اگر پيامبر رحمه للعالمين است پس چرا وقتي كسي به آن حضرت توهين ميكند تظاهرات ميكنيد؟ به خود ايشان در زمان حيا ت تا لحظه ي رحلت اهانت هاي شديد تري ميشد. روي سر آن حضرت خاكستر ريخته شد و... و پيامبر با عطوفت با آنها برخورد ميكرد. وحالا وقتي به آخرين پيامبر خدا توهين ميشود تظاهرات ميكنيد وبا شدت با آن بر خورد ميكنيم مثلا مورد سلمان رشدي امام خميني فرمان قتل او را به خاطر توهين به پيامبر صادر كرد. پيامبر(ص) هم چنين اهانت به بت ها را اجازه نمي دادند گرچه آنها بي جان اند چون افرادي كه از سر ساده لوحي گمراه اند به مقدسات ما بي احترامي ميكردند. ولي ما به سران غربي بي احترامي ميكنيم وانواع كاريكاتور هاي آنها را درست ميكنيم. با توجه به اينكه آنها مردمانشان را فريفته اند و مردمانشان فكر ميكنند آنها خيلي خوب هستند و آنها ضد تروريست اند وقتي كاريكاتور هاي آنها را ميبينند ناراحت ميشوند و ممكن است به ما اهانت كنند.؟

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
پيامبر رحمت
دانشجوي گرامي اصل واكنش اعتراضي نسبت به اهانت به مقدسات امري طبيعي و فطري است و حتي آنهايي كه اهانت به مقدسات مسلمانان را به عنوان آزادي بيان توجيه كرده و حتي برخي از آنها با كمال شرم به مسلمانان پيام مي دهند كه آنها نيز مي توانند در باره حضرت مسيح كاريكاتور تمسخر آميز بكشند و يا ديگران را آزاد مي دانند كه به حضرت مسيح اهانت نمايند (همچون نخست وزير انگليس) نيز در اصل، اعتقاد به لزوم واكنش نسبت به اهانت به مقدسات دارند،با اين تفاوت كه مقدسات آنها تغيير يافته است به عنوان مثال غربي ها كه اينگونه خود را در برابر اهانت به مقدسات خودشان، داراي سعه صدر معرفي مي كنند در واقع، پيامبران برايشان هيچ تقدسي ندارند، بلكه مقدسات آنها امور ديگري مي باشد همچون هولوكاست وبه همين دليل همين غربي كه امروزه از كاريكاتور هاي اهانت آميز بر عليه مقدسات اسلامي و يا ساخت فيلم هاي موهن بر عليه پيامبر اكرم ، به بهانه حمايت از آزادي بيان حمايت مي كنند ، به هنگام برگزاري كنفرانس بين المللي بررسي هولوكاست در تهران ، قطعنامه هاي شديد اللحني در محكوميت برگزاري اين كنفرانس علمي صادر كرده و برخي شركت كنندگان در اين كنفرانس را نيز تحت پيگر قرار دادند . همين رفتار حاكي از اين است كه حتي مدعيان آزادي بيان نيز ، آنگاه كه مقدساتشان مورد هجمه قرار مي گيرد نه تنها نسبت به آن واكنش اعتراضي از خود نشان مي دهند بلكه ، حتي شديدترين برخوردها را نيز صورت مي دهند ، منتها بايد مقدسات همين افراد را شناخت و صداقتشان را هنگامي دريافت كه مقدسات واقعي آنها مورد هجمه قرار مي گيرد و نه مقدسات ادعايي و ظاهري . ثانيا اكثر واكنش هايي كه در زمينه اهانت به مقدسات مسلمانان صورت مي گيرد كاملا مسالمت آميز است و هدف آنها نيز صرفا جلوگيري از تكرار حرمت شكني و قداست زدايي از مقدسات و پرهيز از تداوم توهين هاست و اين حداقل كاري است كه يك مسلمان غيور در قبال اهانت به پيامبر خوبي ها كه بشريت را از ورطه هلاكت و گمراهي نجات داده و به سوي نور و روشنايي هدايت نموده است مي تواند انجام دهد ، در واقع تشكر از رسول مهرباني ها و دفاع از ساحت قدسي وي حق هر مسلماني است و نبايد به هيچ بهانه اي چنين حقي را از وي سلب نمود . ثالثا رخدادهاي تاريخي كه مثال زده شده است نمي تواند توجيهي براي عدم واكنش در برابر اهانت ها تلقي گردد چرا كه برخي از رخدادهايي كه مورد استناد قرار مي گيرد در دوراني اتفاق افتاده كه پيامبر و ياران ايشان در محاصره بت‌پرستان مكه زندگي مي‌كردند و عملاً امكاني براي مقابله با چنين جسارت‌هايي وجود نداشت، بر خلاف دوران حكومت در مدينه و پس از فتح مكه كه ديگر كسي جرأت چنين جسارت‌هايي را به محضر پيامبر نداشت. به گونه‌اي كه هرگونه جسارت با خشم و مقابله جدي مسلمانان مواجه مي‌شد. مسئله بعدي اين است كه ما در موضوع رهبران ديني لازم است دو مفهوم را از يكديگر متمايز كنيم. يكي شخص و ديگري شخصيت. پيامبر، امام و جانشينان ايشان، داراي يك شخصيت فردي هستند و يك شخصيت اجتماعي. به تبع داراي يك‌سري حقوق فردي هستند و يك‌سري حقوق اجتماعي. حقوق فردي مسائلي است كه ارتباط شخصي با ايشان دارد كه هم مي‌توانند آن را احقاق كنند و هم از آن چشم‌پوشي نمايند. اما حقوق اجتماعي ايشان مسائلي نيست كه وابسته به خود ايشان باشد، بلكه با كل جامعه در ارتباط است و شخصيت يك رهبر ديني بر اساس آموزه‌هاي اسلامي لازم است حفظ شود. بنابر اين ممكن است در مواردي پيامبر به عنوان شخصيت فردي خود از اهانت هايي كه صورت مي گرفت ، حتي در دوران حكومت مدينه گذشت نموده باشد اما نمي توان اين اقدام وي را به عنوان يك رويه اجتماعي ثابت براي رفتار مسلمانان اثبات نمود و مدعي شد هر كسي حق دارد نسبت به پيامبر اهانت نمايد و ديگران حق ندارند نسبت به او واكنشي نشان دهند ، در واقع اهانت به رهبر ديني يك جامعه در واقع اهانت به كل جامعه و افراد آن است. بنابراين امري نيست كه بتوان به راحتي از آن گذشت. ضمن اينكه در اين رخدادها بايد به مصلحت هايي كه برخي گذشت هاي پيامبر براي اسلام و جامعه اسلامي داشت نيز توجه داشت ، چنانكه داستاني كه ذكر كرده ايد حاكي از اين مصلحت است ، اما وقتي سكوت امروزين در برابر اهانت ها نه تنها منجر به نتيجه مثبتي نمي شود بلكه با توجه به تكرار اهانت ها و حتي تشديد آن و قداست زدايي از ساحت قدسي پيامبر باعث سستي اعتقادات جمعي ديگر مي شود ، مسلما سكوت نه تنها فاقد هر گونه مصلحتي مي باشد بلكه تنها راهكار ، اعتراض خواهد بود . بنابر اين در همه جا نمي توان حكم واحدي داد كما اينكه پيامبر اسلام نيز حكم واحدي در قبال اهانت ها نمي دادند بلكه در كنار سكوت كريمانه اي كه در قبال برخي اهانت ها داشتند ، شاهد آن هستيم كه به امر الهي حكمي تحت عنوان «ساب النبي» هم داشتندكه بر اساس آن اهانت كنندگان به پيامبر ، محكوم به اشد مجازات مي شدند و يا با وجود عفو كريمانه نسبت به مشركان مكه ، شاهد آن هستيم كه حكمي صادر كردند كه حدود ده نفر از مشركان ، هر كجا باشند و لو اينكه به پرده كعبه آويخته باشند بايد كشته شوند كه تعدادي از اين مشركان ، افرادي بودند كه رذالت را در سرودن هجو نسبت به پيامبر و اهانت هاي ركيك به آن حضرت به اوج رسانده بودند . فتواي حضرت امام ره بر عليه سلمان رشدي مرتد نيز در چنين فضايي و با چنين هدفي صادر شد و توطئه اي عظيم و حساب شده را خنثي كرد . اعطاي لقب «سر» (شواليه) به نويسنده اين كتاب بعد از گذشت بيش از دو دهه از تاريخ انتشار اين كتاب توسط ملكه انگليس در شرايطي كه جهان اسلام در آتش تهاجم نظامي وحشيانه غرب به سركردگي آمريكا و انگليس، مي سوزد، به خوبي بيانگر توطئه و سياسي بودن اقدام سلمان رشدي است كه هيچ ارتباطي با مباحث فرهنگي و ... ندارد و حاكي از اين است كه اقدام سلمان رشدي مرتد اقدامي در جهت توطئه اسلام ستيزي غرب بود و نه كار فردي لذا براي ايستادگي در برابر چنين اقدام مهم سياسي اعتقادي لازم بود تا شخصيتي تاثير گذار چنان واكنشي نشان دهد كه بتواند در برابر هجمه اي كه با حمايت امپراتوري مالي و رسانه اي ريشه اعتقادات اسلامي را نشانه رفته بود ايستادگي كند . فتوايي نيز كه امام خميني ره صادر نمودند فتوايي بود كه پس از چندين ماه از انتشار اين كتاب در انگلستان و به دنبال ماهها درگيري خونين در برخي از كشورهاي اسلامي و به ويژه هند و پاكستان صادر شد و نشان دهنده عمق اهانت و كج دهني جهان غرب به جهان اسلام و بي توجهي نسبت به خواسته هاي مسلمانان در احقاق حقوق پايمال شده شان بود كه باعث شد تا امام خميني ره خود وارد ميدان شده و چنان ابتكار عمل را به دست بگيرد كه تا سالها جامعه اسلامي را نسبت به چنين تهاجمات دامنه دار و سازمان يافته اي بيمه نمايد . 
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی

پربازدیدها

پربحث‌ها