شريعت و احكام ديني مجموعه‏ اي ازنسخه‏ هايي هماهنگ و منسجم از طرف خدا هستند كه آنها را براي تعالي و حركت‏ استكمالي انسان و جلوگيري از سقوط و ابتلاء او به دوزخ در اختيار مؤمنين قرار داده است.

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰


فلسفه وجودي دين‏
فلسفه وجودي اديان و ارسال رسل و انزال كتب آسماني، به ويژه آخرين و كامل ‏ترين آنها، هدايت و راهنمايي انسان است از آن چه كه هست بر آن چه كه بايد باشد و رساندن او به‏ جايگاهي كه شايستگي و لياقت رسيدن به آن را دارد. به عبارت ديگر انسان به اقتضاي‏ بهره‏ مندي از اراده و اختيار علاوه بر هدايت تكويني كه همه موجودات از آن بهره ‏مندند، نيازمند هدايت و راهنمايي ديگري است كه انديشه‏ ها و افعال اختياري او را هدايت كرده، او را به مقصد نهايي و آن چه براي آن آفريده شده است برساند. و اين همان هدايتي است كه دين‏ متكفل آن شده است و در آيات قرآن و روايات معصومين(‏عليهم السلام) با تعابيري نظير هدايت، نور، رشد و صراط مستقيم آمده است.
قرآن، آخرين و كامل‏ ترين نسخه الهي و قانون اساسي اسلام، هدايت ‏كننده است به راهي‏ كه هم در اعتقادات، هم در قوانين فردي و اجتماعي و هم به لحاظ اخلاقي بهترين راه و استوارترين طريق بوده كه همان صراط مستقيم است. «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ» (اسراء،آیه 9) و در آيه ‏اي ديگر، قرآن خود را اين‏ گونه توصيف مي ‏كند:«كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَي‏ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد» (ابراهيم،آیه 1)
توضيح آن كه: انسان در بدو تولد تمام اعضاء و جوارح مربوط به بدن انساني را دارد، اما به ‏لحاظ روحي و شخصيت انساني واجد هيچ ‏گونه فعليتي نمي ‏باشد و استعداد و قوّه و آمادگي‏ صِرف است و اين خود اوست كه با انتخاب مسير، حركت آنها را فعليت مي ‏بخشد و كاربزرگِ اين هدايت، رشد و به فعليت رساندن استعدادها و آمادگي‏ هاي مثبتِ موجود در انسان ‏است، به گونه ‏اي كه او را به حيات طيبه و حقيقت انساني برساند و مانع بازماندن او از كاروان ‏سعادت و كمال گردد. به بيان ديگر خدا انسان را از سمبل‏ زيبايي‏ ها و كمالات(روح الهي) خلق كرد و او را روي زمين خاكي جاي داد، لكن به او گفت ‏تو براي زندگي زميني و خاكي خلق نشده‏ اي و خاك مبدأ حركت تو مي‏باشد اما مقصد تو نيست. از خاك هجرت و حركت كن تا به خدا برسي و شخصيت و ارزش تو به ميزاني است ‏كه در اين صراط مستقيم سلوك كرده باشي. تو آفريده شده‏ اي تا با تلاش و زحمت از مبدأ خاكي به سوي پروردگارت در حركت باشي و هدف آفرينش و تعالي و كمال حقيقي تو درتقرب هر چه بيشتر به خدا مي ‏باشد.«يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَي‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِيهِ» (انشقاق،آیه6)
آفريدگار، دين و كتب آسماني و رسولان خود را فرستاده تا راهنما و هادي انسان در پيمودن مسير از خاك تا به خدا و سلوك صراط مستقيم باشند. دين آمده تا ضمن افشاء و معرفي موانع رشد و تعالي و راهزناني كه مانع سير و سلوك معنوي انسان مي‏ شوند و ضرورت اجتناب و دوري از آنها، ابزارها و وسايل تقرب به خدا و رنگ الهي يافتن را در اختيار او قرار دهد. البته ورود در اين هدايت و بهره ‏مندي از نسخه الهي، در ابتدا با انتخاب و پذيرش و انقياد انسان مختار شروع مي‏ شود - زيرا هدايت تشريعي، تحميلي و جبري نيست‏ و تنها خردمندان و - فرزانگاني كه با اراده و خواست خويش برنامه و آيين الهي را بر همه ‏آيين‏ ها ترجيح داده و با جان و دل آن را پذيرفته ‏اند از آن بهره‏مند و منتفع مي‏ گردند. البته بعد از پذيرش و ورود به دين، اسلام با شريعت و احكام اخلاقي فقهي آنها را تا رسيدن به مقصد راهنمايي مي ‏كند. اسلام در مرحله نخست هدايت خويش را با دعوت از همه مردم آغاز مي ‏كند و هدايت را با نشان دادن راه آنان شروع مي ‏كند. سپس آنان را از هدايتي ديگر يعني ‏ايصال الي المطلوب بهره‏ مند ساخته با اوامر و نواحي راهكار دست‏يابي به سعادت ابدي وكمال حقيقي را بر ايشان ممكن مي ‏سازد. بنابراين شريعت و احكام ديني مجموعه‏ اي ازنسخه‏ هايي هماهنگ و منسجم از طرف خدا هستند كه آنها را براي تعالي و حركت‏ استكمالي انسان و جلوگيري از سقوط و ابتلاء او به دوزخ در اختيار مؤمنين قرار داده است.
پيامبر اعظم(‏صلي الله عليه وآله) در اواخر عمر شريفش در جريان حجةالوداع اين گونه شريعت و اوامر و نواهي ديني اسلام را جمع ‏بندي مي‏ كند:« اي مردم! به خدا سوگند چيزي نماند از آن چه شما را به بهشت نزديك و از دوزخ دور مي‏ كند، مگر آن كه شما را بدان فرمان دادم (و هدايت كردم) و چيزي نماند از آن چه شما را به آتش نزديك‏ و از بهشت دور مي‏ كند، مگر آن كه شما را از آن بيم دادم و از آن نهي كردم. (92) و با توجه به نقش و جايگاه اين هدايت عظيم الهي است كه خداي مهربان آن را سبب منّت‏ بر مؤمنين معرفي كرده است،«لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم». (آل عمران،آیه164)

 مشخصه ‏هاي هدايت ديني‏

آن چه سبب شده اسلام نسخه‏ ها و مكاتب ديگر را ضلالت و گمراهي معرفي كند و تنها نسخه هدايت ‏بخش را از طرف خدا بداند، ويژگي ‏هايي است كه برخي از مهم ‏ترين آنها به ‏شرح زير هستند:

1. نشأت گرفته از احاطه علمي به عالَم و انسان:

هدايت ديني چون نشأت گرفته و برخاسته از وحي الهي است، شامل احاطه علمي كامل ‏به همه موجودات و از جمله انسان مي‏ باشد. هدايت ديني برنامه و نسخه ‏اي است كه خالق و مدّبر هستي كه بيش از هر كس به ابعاد وجودي و مصالح واقعي ‏انسان و الزامات آن احاطه علمي دارد،ارائه كرده است. بنابراين حقيقت هدايت آن است كه از طرف او باشد و باقي همه ضلالت و گمراهي ‏اند. «قُلْ إِنَّ هُدَي اللّهِ هُوَ الْهُدَي» ‏(بقره،آیه120)

2. قطعي و جزمي بودن:

هدايتي كه از طرف خدا باشد، در عين شفافيّت و روشن بودن، قاطع و محكم و غيرقابل‏ ترديد و شك است، چون مبتني بر حقايق است نه فرضيه و نظريه‏ هاي خطاپذير.«ذلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدي لِلْمُتَّقِينَ» (بقره،آیه 2)


3. همگاني بودن:

مخاطب دعوت اسلام همه انسان‏ ها مي ‏باشند و تفاوت سليقه‏ ها و نژادها و قوميّت ‏ها درآن نقشي ندارد. تعبير قرآن آن است كه:«هُدي لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدي‏ وَالْفُرْقَان» (بقره،آیه 185)
البته اين در اصل دعوت و راهنمايي است اما از هدايت خاص و درون ديني و هدايت و پاداش، جز گروندگان و لبيك‏ گويان دعوت ديني بهره ‏مند نمي‏ گردند و شايد منظور از اضلال ‏كه در برخي آيات به خدا نسبت داده شده در مقابل همين هدايت پاداش و خاص باشد كه هركس دعوت عقل دروني و پيامبر بيروني را عمداً ناديده گرفت و به آن پشت كرد خداوند كيفر او را محروميّت از هدايت خاص قرار مي دهد و او را به خودش وامي‏ گذارد.


4. انسجام و هماهنگي سيستمي:

آن چه اسلام بيان كرده است در عين جامعيّت و فراگيري ابعاد مختلف اعتقادي، اخلاقي، رفتاري و پوشش همه نيازهاي فردي، خانوادگي و اجتماعي از انسجام و پيوندي عميق در همه بخش‏ ها برخوردار است و هرگز جهتي، نافي و مخالف جهت ديگر نمي ‏باشد و گرفتار تضاد دروني نيست. به تعبير زيباي حضرت امام خميني(ره):«اسلام از هيچ چيز غافل نيست يعني اسلام انسان را تربيت مي‏ كند به همه ابعادي كه انسان ‏دارد. بُعد مادي دارد که راجع به آن تصرفاتي دارد و بُعد معنوي کهراجع به معنويات‏ صحبت دارد.»(93)

5. هم زباني با فطرت انساني:

معارف و تعاليم ديني علاوه بر هماهنگي درون سيستمي با فطرت و آفرينش انسان و خصوصيات روحي و جسمي وي هماهنگ و هم‏ زبان مي ‏باشد و تشريعش با تكوين‏ هماهنگي كامل دارد:«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ‏ا لْقَيِّمُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ»(روم،آیه30)

6. ابدي و فرازماني:

هدايتي كه خاتم اديان ارائه كرده است تاريخ مصرف آن تمام شدني نيست و تا اين عالم ‏ادامه دارد آن هم استمرار دارد و پاسخگوي انسان مي‏ باشد و هرگز بُعد هدايتي آن ضعيف ‏نمي‏ شود. «لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيد» (فصلت،آیه42)

7. شوق ‏انگيز و اميدبخش:

اسلام ضمن پاسخگويي به حس خلود طلبي و جاودانگي، انگيزه، خوش ‏بيني و اميد را در پيروان خود تقويت مي ‏كند و هر چه انسان در صراط مستقيم الهي بيشتر حضور داشته‏ باشد، شوق و استقامتش بيشتر گرديده و از هدايت تازه ‏تري بهره‏ مند مي‏ گردد و با اشتياق به‏ پاداش الهي مسير هدايت را مي ‏پيمايد:«وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدي وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ مَّرَد»(مريم،آیه76) و كسي كه مسير هدايت ديني را دنبال كند هرگز گرفتار يأس و خوف و حزن نمي‏گردد:«فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدي فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره،آیه38)


8 . سهولت و سماحت:

تعاليم ديني در عين حال كه به همه نيازها و ابعاد زندگي انسان‏ ها اهتمام دارد، سهل و آسان است و پيروان خود را به حَرَج نمي‏ اندازد و تكليف غير مقدور ندارد:«يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(بقره،آیه185)


9. بهره‏ گيري از روش‏هاي مختلف و متنوع:

تربيت و هدايت ديني در راستاي بصيرت و دورانديشي انسان‏ ها و شكوفا سازي خرد و اراده انساني از شيوه‏ ها و روش ‏هاي مختلفي بهره گرفته است و هر فرد يا گروهي را متناسب ‏با خودشان راهنمايي مي‏ نمايد. گاهي از راه موعظه و ارشاد، گاهي از راه استدلال و برهان، گاهي از راه قصد و بيان سرنوشت ديگران، گاهي از طريق تمثيل و تشبيه معقول به محسوس، گاهي با بيدار كردن فطرت الهي، گاهي با ارائه الگو، گاهي با انذار و تبشير و... هدايت انسان‏ ها را تعقيب مي‏ كند و از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي‏ خواهد كه از بهترین روش‏ ها بهره‏ گيري كند كه يك ‏نمونه آن از آيه شريفه مي ‏باشد:«ادْعُ إِلَي‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن»(نحل،آیه125)


10. واقع ‏نگري:

قوانين و برنامه اي كه خداي آفريدگار و مهربان براي هدايت انسان ارائه كرده است تحت‏ تأثير هيچ عامل دروني وبيروني قرار ندارد (برخلاف قوانيني كه بشر ارائه كرده)، بلكه تنها مبتني بر مصالح و مفاسد واقعي تشريع شده است. احكام الهي برخلاف مكتب طبيعي و مكتب پوزتيويسم، ضمن اين كه انشايي بوده، و با وضع خدا مشروعيت مي ‏يابد، مبتني بر مصالح و مفاسد واقعيّه است و اعتبار صرف نيست. اين همان چيزي است كه در مباحث ‏اعتقادي تحت عنوان «حسن و قُبح ذاتي افعال» و پايه‏ گذاري احكام الهي بر مصالح و مفاسد واقعيّه بيان شده است.
آن چه برشمرديم تنها برخي از ويژگي‏ هاي هدايت ديني است. امتيازات ديگري هم وجود دارد كه از مجموعه آنها مي‏ توان اين‏ گونه نتيجه گرفت كه تنها راه دست‏يابي به سعادت و كمال‏ حقيقي و رسيدن به مقصدي كه براي او وجود دارد، تبعيت و تسليم برنامه و نسخه‏ اي است‏ كه آفريدگار مهربانش براي او با لطف ارائه كرده است. به اين نكته هم بايد توجه داشت كه اسلام فقط به نشان دادن راه اكتفا نكرده و علاوه بر راهنمايي و ارائه طريق، موانع هدايت و تهديد كننده رشد و تعالي انسان را نيز معرفي و پيروان خود را به پرهيز از آنها سفارش كرده است.


راهبرد دين براي هدايت‏

اما اين كه چگونه اسلام هدايت و سعادت انسان را تنظيم و ارائه كرده است و راهبرد دين ‏در امر هدايت چيست در ضمن مقالات ديگر تبيين شده است و تنها به اين اكتفا مي‏ كنيم كه‏ راهبرد كلان اسلام براي هدايت انسان از دو بخش تفكيك‏ ناپذير تشكيل شده:
1. قرآن (قانون اساسي اسلام) كه اصول و مباني و جهت‏ گيري‏ هاي كلي هدايت‏ انساني را ارائه كرده است و در راهنمايي بندگان خدا همه چيز را بيان كرده است:
2. ولايت كه علاوه بر تبيين احكام الهي و كاربردي كردن قوانين كلي و علاوه بر وساطت‏ فيض و شأن تكويني، مديريت و رهبري جامعه ديني را تا رسيدن به هدايت حقيقي بر عهده ‏دارد.

پی نوشت ها:
92) اصول كافي، ج 2، ص 74.
93) صحيفه نور، ج 5، ص 107.
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها