چرا ياد خدا به انسان آرامش ميده؟ چرا درقران براي ايجاد آرامش ازچيزديگه يادنشده؟

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰



آرامش در اثر ياد خداوند


« ياد خدا و آرامش »

آرامش روانى، امرى مطلوب است كه براى دست‏يابى آن بايد تلاش كرد،
اساسا ارتباط با خدا آرامش‏آور است؛ يعنى، انسان ذاتا دوستدار و عاشق خدا است و وقتى عاشق به معشوق برسد آرامش مى‏يابد. از طرف ديگر خداوند در قرآن فرموده است كه: «در مؤمنان سكينه و آرامش نازل مى‏كند».بهترين چيزى كه روح انسان را صفا مى‏بخشد و حالت آرامش و سكونت براى انسان ايجاد مى‏كند، ايمان، توكل و ذكر و ياد خدا است. قرآن مى‏فرمايد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشيد كه با ياد خدا دل‏ها اطمينان و آرامش پيدا مى‏كند» (رعد، آيه 28).
آرى اين خاصيت ذكر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذكر است. ازاين‏رو اگر با حال توجه و خلوص و يقين باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس يك حالت سبكى و آرامش در خود مى‏كند. كسى كه درد دلش را با خدا در ميان مى‏گذارد به اين معنا است كه قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پيدا كرده است. خداوند نيز وعده فرموده است كه: «هر كس با توجه به او رو كند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا كند و دل و روحش را نورانى نمايد». آنچه بعد از اين حالت در خود احساس مى‏كنيد، حاكى از آن افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس بايد شاكر باشيد و توجه داشته باشيد كه اين يك حالت مادي نيست؛ زيرا روح يك عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم كه از طرف حق در آن مى‏شود مادى نيست.
براي گام گذاشتن در اين راه و رسيدن به آرامش، بايد ايمان و اعتقاد به معبود را تقويت كرد. انسان براي اين كه بتواند به اعتقاداتش پايبند باشد و به ارتقاء آنها بپردازد لازم است كه ايمان و دين خود را در ابعاد شناختي، رفتاري ، عاطفي و انگيزشي تقويت نمايد. البته اين ابعاد به نحوي با يكديگر مرتبط بوده و با هم تعامل دارند. مثلا هر چه شناخت انسان به خدا و به دين قوي باشد، انگيزه انسان تقويت شده و رفتار هاي مثبت بيشتري از او سر ميزند و از طرف ديگر هرچه رفتارهاي مثبت بيشتري انجام دهد زمينه رشد شناختي و انگيزشي او نيز بالا مي‌رود. ازسوي ديگر عواطف مثبت انسان نيز مي تواند در افزايش انگيزه ودر نتيجه استمرار رفتارهاي ديني تاثير گذاشته و باعث گردد انسان ، سرعت بيشتري در طي مسير معنوي و ارتقاء باورهاي ديني داشته باشد.

«معنا و حقيقت ذكر(ياد)»

ذكر در لغت به معناي مطلق ياد كردن و توجه داشتن است خواه به زبان باشد و خواه به قلب و دل و خواه به فعل و عمل، اما حقيقت ذكر: توجه قلبي و باطني انسان به ساحت قدس پروردگار است در حقيقت ذكر خدا، عبارت است از يك حالت خدا بيني روحاني و توجه باطني به خداي جهان به گونه اي كه آدمي خدا را حاضر و ناظر خويش در محضر پروردگار جهان بداند، كسي كه اين چنين به ياد خدا باشد به دستورات خدا عمل مي كند، واجبات را انجام مي دهد و محرّمات را ترك مي كند.
حضرت علي(ع) فرمود: «لاتذكر اللّه سبحانه ساهياً و لاتنسه لاهيا واذكره ذكراً كاملاً يوافق فيه قلبك و لسانك و يطابق اضمارك و اعلانك ولن تذكره حقيقة الذكر حتي تنسي نفسك في ذكرك و تنفقدها في امرك؛(5) خداي سبحان را از روي سهو و غفلت ذكر نگو و او را فراموش مكن، خداي را ذكر كامل بگو به طوري كه قلب و زبانت همراه و باطن و ظاهرت هماهنگ باشند، خدا را به حقيقت ذكر ياد نمي كني جز در صورتي كه در حال ذكر، نفس خودت را فراموش كني و در انجام كار، خودت را نيابي.»
انسان با ايماني كه در جهت لقاء الهي و رستگاري و نجات خود در تلاش است نيازمند به دو نيروي توان بخش و حركت آفرين و نگاهدارنده است. آن چه كه در انسان تحرّك ايجاد مي كند ياد خدا و صفات جلال و جمال او و نعمت هاي بي پايانش است و آن چه كه بازدارنده از موانعي چون خود بيني ها و تجاوزها است همانا ياد خداست.
از اين رو قرآن كريم فرموده است: «يا ايها الّذين آمنوا اذكروا اللّه ذكراً كثيراً و سبّحوه بكرة و اصيلاً؛( سوره احزاب، آيه 42 ـ 41) اي كساني كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ياد كنيد و صبح و شام او را تسبيح گوييد و او را به پاكي ياد كنيد.»
انساني كه به ياد خدا باشد هم وظائف خود را براي رسيدن به لقاء اللّه به درستي انجام مي دهد و هم از معصيت و نافرماني اجتناب مي كند. زيرا ياد خدا يعني توجه به سرچشمه قدرت روحي و معنوي و عامل سعادت و كمال.
از آن جايي كه عوامل غفلت در زندگي هاي مادي بسيار فراوان و تيرهاي وسوسه شيطان از هر سو حيات واقعي انسان را نشانه مي گيرد، براي مبارزه با آن جز ياد خدا و با تمام وجود به ياد خدا بودن مؤثر نخواهد بود.
شايان توجه است كه قرآن فرمود:زياد و پيوسته به ياد خدا باشيد و اين به اين معناست كه ياد خدا بايد بر همه اعمال انسان پرتو افكن بوده و بر آن نور و روشنايي بيفكند و در همه صحنه هاي زندگي انگيزه مناسب الهي با ياد خدا براي عبادت و اطاعت بوجود خواهد آمد.
و به عبارت ديگر: هنگامي كه ياد خدا برده مي شود يك دنيا عظمت، قدرت، علم و حكمت در قلب انسان متجلي مي گردد. زيرا خداي سبحان داراي اسماء حسني و صفات عليا و صاحب تمام كمالات و منزّه از هرگونه عيب و نقص است، توجه مداوم به چنين حقيقتي كه داراي چنان اوصافي است روح انسان را به نيكي ها و پاكي ها سوق مي دهد و از بدي ها و زشتي ها پيراسته مي دارد و در واقع اوصاف جمال الهي در آدمي تجلّي مي كند و آدمي كه اوصاف جمال الهي در او تجلّي كرد از گناه و فساد و آلودگي اجتناب مي نمايد. در حقيقت ياد او، ياد مراقبت او، ياد حساب و جزاي او، ياد دادگاه عدل او و بهشت و جهنم و دوزخ او است و اين ياد است كه جان را صفا و دل را نور و حيات مي بخشد.

«مراتب ذكر»

ذكر مقامي بسيار وسيع و داراي مراتب و درجاتي است كه اولين مرتبه اش ذكر لفظي و زباني و نهايت آن انقطاع كامل است.
الف: ذكر زباني: كسي كه به ذكر و ياد خدا است همينكه به خدا توجه كرد به قصد قربت اذكار مخصوص را بر زبان جاري سازد بدون آن كه به معاني آن ها توجه داشته باشد.
ب: ذكر معنوي: انساني كه به قصد قربت ذكر مي گويد، در همان حال معناي آن را بر ذهن خود خطور دهد و به دل سرايت دهد تا دل از آن متأثر گردد.
ج: ذكر قلبي: در اين مرتبه زبان از قلب پيروي مي كند و ذكر مي گويد و در باطن ذات به مفاهيم ذكرها ايمان دارد كه زبان با پيروي از قلب به گفتن ذكر مشغول مي شود. اين ذكر است كه عميق ترين اثرات روحي و معنوي را براي انسان داراست.
د: ذكر در تمام حالات: انساني كه دائم الحضور است و پيوسته خود را در حضور خدا مي بيند و با او انس دارد و اگر لحظه اي غفلت كند احساس گناه كرده و به درگاه خدا توبه مي كند. البته اين مرحله ويژه بندگان خاص خدا است كه هميشه با ياد خدا پيوند برقرار كرده و هيچ نوع علاقه و تمايلي كه معارض با حبّ الهي و رضا و خوشنودي او باشد در او راه نمي يابد. رسول مكرم اسلام (ص) مي فرمايند: (مَن أَطاعَ اللّه عَزَّوَجَلَّ فَقَد ذَكَرَ اللّه - هر كس خداى عزوجل را اطاعت كند خدا را ياد كرده است. بحارالأنوار، ج77، ص86، ح3).

«خدا به ياد انسان متذكر»

ياد خدا بودن آثار و بركات فراواني دارد. يكي از آثار ذكر آن است كه اگر انساني به ياد خدا باشد خدا نيز به ياد اوست: «فاذكروني اذكركم؛( سوره بقره، آيه 152) بياد من باشيد تا به ياد شما باشم.» خدا با ياد كردن مؤمن، گناه را از او باز مي دارد و او را از خطر معصيت مي رهاند و بنده ذاكر خود را در برابر گناه و انحراف بيمه مي كند. چنان كه درباره حضرت يوسف(ع) فرمود: «ولقد همّت به وهمّ بها لولا ان رآ برهان ربّه كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصين؛(سوره يوسف، آيه 24) آن زن قصد او كرد و او نيز اگر برهان پروردگار را نمي ديد قصد وي مي كرد اين چنين كرديم تا بدي و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.»
مشاهده حضور حق و شهود قلبي خدا از كاملترين مصاديق ياد حق است پاداش و اثر چنين يادي آن است كه سوء و فحشا از انسان باز داشته شده و گناه و فحشاء به سراغ او نمي آيد. در واقع اين لطف ممتاز خدا نسبت به انسان متذكر است كه زشتي و گناه را از نزديك شدن به انسان سالك صالح و شاهد حق باز مي دارد و اينچنين انسان را ياد مي كند.
نتيجه آنكه، ذكر خداوند كه سبب آرامش انسان مي شود مصاديق فراواني دارد و خداوند در قرآن بطور كلي اين مطلب را بيان نموده است و با توضيحاتي كه بالا داده شد اين مطلب روشن گرديد كه در واقع ذكري كه خداوند در قرآن آن را مايه ي آرامش انسان مي داند تمام اموري كه انسان براي آرامش روحي نياز دارد را در بر مي گيرد.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها