
اگر انسان عاقل باشد لذت بي نهايت را بر لذت زودگذر ترجيح مي دهد.
اي انسان اگر مي خواهي به آن لذت بي نهايت برسي و از آن رنج بي نهايت در امان بماني بايد روي خط انسانيت زندگي كني و در جهت مصلحت « ما » حركت كني كه رضاي خدا در اينست .
مسلمان آسايش طلب انسان آسايش طلب انسان كه رعايت آسايش شخصي و پرهيز از همه گزندها مسئله درجه اول زندگي او باشد نمي تواند يك مسلمان متعهد و وظيفه گزار باشد.
آدميزاد همواره زندگيش را بر سر دو راهي و چند راهي ميگذارند امتياز و والائي زندگي انسان ها هم در همين است كه انتخاب مي كنند و انتخاب كاريست بس دشوار.
آدمي براي سعادتمندشدن احتياج به يك نوع سكونت و آرامش و طمانينه روحي دارد همين قدر كه اين را فهميد و كفه عملش به سمت كارهاي اصيل جاوداني گردش كرد همين اندازه براي سعادت انساني كافي است .
زندگي انسان اگر صرفا برپايه محاسبات و برنامه ريزيها و جهت يابيهاي عقل حسابگر باشد پوچ و بي معني است .
انسان موجودي است كه با استعداد و آمادگي متنوع هم مي تواند شقي شقي از كار درآيد و هم مي تواند سعيد سعيد. اين سعادت و شقاوت وابسته به تلاش انسان است . انسان نرم مزاج و سراپا محبت نسبت به همه يك انسان نيمه كامل است از نظر اخلاق اسلام انسان مسلمان بايد به موقع بتواند خشم و كين داشته باشد قهر داشته باشد و به موقع خود بتواند مهر داشته باشد.
انسان از ديدگاه اسلام و قرآن عبارت از يك « شدن » مستمر خود آگاه خودساز و محيط ساز است .
« هادي » بايد خود مهار باشد. هر انساني بايد خودمهار باشد. هادي بايد خودمهارتر باشد و اين خودمهاري با تلقين درست نمي شود با تمرين درست مي شود.
بالاترين خدمت به جامعه انسانها و محكمترين و استوارترين پايه براي بهتر زندگي كردن انسانها اينست كه انديشيدن را به آنها بياموزيم .
ما همواره گفته ايم كه انسان اسلام از گهواره تا گور خودسازي ميكند و در اين خودسازي هم نقطه قوت دارد و هم نقطه ضعف . اگر اين انسان اسلام موفق شود كه نقطه هاي قوتش بر نقطه هاي ضعفش » بچربد آن قوت در اين امتحان الهي قبول ميشود. و اگر خداي ناكرده عكس اين جريان واقع شود در اين امتحان مردود خواهد شد.
انساني كه خط دارد دشمن دارد
هر فرد انسان و جامعه انسان نيازمند است به محاسبه و مراقبه . تفاوت نظام جمهوري اسلامي با نظام پيشين اين است كه يك يك شما برادران و خواهران بايد حسابرس و حسابكش خودتان و جامعه تان و حكومتتان باشيد. و قانون اساسي تان براي اين و بر اين اساس تنظيم شده كه به شما امكان رسيدگي حسابرسي و حسابكشي را بدهد و وقتي ما مي توانيم بگوئيم با يك نظام جا افتاده تر سروكار داريم كه شيوه ها و راهها. و وسائل اين حسابرسي و حسابكشي را نظام فراهم كند. بي شك بايد راهها تازه و كاملتر و آسانتر عملي تر و موثرتر براي اين حسابرسي و حسابكشي در برابر همه انسانهاي ما هر مرد و زن مسلمان ما باز شود تا بتوانيم بگوئيم : « المومنون و المومنات بعضهم اوليا بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » .
آيا ما مراقب اين هستيم كه هر يك از ما خودش را و انديشه و فكرش را ترازوي منحصر به فرد حق و باطل قرار ندهد آيا ما آماده آن هستيم كه اگر بر انديشه گفتار و كردار و رفتارمان نقدي منصفانه مي شود اين نقد را راحت قبول كنيم
هر انساني يك كتابست كه از او فقط يك نسخه تهيه شده مطالعه اين يك نسخه و اين يك كتاب شما را از مطالعه دقيق علمي انسان ديگر كه كتاب ديگري است بي نياز نمي كند.
علاوه بر تاريخ سازي و حاكميت انسان بر سرنوشت خويش رمز تاريخ سازي انسان و خودسازي او نيز در اسلام مطرح است .
انسان است كه بر قوانين حاكم مي شود و با اين انديشه است كه ميبينيد انسان اسير طبيعت سالار و سرور طبيعت مي شود.
انسان موجودي است مسابقه جو اگر اين مسابقه جوئي نبود علم ها هنرها و خيلي چيزهاي ديگر نبود.
انسان موجودي خودساز و محيط ساز است و اسلام انسان را اينطور به ما معرفي نموده است .
انسان برخلاف آنچه بسياري از مكتبهاي امروز ميانديشند صرفا يك حيوان اقتصادي نيست .
انسان آميزه ايست از تمنيات مادي و آرمانهاي متعالي و اين تمنيات و آرمانها بايد با يكديگر حركت كنند و حركت بيافرينند و اشباع و ارضا شوند. قوانين و مقررات و مراسم و آئين و بينش ما همينگونه بايد همه سونگر باشد.
ميل به دانستن يكي از تمايلات اصلي انسان است .
اي انساني كه آنقدر هميشه سيري كه اصلا گرسنگي را درك نمي كني تو انسان نيستي .
هر انساني اگر بپرسد كه من براي چه به دنيا آمده ام مي گويم : براي تلاش پر نبرد و پررنج در راه تكامل خويشتن و انسانيت.
بالاترين خدمت به جامعه انسان ها و محكم ترين و استوارترين پايه براي بهتر زندگي كردن انسان ها اين است كه « انديشيدن » را به آنها بياموزيم .
آيا ما مراقب اين هستيم كه هر يك از ما خودش را و انديشه و فكرش را ترازوي منحصر به فرد حق و باطل قرار ندهد
آيا ما آماده آن هستيم كه اگر بر انديشه گفتار و كردار و رفتارمان نقدي منصفانه مي شود اين نقد را راحت قبول كنيم
انسان نرم مزاج و سراپا محبت نسبت به همه يك انسان نيمه كامل است . از نظر اخلاق اسلام انسان مسلمان بايد به موقع بتواند خشم و كين داشته باشد قهر داشته باشد و به موقع بتواند مهر داشته باشد
منبع:سراج نت


