
روش انس با خدا
در پاسخ شما دوست عزيز نكات زير را بيان ميكنم. باشد كه اول براي خودم تذكري باشد سپس براي شما سودمند باشد.اولين شرط انس با خداي متعال اين است كه واقعاً خدا را بخواهيم. و اراده جدي در اين راه داشته باشيم. در دو جاي دعاي شريف جوشن كبير كه شبهاي قدر آن را زمزمه ميكنيم ، نكتهاي بسيار كليدي به عنوان پيش شرط انس با خدا و استمرار آن آمده. در يك فراز از دعا آمده « يا من به يستأنس المريدون»[1] يعني «اي كسي كه مريدان تنها با او انس ميگيرند» و در فراز ديگري از دعا آمده« يا انيس المريدين»[2] « اي همدم مريدان».
بنابراين اراده و خواستن انس با خدا شرط اساسي انس است. مدعيان دروغين سلوك از همين جا لو ميروند. پس تا جايي كه انسان بتواند رابطه خود را با خداي متعال به رابطه مريدي و مرادي نزديك كند به همان ميزان توانسته است انس با خدا پيدا كند. ميگويند روزي موسي(ع) از خدا خواست كه گام به بارگاه ربوبيش گذارد. حضرت در نيايش خود گفت: «ربِّ كيف اصل اليك؟خدايا چگونه به تو برسم؟» خداي متعال در پاسخ فرمود: «قصدك لي وصلك اليّ. قصد وصول به من همان رسيدن به من است.»[3] براي اين كه بيشتر با سيماي مريدان آشنا شويد شما دوست عزيز را را به دقت و تأمل در يكي از زيباترين مناجاتهاي امام سجاد در مفاتيح الجنان با نام «مناجات المريدين» ارجاع ميدهم.[4] در اين دعا امام صفات مريدان را به زيبايي بيان ميكند.
كليد انس
اساسي ترين راهي كه براي انس در روايت و ادعيه ما مطرح شده است ذكر است. امام علي عليه السلام در حديثي «ذكر» را كليد انس با خدا معرفي ميكند و ميفرمايد: «الذكر مفتاح الانس. ذكر كليد انس است» يا در دعاي جوشن كبير ميخوانيم:« يا حبيب الباكين، يا وليالمؤمنين، يا انيس الذاكرين، يا منجي الصادقين»[5] از اين فراز از دعاي جوشن اين نكته قابل استفاده است كه ميان «حب» با «بكاء و گريه»، «ولايت الاهي» با «ايمان»، «انس» با «ذكر» و «نجات» با «صدق» ارتباط معنا داري وجود دارد. به قول آيه الله جوادي آملي، در اين گونه موارد وصف مشعر به عليت است. يعني در اوصاف ذكر شده مانند بكا، صدق و ذكر عليت و دخالتي در حب، نجات و انس وجود دارد. بنابر اين يكي از راههاي انس با خدا انس با ياد خدا است.
البته ذكر اشكال گوناگوني دارد. يكي از روشنترين مصاديق ذكر قرآن خواندن است. در قرآن كريم آيات متعددي داريم كه خود قرآن را ذكر معرفي ميكند. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون»[6] بنابراين قرآن خواندن روزانه البته به اندازهاي كه مقدور است، يكي از روشهاي قرآني براي انس با خداست. از ديگر اموري كه در قرآن به عنوان ذكر معرفي شدهاست نماز است. در سوره جمعه ميخوانيم: «يا ايها الذين آمنوا اذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكر الله و ذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون»[7] بنابراين نماز نيز يكي از راههاي انس با خداست. اگر شما دوست عزيز دقت كرده باشيد ملاحظه ميكنيد تمام تلاش بنده در اينجا اين بوده كه با استفاده از آيات و روايات وادعيه مصاديق و راههاي انس را نشان بدهم. تمام منظورم اين است كه اگر در معناي آيات و ادعيه خوب دقت شود ميتواند منبع ناب و بيغل و غشي در پاسخ گويي به خواستهاي به حق معنوي ما باشد.
انس با ذكر خفي
تمام آنچه تا كنون بيان شد همه از مصاديق ذكر جلي يا آشكار است. ذكر در فرهنگ ديني اسلامي ما به دوشكل بيان شده است.يكي ذكر آشكار كه نماز، قرائت قرآن و سبحان الله، الحمد الله و لااله الا الله گفتن به صورت آشكار و با زبان همه از مصاديق اين نوع ذكر است باز در روايتي آمده كه تسبيحات حضرت زهرا سلام الله عليها از مصاديق ذكر كثير است كه در قرآن بدان سفارش شده است. اما هنگامي كه به ادعيه و سيره عرفاي شيعه مراجعه ميكنيم ميبينيم نوع ديگري از ذكر نيز سفارش شده است كه به آن ذكر خفي يا غير آشكار و پوشيده ميگويند. اين نوع ذكر يكي از عميقترين، زيبا ترين و بيريا ترين اشكال ذكر است.در مناجات الذاكرين امام سجاد از خداي متعال اين گونه از ذكر را طلب ميكند حضرت ميفرمايد: «الاهي آنسنا بالذكر الخفي»[8]. در اذكار آشكار چون انسان با زبان يا عمل مشغول ذكر است به طور معمول شائبه ريا و خود نمايي وجود دارد اما در اين گونه ذكر گفتن يعني ذكر خفي هيچ گونه آثاري از ذكر گفتن در شخص به چشم نميخورد زيرا وي در قلب خود مشغول ذكر است.
آنچه شما در پرسش خود مطرح كرده يعني استمرار انس اين با اين نوع ذكر ميسر است. زيرا براي انسان مقدور نيست كه هميشه مشغول نماز، قرآن و دعا باشد اما ميتواند قلب خود را به گونهاي تربيت كند كه در همه حال در گوشة دلش ياد خدا مانند چراغي روشن باشد. بسياري از بزرگان مانند امام خميني و ديگران به اين نوع ذكر سفارش جدي ميكردند. به نظر ميرسد زيباترين راه انس در كنار امور واجبي كه به عنوان ذكر معرفي شد اين نوع از ياد خداست. درست مانند كسي كه يك مسافر عزيز در سفر دارد و تمام فكرش متوجه اوست. اين انسان تمام كارهاي روزمره اش را انجام ميدهد غذا ميخورد ميخوابد اين وظائف را به بهترين وجه هم انجام ميدهد اما هميشه در گوشه دلش به ياد آن يار است.
منبع:پرسمان


