز بيماري بکوشد چه انرا براورد وچه نتواند انر براورده کند از زير بار گناه خويش بيرون ميرود مثل ان روز که از مادر خويش زاده شده است . ).( الامالي ص 517 )
شما خواننده عزيز توجه داريد رسيدگي به بيمار انچنان فضيلت دارد که اگر هم انسان نتواند انرا براورده کند ثوابي ان چنان عظيم در روايت بالا براي ان ذکر شده است . معلوم است توجه به معلولي که دائما در حال نوعي مريضي جسمي به سر ميبرد چقدر در درگاه خداوند ارزش دارد.
در کتاب شريف کافي امده است: مرازم نقل کرد با محمد بن مصادف همسفر شدم چون به مدينه وارد شديم بيمار شدم . او در اين مدت به مسجد مي رفت و مراتنها مي گذاشت . از اين کار به مصادف گلايه کردم او هم جريان را به امام صادق گزارش داد امام فرمود : نشستن تو نزد او از نماز خواندنت در مسجد پيامبر بالاتر است . ( کافي ج 4 ص 545 )
در پايان مطلبي از شهيد مطهري در مورد بلاها و گرفتاريها اورده ميشود اميد است مورد استفاده واقع شود :
آيا اين چيزهايي كه موجب آزمايش بشر است خيرند يا شر ؟ ممكن است چيزي به ظاهر خير باشد يعني نعمت باشد و ممكن است چيزي شر باشد يعني بلا باشد ولي عمده اين است كه انسان در مقابل آن چيزي كه موضوع امتحان اوست چه عكسالعملي نشان ميدهد . ممكن است عكسالعمل انسان درباره نعمت و بلا بهگونهاي باشد كه هر دو براي او نعمت بشود و ممكن است عكسالعمل او در برابر نعمت و بلا به گونهاي باشد كه هر دو براي او نقمت شود . اين است كه نبايد هر چيزي را كه مايه امتحان انسان است بد دانست بلكه بايد آن را خوب دانست .امتحانهاي الهي براي اين جهت است كه انسان در خلال آن گرفتاريها [ كمال يابد ] . گرفتاري در نعمت يك جور گرفتاري است و گرفتاري در نقمت جور ديگر است .
همه چيز براي اين است كه انسان گرفتار آن شود و خود را از آن آزاد كند . انسان در دنيا نيامده كه از كنار نعمتها و از كنار بلاها و گرفتاريها بگذرد ، بلكه آمده است در درياي نعمتها و در درياي گرفتاريها خودش را بيندازد و سالم بيرون بيايد . اگر كسي در عمرش اساسا خودش را در بلايا و مصائب و سختيها قرار ندهد و هميشه از كنار ان بگذرد ، هرگز چيزي نميشود . اگر كسي هم اساسا دستش به نعمت نرسد كمالي كه در اين دنيا بايد پيدا كند ، پيدا نميكند .
كمال انسان به اين است كه در دنيا ، هم با نعمتها و هم با شدتها هرچه بيشتر درگير شود و از اين درگيري آزاد بيرون بيايد . در مورد ابتلاها حديثي هست از امام صادق عليه السلام كه ميفرمايند : ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا » ( بحارالانوار ، ج 15 ، جز اول ، ص 55) يعني خداي متعال آنگاه كه بندهاي را دوست بدارد او را در درياي بلا فرو ميبرد. غت، فرورفتن در آب است ، تشبيه به فرورفتن در آب شده است .
پيغمبر اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به خانه يكي از مسلمانان دعوت شدند ، وقتي وارد منزل او شدند مرغي را ديدند كه در بالاي ديوار تخم كرد و تخم مرغ نيفتاد يا افتاد و نشكست . رسول اكرم در شگفت شدند . صاحب خانه گفت : آيا تعجب فرموديد ؟ قسم به خدايي كه تو را به پيامبري برانگيخته است به من هرگز آسيبي نرسيده است . رسول اكرم برخاستند و از خانه آن مرد رفتند ، گفتند كسي كه هرگز مصيبتي نبيند ، مورد لطف خدا نيست . ( بحار الانوار ، ج 15 ، جزء اول ص 56 ) . از حضرت صادق ( ع ) روايت شده است كه : « ان اشد الناس بلاء الانبياء ، ثم الذين يلونهم ، ثم الامثل فالامثل » ( بحار الانوار ، ج 15 ، جزء اول ص 53) . پر گرفتاري ترين مردم انبياء هستند ، در درجه بعد كساني كه از حيث فضيلت بعد از ايشان قرار دارند ، و سپس هر كس كه با فضيلت تر است به ترتيب از بالا به پايين(گرفتاري او بيشتر است ) . بلا از براي دوستان خدا لطفي است كه سيماي قهر دارد ، آنچنانكه نعمتها و عافيتها براي گمراهان و كساني كه مورد بي مهري پروردگار قرار ميگيرند ، ممكن است عذابهايي باشند اما به صورت نعمت ، و قهرهايي به قيافه لطف . از اين رو است كه وقتي خدا نسبت به بندهاي از بندگانش لطف مخصوصي دارد او را گرفتار سختيها ميكند .
جمله معروف البلاء للولاء مبين همين اصل است . در حديثي از امام باقر ( ع ) آمده است كه : « ان الله عز و جل ليتعاهد المؤمن بالبلاء كما يتعاهد الرجل اهله بالهدية من الغيبة » ( 2 ) . خدا از بنده مؤمنش تفقد ميكند و براي او بلاها را اهداء مينمايد همانطوري كه مرد در سفر براي خانواده خودش هديهاي ميفرستد . (عدل الهي ص185)
براي مطالعه بيشتر :
1ـ عدل الهي ـ استاد مطهري
2ـ اصول کافي ـ بخش قضاي حاجت مومن
3ـ بيست گفتار ـ شهيد مطهري ـ مبحث شدايد و گرفتاريها
منبع :پرسمان/معارف


