
روشن است مشروط شدن بدون دليل ظاهري امكان ندارد همان طور كه ديگر پديده ها هم از اين قاعده مستثني نيستند . ولي ان چه مهم است اين است كه گاهي علت ان، سختي امتحانات است ،گاهي مريضي انسان ،گاهي استعداد ضعيف و گاه عدم تلاش بجا و ممناسب و يا ديگر علتها . بايد ديد علت چيست؟ ايا انسان تلاش كرده است ولي به خاطر سختي امتحان نتيجه مناسب عايد نشده است؟ يا اينكه انسان به علت سرگرمي بي مورد تلاش جدي را از دست داده است ؟ يا انسان كار مفيد ديگري را در اولويت قرار داده است ؟ ويا خداي ناكرده ابتلاء به گناه و معصيت باعث از دست دادن وقت و از دست دادن فرصت شده است ؟ و ..
خلاصه اين كه در مورد افراد مختلف و شرايط متفاوت ، اين مسئله تفاوت مي كند .
اين نكته را بايد اضافه كرد كه از نقطه نظر معنوي، گاهي انسان گناهي انجام ميدهد كه ثمره بد ان ، نتيجه يك كار ديگر را خنثي مي كند مثلا انسان مرتكب گناهي ميشود كه خداوند براي پاك شدن او ، وي را به مريضي مبتلا مي كند كه توفيق انجام بعضي از اعمال از انسان گرفته ميشود يا باعث بروز يك گرفتاري يا مشقت و مصيبت در زندگي انسان ميشود كه بديهي است با وجود يك گرفتاري دست و پا گير، بسياري از زمينه ها از دست انسان ميرود . چنان كه انجام كارهاي خير باعث پيدايش زمينه هاي جديد ودر نتيجه توفيق انسان در زندگي مي شود كه در روايات به اين نوع از مجازاتها و پاداشها اشاره شده است .
منبع :پرسمان/معارف


